شخصیت شناسی عاشورا صفحه 82

صفحه 82

سعد روی آورد؛ یعنی در فرستادن ابن سعد اصراری نبود، ولی چون کسی نرفت، به ناچار او را زیر فشار قرار داد تا برود. وی می افزاید:

عبیداللّه نامه ای برای امام علیه السلام فرستاد و حضرت پس از آگاهی از مضمون آن، نامه را پاره کرد. آورنده ی نامه بدون پاسخ بازگشت و آن چه را شنیده بود، به عبیداللّه بازگفت. عبیداللّه در خشم شد و اصحاب و یاران خویش را بخواند و به ایشان گفت: همانا حسین بن علی علیه السلام را باید کشت. کیست که این خدمت را قبول کند واو را بکشد؟ در مقابل، هر شهر و ولایتی که بخواهد به او خواهم داد. هیچ کس پاسخ نداد.(1)

3 _ در صدر اسلام، نیرویی مانند ارتش های منظم امروزی وجود نداشت که همیشه برای دفاع آماده باشد. در اصل، ارتش آن زمان همان نیروهای مردمی بودند که در روزهای عادی به کار خود می پرداختند و هنگام نیاز، برای جنگ یا دفاع، سازمان دهی می شدند. توجه به این نکته در توجیه مطلب مورد بحث بسیار مؤثر خواهد بود.

سپاه اندک حر، امام حسین علیه السلام را در کربلا از حرکت باز داشته بود. و هر آن ممکن بود حسین علیه السلام به آنان حمله بَرد و نابودشان سازد. بنابراین، ابن زیاد باید هر چه زودتر، تکلیف حسین علیه السلام را روشن می کرد.

افزون بر آن، رویدادهایی مانند: آمدن ابن زیاد به کوفه، جریان قیام مسلم، دعوت های مردم، حرکت امام به سوی کوفه و ... چنان با شتاب رخ داد که فرصتی برای سازمان دهی نیروها و گسیل آن ها به کربلا پدید نیامد. از همه مهم تر آن که بیشتر کوفیان از هواداران خاندان اهل بیت علیهم السلام بودند و خود از دعوت کنندگان سیدالشهداء علیه السلام به شمار می آمدند. بنابراین، سازمان دادن به آنان و تشکیل نیروی منظم و منسجم برای دفاع در برابر حسین بن علی علیه السلام بسیار دشوار و نیازمند زمان بود. پس ابن زیاد تصمیم گرفت تا آماده ترین نیروی حاضر در کوفه را که همان لشکریان ابن سعد


1- الفتوح، ص 885.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه