شخصیت شناسی عاشورا صفحه 177

صفحه 177

من کاری نکردم فقط کمر بند شلوار حسین علیه السلام را باز کردم و بردم.(1)

کشته شدن سنان

کشته شدن سنان

بنابر قول ضعیفی، سنان نزد عبیداللّه گفت: من بهترین مردم از نظر پدر و مادر را کشتم. همین مسأله سبب ناراحتی ابن زیاد شد و دستور داد او را بکشند. با این حال مشهور آن است که وی به دست منتقم خون شهیدان عاشورا، مختار ثقفی کشته شده است. علامه مجلسی در بحارالانوار، شرح ماجرا را چنین روایت می کند:

سنان که می دانست اگر به دست مختار بیافتد، حسابش پاک است، پیش از همه کوفه را ترک کرد و به بصره گریخت. پس از چندی نیز پنهانی به قادسیه رفت. مأموران اطلاعاتی مختار به وی خبر رساندند که سنان در قادسیه است. مختار نیز مأمورانی را برای دستگیری وی فرستاد. سنان غافل گیر شد و در منطقه ای میان «عندیب» و «قادسیه» به چنگ مأموران مختار افتاد. وی را دست بسته به نزد مختار آوردند. او دستور داد ابتدا انگشتانش را بریدند. سپس دو دست و دو پایش را از تن جدا کرد. آن گاه جسد بی رمق وی را در دیگی پر از روغن زیتون که در حال جوشیدن بود، انداختند و وی را به اشدّ مجازات رسانید.(2)

مصحح ملهوف به نقل «حکایه المختار» می نویسد:

ابراهیم اشتر، او را گرفت و گوشت رانش را می برید و آن را به خُرد سنان می داد. هر گاه از خوردن خودداری می کرد، او را با خنجری می زد تا بخورد. این کار ادامه داشت تا وقتی که به حال مرگ افتاد. آن گاه ابراهیم، سر او را ذبح کرد و جسدش را در آتش سوزاند.(3)


1- الملهوف، ص 175.
2- بحارالانوار، ج 45، ص 375.
3- الملهوف، ص 175.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه