- پیشگفتار 2
- مقدمه 4
- اشاره 7
- ف_ص_ل اول: حُسَین ُ مِنّی وَ اَنَا مِن حسینٍ 7
- ما چرا امروز فدائی حسین هستیم؟ 8
- زمینه تاریخی سؤال درباره امامان 12
- سخنی در طبیعت اجمالی قرآن 13
- مرد بزرگ یعنی چه؟ 53
- مکتب جدید اخلاقی 55
- بیداری روح مبارزه 56
- حسین و منی : 59
- «و انا من حسین» 60
- فص_ل دوم: ک_رب_لا ک_جاس_ت 66
- اشاره 66
- من_ط_ق سقیف_ه 68
- تمام فاجعه کربلا برای این بود که امام 69
- روش امام حسن علیه السلام وامام حسین علیه السلام در برابر سیاست بنی امیه 69
- چرا امام حسین علیه السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟ 73
- حسین علیه السلام کیست؟ و انگیزه نهضتش چیست؟ 76
- غربت هم بر او می گرید 77
- ح_ج حسی_ن علیه السلام 80
- حسین منی و انا من حسین 82
- عل_ی علیه السلام و ک_رب_لا 83
- نامه امام حسین علیه السلام به مردم کوفه : 84
- ف_ص_ل س_وم: ع_اش_ورا 87
- اشاره 87
- ع_اش_ورا 88
- «مناسبت های ماه محرم الحرام» 89
- انگیزه انقلاب امام حسین علیه السلام 91
- هر عاشورا و هر زمینی کربلاست 92
- ش_ب ت_عه_د 96
- ن_ت_ی_ج_ه : 100
- م_ناب_ع و م_آخ_ذ 102
بلکه همچنان بر مسیر پایدار خود در میان رهنمودهای سنت و آموزشهای قرآن ایستاده نه از ظاهر آنها به راست و چپ می گراید، نه از باطنشان.
در این پایبندی و استواری چنان است که گویی قرآن او را به عنوان شهیدی شاهد یا نمونه ای واحد عرضه داشته، حقایقی را دربردارد و آنچه برتر از آنهاست به وی نشان داده است به گونه ای که شاخصی است قابل پیروی برای همگان که بیشتر از هر شاخص دیگر می توان از او بهره گرفت، و از هر راه و روشی جانها را به بند کشید.
بدین جهت، دین آسمانی نیاز به فرستاده ای از نوع انسان دارد که خود نمونه عملی پیامش باشد، و کلمه اللّه را به عنوان رمز و نمونه ای شایسته تبلیغ و ارشاد کند. حس، نیاز به حس دارد، و طبیعت محتاج یک طبیعت است، و برای ایجاد یک انسان نمونه، باید انسان نمونه ای داشت، و تأثیر گذاشتن در ماده جز با عناصر مادی، با وجود خاصیتی جداگانه، امکان پذیر نیست: «وَ لَو جَعَلناهُ مَلَکاً لَجَعَلناهُ رَجُلاً» : اگر پیغمبر را قرار بود از نوع فرشتگان تعیین کنیم باز هم او را به صورت یک انسان در می آوریم.
نمونه خدایی یکی بیش نیست که همراه با دین عرضه می شود. چون آن نمونه واحد تأثیر خود را در دیگران به ارث گذاشت و نمونه های بسیاری در هر جهت و سوی ارائه کرد، اینان به صورت نمونه های رسالت داری جلوه می کنند که جز به وسیله آنان دین را به طور صحیح نمی توان دریافت، و چون شایستگی و هدایت کامل دین را در وجود خود دارند، مورد نیاز همه عصرها هستند. و خداوندان اشارتها و مشعلداران هدایتها که بر رسوم و آداب هر زمان فراتر رفته اند، و وارث آموزشها و سنت های محمدی صلی الله علیه و آله و سلم هستند، بر این پایه استوارند، و هر نسلی بدانان نیازمندند.(1)
ابو عبداللّه حسین علیه السلام بی هیچ تردیدی، مهمتر این وارثان است؛ در همه رفتارهای این جهانی و آن جهانی نمونه ای است درخشان و برتر تا آنجا که همه حافظان تاریخ و گزارشگران و زندگینامه نویسان اتفاق نظر دارند.
که: «وی سنت مصطفی را در همه نمودها و نگاه ها زنده کرد و به یادها آورد؛ و گفته اند که در کردار
1- مدرسه حسینی