شخصیت شناسی عاشورا صفحه 207

صفحه 207

امام حسین علیه السلام فرمود:

سبحان اللّه ! به خدا سوگند که شما چنین نوشتید. ای مردم کوفه! اگر مرا نمی خواهید، بگذارید تا به همان جا که بودم، بازگردم و ... .(1)

هیچ یک از این سخنان بر آن سنگ دلان اثر نکرد و کار به جنگ کشید.

از مجموع رفتارهای شبث در کربلا چنین بر می آید که وی از حضور در این جنگ چندان خرسند نبوده و از دخالت در درگیری ها خودداری کرده است. ادله ی اثبات این مدعا در پی می آید:

1 _ هم چنان که پیش تر گفتیم ورود شبث به کربلا با اکراه و دو دلی همراه بود. وی پس از آن که دعوت عمومی برای شرکت در جنگ با سیدالشهداء علیه السلام را شنید، خود را به بیماری زد تا شاید از این کار معاف شود، ولی با حیله ی عبیداللّه زیر فشار قرار گرفت و مجبور شد به دشت نینوا بیاید.

2 _ پس از شهادت مسلم بن عوسجه، یاران عمرو بن حجاج بانگ سر دادند که مسلم بن عوسجه را کشتیم و به شادی و سرور پرداختند. شبث برآشفت و گفت:

مادرتان به عزای تان بنشیند! ای نامردمان! کسان تان را می کشید و خودتان را به خاطر دیگران ذلیل می کنید و از این که کسی مثل مسلم بن عوسجه کشته شده است، خرسند می شوید؟! سوگند به آن کس که به اسلام وی اعتقاد پیدا کرده ام، وی را در بسیاری از جاهای معتبر همراه با مسلمانان دیدم. وی را در فتح سلق آذربایجان مشاهده کردم و دیدم پیش از آن که سپاه مسلمانان برسند، شش نفر از مشرکان را به درک فرستاد. ای ناجوان مردان! کسی هم چون او کشته می شود و شما خوشحالی و هلهله می کنید؟!(2)

3 _ در یکی از یورش های کوفیان به لشکر امام حسین علیه السلام، شمر خود را به خیمه گاه


1- المنتظم، ج 5، ص 339؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 425؛ بحارالانوار، ج 45، ص 7.
2- تاریخ الطبری، ج 5، ص 436؛ بحارالانوار، ج 45، صص 20 _ 21.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه