شخصیت شناسی عاشورا صفحه 24

صفحه 24

خشم آمده بود، به سوی دارالاماره رفت. ناگاه مسلم بن عمر فریاد زد:

کنار بروید که این، امیر عبیداللّه بن زیاد است.

پسر زیاد در روزهای نخست، سخنان و خطبه های گوناگونی برای مردم ایراد کرد که توجه به این گفتارها، شیوه ی حکومتی وی را تبیین می کند. او با ایجاد رعب و وحشت و تنها با دیکتاتوری و کشتن و زندانی کردن مردمان توانست بر مردم حکومت براند و آنان را رام خویشتن سازد. در این جا به دو بخش از گفتارهای وی اشاره می کنیم. وی گفته است:

برای حکومت کردن باید شدتی داشت بدون هیچ گونه مصلحت؛ و نرمی باید داشت بدون هیچ گونه سستی تا بتوان حکومت راند.

عادت من این است که بی گناه را به جای گناه کار می گیرم و حاضر را به جای غایب کیفر می دهم و دوست را عوض دوست بازخواست می کنم.(1)

عبیداللّه برای آن که اوضاع شهر را زیر نظر خود در آورد، به رییسان دسته ها و قبیله ها گفت:

اگر بیگانگان و فراریان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید و مردم مشکوک و منازعه گر در میان شمایند، به من معرفی کنید و نام آنان را برای من بنویسید. هر که بنویسد، از مسؤولیت اشتباه آنان در امان می ماند و هر که ننویسد، باید ضمانت کند که کسی از دسته ی او با ما مخالفت نمی کند. هر که ضمانت نکند، از پشتیبانی ما برخوردار نیست و مال و خونش بر ما حلال می شود. هر سردسته ای که یکی از سرکشان و مخالفان یزید در گروهش یافت شود و به من خبر ندهد، او را بر در خانه اش به دار می آویزم و مقررّی آن دسته را لغو خواهم کرد و تبعیدشان می کنم.(2)


1- الفتوح، چاپ دارالندوه، ج 5، ص 67.
2- الفتوح، صص 843 _ 848؛ مختصر تاریخ بغداد، صص 33 _ 34؛ تاریخ الطبری، ج 5، صص 356 _ 360.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه