شخصیت شناسی عاشورا صفحه 37

صفحه 37

حضرت علی علیه السلام پیش ترها شهادت رشید را به وی خبر داده بود.

روزی، ابن زیاد او را به دارالاماره آورد(1) و دستور داد تا از علی علیه السلام و خاندانش برائت بجوید و دشنام دهد. چون رشید چنین نکرد، عبیداللّه گفت:

علی، درباره ی آن چه من با تو خواهم کرد، چه گفته است؟

او پاسخ داد:

آن حضرت به من خبر داد که تو، دست و پای مرا جدا خواهی کرد و زبانم را خواهی برید.

عبیداللّه گفت:

سوگند به خدا! کاری می کنم که گفته علی دروغ شود.

دستور داد تا دست ها و پاهای وی را بریدند، ولی زبانش را نبرند.

مدتی نگذشت که ابن زیاد خبردار شد رُشید به بیان مناقب علی و خاندانش می پردازد. از این رو، دستور داد تا زبانش را ببرند. وی در همان روز به شهادت رسید.(2)

کشتن عبدالاعلی کلبی

کشتن عبدالاعلی کلبی

کثیر بن شهاب حارثی، از سپاهیان عبیداللّه در شهر به نگهبانی مشغول بود. وی، عبدالاعلی کلبی را در منطقه ی «بنی فتیان» دستگیر کرد و نزد امیر کوفه آورد. ابن زیاد، دلیل دستگیری وی را جویا شد. عبدالاعلی گفت:

بیرون شهر آمده بودم تا از اوضاع و احوال مردم آگاه شوم و ببینم چه می کنند که کثیر بن شهاب،


1- شیخ مفید رحمه الله در کتاب الارشاد، ج 2، صص 325 _ 326، این داستان را به زیاد بن ابیه نسبت می دهد، ولی در الاختصاص، ص 77 شهادت رُشید را به عبیداللّه بن زیاد منتسب کرده است.
2- الاختصاص، ص 77؛ بحارالانوار ج 42، ص 125؛ اعیان الشیعه، ج 7 ص 6، مجالس المؤمنین، ج 1، ص 310.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه