شخصیت شناسی عاشورا صفحه 87

صفحه 87

آنان را به راه حق هدایت فرمود. عمر بن سعد از بیم آن که مبادا سربازان کوفی از سخنان آن حضرت، تأثیر بپذیرند، دستور داد سخن ایشان را قطع کنند. وی گفت:

او پسر پدر خویش علی است. اگر او را به سخن گفتن وابگذارید، شب ها و روزها سخن می گوید و هیچ کم نمی آورد و فرو نمی گذارد.(1)

دیدار امام علیه السلام با عمر بن سعد

دیدار امام علیه السلام با عمر بن سعد

حضرت سیدالشهداء علیه السلام هنگامی که روحیه ی مردّد ابن سعد را دید، برای اتمام حجت با وی و هدایت او به صراط حق، دیداری با وی ترتیب داد. به همین دلیل، فرستاده ای نزد عمر بن سعد فرستاد و به او پیغام داد که چون شب درآمد، بیا تا با تو سخن بگویم. ابن سعد به همراه 120 نفر و امام نیز با شماری از یارانش به وعده گاه آمدند. هنگامی که هر دو گروه به هم نزدیک شدند، ابن سعد، اطرافیان خویش را مرخص کرد و تنها به همراه فرزندش، حفص و غلامش نزد امام آمد. حضرت نیز به جز عباس بن علی علیه السلام و علی اکبر، دیگر سربازان را به خیمه گاه فرستاد.

امام حسین علیه السلام به ابن سعد فرمود:

ای عمر بن سعد! وای بر تو از خدای تعالی که بازگشت همه به سوی اوست نمی ترسی که می خواهی با من بجنگی؟ در حالی که از مقام و منزلت من آگاهی و می دانی که من کیستم؟ از گام نهادن در راه ناحق، دوری کن و خیال ناصواب را از خود بزدا؛ زیرا صلاح دین و دنیای تو در این است. کوفیان را رها کن و نزد من بیا و خود را از این گمراهی و هلاکت نجات ده. به این دنیای غدّار و مکّار که چون من و تو بسیار دیده، مغرور مشو و یقین داشته باش که سعادت و نیک بختی تو در این است که می گویم.

ابن سعد گفت:

ای حسین! نیکو می گویی، ولی می ترسم اگر به تو بپیوندم، خانه ام را در کوفه خراب کنند و از


1- الفتوح، ص 903.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه