شخصیت شناسی عاشورا صفحه 184

صفحه 184

دستور داد تا اذان بگوید. حصین نزد او آمد و گفت:

اگر قصد نماز داری، به کاخ برو و کسی دیگر را بفرست تا با مردم نماز جماعت بخواند؛ زیرا می ترسم دشمنانت غافل گیرانه حمله کنند و به تو آسیب برسانند.

ابن زیاد گفت:

من به درون قصر نمی روم. به پاسدارانم بگو تا مانند همیشه پشت سرم بایستند. خودت نیز مراقب آنان باش تا وظیفه شان را به خوبی انجام دهند.(1)

روزی ابن زیاد هنگام سخنرانی در مسجد کوفه، خطاب به ابن نمیر چنین گفت:

ای حصین! مادرت بر تو گریه کند و عزادارت شود اگر دری از دروازه های کوفه باز بماند یا این مرد [مسلم] از این شهر برود و او را نزد من نیاوری. من تو را بر همه ی خانه های شهر کوفه مسلط کردم، دیده بانی در کوچه ها قرار بده و چون صبح شد، گوشه و کنار شهر را به دقت بازبینی کن تا این مرد را برای من بیاوری.(2)

از دیگر کارهای حصین برای آرام کردن اوضاع کوفه، کنترل راه های ورود و خروج شهر کوفه بود. هنگامی که عبیداللّه از آمدن حسین بن علی علیه السلام به سوی کوفه آگاه شد، حصین را به همراه 4 هزار نفر سپاهی به بیرون شهر گسیل داشت تا هر که را از کوفه به حجاز می رود، دستگیر کند. در این میان، تنها آنان که معلوم بود به حج می رود یا به اقتضای سن شان، توانایی یاری حسین علیه السلام را نداشتند یا از کسانی بودند که هیچ گونه شک و احتمالی در یاری رساندن آنان به فرزند فاطمه علیهاالسلام نبود، از چنگ مأموران امنیتی ابن زیاد در امان می ماندند.

حصین به «قادسیه» رفت و گروهی از سربازان را حدّ فاصل «قادسیه» و «خفان» _ که


1- الارشاد، ج 2، ص 57 تاریخ الطبری، ج 5، ص 373.
2- اخبارالطوال،ص 240؛ الارشاد، ج 2، ص 57؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 372؛ الکامل، ج 2، ص5 62؛ الفتوح، ص 858.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه