شخصیت شناسی عاشورا صفحه 157

صفحه 157

می کند. پس چگونه می توان پذیرفت که شریح، فتوای قتل امام را صادر کرده است، ولی مختار از آن آگاه نباشد؟

پس این جریان یکی از رخدادهایی است که میان مردم مشهور است، ولی سند تاریخی برای آن وجود ندارد. به یقین، این مورد از غلط های مشهور تاریخ به شمار می رود.

شریح در حکومت مختار

شریح در حکومت مختار

مختار پس از مرگ یزید بن معاویه، در سال 64 ه . ق به خون خواهی امام حسین علیه السلام قیام کرد.

او پس از چندی، بر کوفه دست یافت و آن جا را مرکز حکومت خود قرار داد. مختار در آغاز حکمرانی در کوفه، خود، به قضاوت می پرداخت، ولی پس از مدتی، به دلیل فراوانی امور حکومتی و تدارک سپاه از رسیدگی به این کار ناتوان شد. او درباره ی این که شخص دیگری را به امر قضای کوفه بگمارد، با مشاوران خویش مشورت کرد که همه ی آنان، شریح بن حارث را معرفی کردند. مختار نیز شریح را به منصب قضا در شهر کوفه گماشت. البته برای مردم کوفه پذیرفتنی نبود که شریح هم در حکومت اموی و هم در حکومت علوی بر منصب قضا تکیه زند. به همین دلیل، نارضایتی خود را از این کار به آگاهی مختار رساندند. آنان گفتند:

شریح فردی عثمانی است که علیه حجر بن عدی الکندی که یک شیعه ی واقعی بود، شهادت نامه امضا کرد. هم چنین در حق هانی بن عروه خیانت کرد و پیام او را به قبیله اش نرساند. حضرت علی علیه السلام نیز او را از منصب قضاوت در کوفه عزل کرده بود.

هنگامی که شریح این سخنان را شنید، خود را به بیماری زد و از مختار خواست که او را از قضاوت معذور دارد. مختار نیز با دیدن اعتراض مردم و برای تحقق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه