شخصیت شناسی عاشورا صفحه 39

صفحه 39

آن دو مدتی به گفت و گو پرداختند، تا این که عبیداللّه ناراحت شد و گفت:

به خدا سوگند! باید بگویی این نامه را برای کدام افراد می بردی، یا این که بر سر منبر برو و از علی و حسن و حسین برائت بجوی و به آنان دشنام بده. یکی از این دو کار را بکن تا از تو دست بردارم.

قیس در پاسخ گفت:

جماعتی را که نامه برای آنان بود، نمی شناسم، ولی لعن علی و اولادش آسان تر است.

ابن زیاد، او را به مسجد جامع شهر فرستاد تا در حضور مردم، از امیرالمؤمنین علی علیه السلام و دو فرزندش برائت بجوید و به آنان ناسزا بگوید. هنگامی که مردمان جمع شدند، قیس بر منبر رفت و بر علی و آلش درود فرستاد و از مناقب و فضایل آنان سخن راند. سپس بر عبیداللّه و پدرش لعنت فرستاد و بنی امیه را به باد دشنام گرفت.

عبیداللّه بسیار خشمگین شد و دستور داد او را از بالای بام کاخ به زمین بیافکنند تا همه ی استخوان هایش درهم بشکند. بدین ترتیب، یکی دیگر از یاران با وفای امام حسین علیه السلام به دست دژخیمان عبیداللّه به شهادت رسید.(1)

شهادت عبداللّه یقطر

شهادت عبداللّه یقطر

مالک بن یربوع تمیمی که از یاران عبیداللّه بن زیاد بود، نزد عبیداللّه آمد و گفت:

برای گردش به بیرون شهر رفته بودم، که مردی را دیدم از سوی کوفه می آید و شتابان به سوی مدینه ره سپار است. اسب تاختم و از او پرسیدم: کیستی و به کجا می روی؟

گفت:

اهل مدینه ام و به مدینه می روم. به او گفتم: آیا هیچ نوشته ای داری؟ انکار کرد. من جامه هایش را جست جو کردم، نامه ای سر به مهر را نزد او یافتم. اینک او در سرای من است.

عبیداللّه، نامه را خواند. نامه از سوی هواداران مسلم بن عقیل به حسین بن علی


1- الفتوح، صص 881 _ 882.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه