شخصیت شناسی عاشورا صفحه 197

صفحه 197

قبایل مانند: شبث بن ربعی، سعید بن قیس و بشیر بن عمرو در ماه ربیع الثانی سال 36 ه . ق برای گفت و گو، نزد معاویه ره سپار شدند. پیش از حرکت، شبث بن ربعی به حضرت علی عرضه داشت که: آیا معاویه را به طمع حکومت و منزلتی نیافکنیم و به او وعده ای ندهیم که در صورت بیعت با تو، از آن برخوردار شود؟ حضرت در پاسخ فرمود: هم اکنون بروید و با او اتمام حجت کنید و ببینید نظرش درباره ی جنگ چیست؟

هیأت صلح نزد معاویه آمد و ابو عمره به عنوان نخستین سخن گو، سخن را آغاز کرد. سپس سعید خواست سخن را آغاز کند، ولی شبث میان کلام او پرید. او پس از حمد خدا گفت:

ای معاویه! آن چه تو می خواهی (خون خواهی عثمان) جز دست آویزی برای تو نیست که با آن گروهی بی خرد و بی سر و پا را که سخنت را باور کرده اند، بر پیرامون خود گرد آوری. به یقین، خود در یاری دادن به عثمان، دست به دست کردی و کوتاهی ورزیدی.

شبث در ادامه، معاویه را نصیحت کرد و به عنوان سخن پایانی گفت:

ای معاویه! از خدای بپرهیز و از پیمودن این راه که در پیش گرفته ای، پای در کش و در این کار (حکومت) با آن کس که لیاقت آن را دارد، ستیزه مکن.

معاویه برآشفت و گفت:

نخستین چیزی که از تو فهمیدم، همان بی خردی و ناشکیبی تو بود. سخن این والاتبار را که سرآمد سخنوران قوم خویش است، بریدی ودر میان کلامش دویدی. سپس درباره ی مطلبی که اصلاً بر آن آگاهی نداشتی، به پرخاش گری درآمدی. ای عرب بیابان گرد سبک سر و خشک مغز! دروغ گفتی. از نزدم دور شوید که چیزی میان ما و شما جز شمشیر حکومت نمی کند.(1)

این گفت و گوها سودی نبخشید و در ماه ذی الحجه، جنگ میان کوفیان و شامیان


1- پیکار صفین، صص 255 _ 257.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه