شخصیت شناسی عاشورا صفحه 209

صفحه 209

لشکریان عمر سعد همیشه از شبث اکراه می دیدند، تا آن گاه که او در زمان حکومت مصعب بن زبیر بر کوفه گفت: خداوند اهل این بلاد [کوفه] را رستگار نکند و خیر ندهد. آیا تعجب نمی کنید که ما در کنار علی و فرزندش، حسن مجتبی علیه السلام بودیم و همراه آنان پنج سال با بنی امیه جنگیدیم، ولی پس از آن، بر پسرش، حسین شوریدیم و او راکه بهترین خلق خدا در روی زمین بود، کشتیم. آن گاه با معاویه و پسر سمیه ی زنازاده همراهی کردیم. ای عجب! گمراه بودیم، چه گمراهی زیان باری!(1)

از این اخبار و روایت ها بر می آید که شبث در کربلا با چهره ای مردّد و دودل شرکت کرد و اگر از جانش نمی ترسید، به جنگ که نمی آمد. حال نیز که مجبور شده بود، می کوشید از دست داشتن در درگیری ها خودداری کند. هر چند وی از فرماندهان اصلی جنگ بود، ولی هیچ یک از تاریخ نگاران، واقعه ی مهمی را که مسبّب آن باشد، نقل نکرده اند. البته این سخن، دلیل بر برائت او نمی شود؛ زیرا بر فرض این که از ترس جان در کربلا شرکت کرده بود، می توانست هم چون حرّ بن یزید ریاحی، جان در طبق اخلاص گذارد و آن را تقدیم وجود نازنین سیدالشهداء علیه السلام کند.

یکی از صحنه های تکان دهنده پس از واقعه ی کربلا، شکرگزاری کوفیان برای قتل فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله حسین بن علی علیه السلام است. هر کسی برای نشان دادن شادمانی خود و سپاس گزاری از خداوند، کاری انجام می داد. برای مثال، شمر بن ذی الجوشن، شتری را که از امام حسین علیه السلام به غنیمت برده بود، کشت و گوشت آن را میان کوفیان تقسیم کرد. شبث نیز به تجدید بنای مسجدش در کوفه پرداخت و همان با پولی که به عنوان پاداش شرکت در قتل امام حسین علیه السلام گرفته بود، مسجدش را نوسازی کرد.(2)


1- الکامل، ج 2، ص 566.
2- تاریخ الکوفه، ص 69.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه