شخصیت شناسی عاشورا صفحه 58

صفحه 58

شیعیان حسین و آب فرات فاصله انداخت و اجازه نداد از آن بنوشند. او مانع شد که حسین علیه السلام به سوی عموزاده ی خویش _ یزید _ برود و با او صلح کند. او نگذاشت حسین علیه السلام به جای خویش و نزد کسانش باز گردد. او اجازه نداد حسین علیه السلام به سرزمین دیگری برود و سرانجام آن بزرگوار را با خاندانش کشت. به خدا سوگند! فرعون نیز با آزادگان و بزرگان بنی اسراییل نکرد آن چه پسر مرجانه با خاندان پیامبر خدا کرد؛ که خدا پاکی را برای آنان نهاده، گناه و پلیدی را از آن ها دور کرده است.(1)

سپس هر دو سپاه به جنگ پرداختند. مشرقی می گوید:

آن روز عبیداللّه سلاحی آهنین در کف داشت و بر هر چه فرود می آورد، آن را نابود می ساخت. ابراهیم نیز در این جنگ دلیرانه رزم می کردو هدفی جز کشتن یا دستگیری ابن زیاد را نداشت. پس لشکر را تا مقر فرماندهی دشمن که خیمه گاه امیر لشکر شام بود، هدایت کرد. او هم چنان در پی ابن زیاد بود که ناگهان در اوج درگیری در ساحل «نهر خاذر» با او برخورد کرد. ابراهیم، وی را با ضربتی به دو نیم کرد به گونه ای که نیم تنه ی بالای او به یک سو و نیم تنه ی پایین وی به سوی دیگر پرتاب شد.

ابراهیم اشتر، ماجرای آن روز را چنین تعریف کرده است.

در بحبوحه ی درگیری آن روز ناگهان مردی سرخ گون با هیبتی ویژه لشکر را شکافت و همانند مرکبی چموش به سوی سپاه ما پیش می آمد. هر جنگ جوی شجاعی که رو به روی او می ایستاد، از پای در می آمد. هنگامی که نزدیک من شد، به او امان ندادم و چنان ضربتی بر کمر او زدم که بر کناره رودخانه افتاد. دستش در سمت مشرق و پایش به مغرب پرتاب شد.

آن چنان بوی عطری از او برخاست که همه جا را پر کرد. مردی آمد و پوتین های او را غنیمت برد. من احتمال دادم مقتول همان عبیداللّه بن زیاد باشد، ولی یقین نداشتم. پس افرادی را فرستادم تا جسد را شناسایی کنند و خبر بیاورند. همه اقرار کردند که خود اوست. خدای را سپاس که هلاکت او را به دست من قرار داد.


1- تاریخ الطبری، ج 6، ص 88.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه