شخصیت شناسی عاشورا صفحه 43

صفحه 43

باید حسین علیه السلام را کشت. کیست که این خدمت را بپذیرد و او را بکشد. در مقابل، ولایت هر شهری را که بخواهد به او می دهم.

هیچ کس از حاضران، این خیانت را نپذیرفت. عبیداللّه، کسی را نزد عمر بن سعد بن ابی وقاص فرستاد و او را با تهدید و تطمیع به این کار راضی کرد.

عمر بن سعد در سوم محرم الحرام سال 61 ه . ق، به همراه 4 هزار سرباز وارد صحرای کربلا شد تا به دستور ابن زیاد در برابر حسین بن علی علیه السلام بجنگد.

عمر سعد پیش از هر کاری، فرستاده ای را نزد سیدالشهداء فرستاد تا از هدف ایشان از آمدن به کوفه آگاه گردد. امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمود:

اهالی کوفه مرا دعوت کردند. اگر نمی خواهند باز می گردم.

ابن سعد، فرمایش امام را برای ابن زیاد نوشت. عبیداللّه در پاسخ چنین نگاشت:

اما بعد، نامه ات را به من رساندند، و آن چه را نوشته بودی، فهمیدم. به حسین پیشنهاد کن خودش و همه ی یارانش با یزید بیعت کنند. پس از آن، در باره ی ایشان تصمیم می گیریم. والسلام .

عمر سعد که می دانست حسین علیه السلام چنین پیشنهادی را نمی پذیرد، نامه ی ابن زیاد را با امام حسین علیه السلام در میان ننهاد.

ابن زیاد پس از فرستادن عمر سعد، در مسجد کوفه بر بالای منبر رفت و پس از ستودن یزید و امویان گفت:

یزید، بندگان را گرامی می دارد، آنان را از مال توان گر می سازد، محترم می شمارد و صددرصد بر حقوق تان می افزاید. به من نیز دستور داده است تا باز بر آن بیافزایم و شما را به جنگ با دشمنش، حسین علیه السلام بفرستم. از او بشنوید و پیروی کنید.

پس از آن، لشکرهایی را به فرماندهی سران کوفه هم چون: شبث بن ربعی، حصین بن نمیر و ... به کربلا فرستاد. بر اساس روایتی، حدود 20 و بنابر روایتی، 30 هزار سرباز در کربلا گرد آمد. ابن زیاد در نامه ای به عمر سعد، وجود این لشکریان را اتمام حجت برای جنگ با حسین بن علی علیه السلام دانست:

اما بعد، تو را در جنگ با حسین بن علی علیه السلام هیچ بهانه ای نمانده است. اگر از کمی سربازانت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه