- مقدّمه مترجم 1
- مقدّمه مؤلف 3
- بخش اوّل: مقدّمه 6
- کلمه عاشورا در لغت عرب: 6
- اشاره 6
- عاشورا و ریشههای روائی آن: 8
- اشاره 11
- آراء فقهای امامیّه 11
- آیا به روز نهم محرم عاشورا میگویند یا به روز دهم: 11
- روزه عاشورا قبل از نزول روزه ماه رمضان چه حکمی داشت؟ 12
- آراء اهل سنّت: 12
- آراء فقهای امامیّه: 13
- اشاره 13
- آراء فقهاء اهل سنّت: 14
- آیا پیامبر اکرم روزههای یهود را تائید میکرد؟ 15
- اشاره 16
- نقد: 16
- آیا یهود در روز عاشورا روزه میگرفتند: 17
- بخش دوّم: حکم شرعی روزه عاشورا 24
- اشاره 24
- حکم شرعی روزۀ گرفتن در روز عاشورا چیست؟ 25
- اشاره 25
- [الف روایت من لا یحضره الفقیه] 26
- روایات منقوله از طرق امامیّه که مفادشان نهی از روزۀ عاشورا دارد: 26
- [1- روایات منقوله از طرق امامیّه] 26
- [ب روایت زرارة] 26
- [ج روایت نجبة بن حارث عطار] 27
- اشاره 28
- [د روایت ابان از عبد الملک از ابا عبد الله علیه السلام] 28
- تحقیق در سند روایت: 29
- اشاره 30
- [ه روایت جعفر بن عیسی از امام رضا علیه السلام] 30
- مناقشه در سند 31
- سخنی از قطیفی: 32
- [خ- روایت از امالی طوسی] 33
- [ل- روایت عبید بن زراره] 33
- [ی روایت عبد اللّه بن سنان] 34
- [ق- روایت سعید بن مسیّب از سعد] 35
- پاورقیها: 35
- اشاره 40
- تحقیق در روایاتی که از روزۀ روز عاشورا منع نمودهاند: 40
- نقد مرحوم علامه خوئی حول روایت مصباح: 43
- [1- روایت ابی همّام از ابی الحسن علیه السلام] 44
- اما روایاتی که از طرق امامیه نقل شده و دلالت بر جواز روزه عاشورا دارد: 44
- [2- روایت عبید اللّه بن میمون قدّاح از ابی جعفر از پدرش علیهما السلام] 45
- [3- روایت کثیر النواء از ابو جعفر علیه السلام] 45
- اشاره 45
- [4- روایت مسعدة بن صدقه] 46
- کثیر النواء کیست؟ 46
- [5- روایت حفص بن غیاث] 47
- [6 روایت زهری از علی بن الحسین علیهما السلام] 47
- [7- رایت جعفریّات] 48
- [8- روایت ابن عباس] 49
- [9- روایت صدوق] 49
- [11- روایت دعائم الاسلام] 50
- [10- روایت فقه الرضاء] 50
- [پاورقیها: 52
- [1- روایت سالم از پدرش] 58
- 2- روایاتی که دربارۀ روزه روز عاشورا از طرق اهل سنّت نقل شده است: 58
- امّا روایات: 58
- اشاره 58
- [3- روایت هشام بن عروة از پدرش از عایشه] 59
- [2- روایت عروة بن زبیر از عایشه] 59
- اشاره 59
- نقد سندی: 60
- آراء و توضیحاتی در مورد حدیث: 60
- [5- روایت حمید بن عبد الرحمن بن عوف] 63
- نقدی بر دلالت و سند حدیث: 64
- [6- روایت ابن عباس] 64
- اشاره 64
- [7- روایت ابو موسی] 66
- [8- روایت ابن عباس] 67
- اشاره 68
- امّا نقد دلالی: 68
- اما نقد سندی: 68
- [9- روایت عبد اللّه بن مسعود] 69
- [10- روایت عروة از عایشه] 70
- [11- روایت سلمة بن الاکوع] 71
- [13- روایت اسود بن یزید] 72
- [12- روایت ابی قتاده] 72
- [15- روایت قیس بن سعد بن عباده] 73
- [14- روایت جابر بن سمرة] 73
- [16- دستور عمر بن خطاب به روزه عاشورا] 73
- [17- روایت عبد الله بن عباس] 74
- اشاره 75
- [19- روایت عبد اللّه بن عمر] 75
- [18- روایت ابن عباس از رسول خدا ص] 75
- نقد سندی: 75
- [22- روایت از بعضی از زنان پیامبر- ص] 76
- [20- روایت ابن عمر که وی از رسول خدا ص] 76
- [21- روایت ابن عبّاس] 76
- [24- ایضا از ابن عبّاس] 77
- [26- فتوای علی ع به روزه روز عاشورا] 77
- [23- ابن عباس بدون اسناد به پیامبر- ص] 77
- [25- دستور پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم به روزه روز عاشورا] 77
- [28- روایت ابو سعید خدری] 78
- [27- عمار و روزه روز عاشورا] 78
- [30- روایت عبد اللّه بن عمر از رسول خدا- ص] 79
- [29- روایت دختر رزینة خادمۀ رسول خدا ص] 79
- پاورقیها: 81
- [31- روایت صاحب لئالی مرفوعا از ابن عباس مرفوعا] 81
- اشاره 90
- بخش سوّم [نقل نظریات فقهاء امامیّه و اهل سنّت] 90
- دلیل کسانی که قائل به حرمت روزه روز عاشورا هستند: 96
- قائلین به استحباب روزۀ روز عاشورا: 97
- استحباب روزه روز عاشورا بر وجه اندوه و ناراحتی: 98
- سخنان کسانی که قائل به کراهت روزۀ روز عاشورا هستند 110
- آراء فقهاء اهل سنّت: 111
- بخش چهارم: دروغها و دیدگاهها 120
- اشاره 120
- برخورد اهل بیت علیهم السّلام با اینگونه از سخنان دروغین: 130
- اصرار بر یک مطلب باطل: 136
- عاشورا عید امویها 139
- معاویه عاشورا را روز عید اعلان نمود. 143
- وظایف مؤمنین در شب و روز عاشورا: 144
- [اما در شب عاشورا] 145
- اشاره 145
- 1- زیارت حسین علیه السلام در شب و روز عاشورا: 145
- اشاره 147
- اما فضیلت احیاء شب عاشورا: 147
- 2- احیاء شب عاشورا به جهت همدردی با اهل بیت علیهم السّلام: 147
- 1- اظهار حزن و اندوه: 148
- امّا روز عاشورا: که دارای اعمال و تکالیفی هست که به بعضی از آن اشاره مینمائیم. 148
- 2- برپائی عزا: 149
- 5- نفرین در حق ظالمین: 150
- 3- دست برداشتن از کارهای شخصی: 150
- 4- امساک از طعام: 150
- 6- دعاء به فرج: 151
- 8- پوشیدن لباس سیاه: 152
- 7- زیارت شهداء در روز عاشورا: 152
- پاورقیها: 153
مؤلّف: وقتی عملی واجب بود و سپس نسخ بر آن عارض گردید، آیا آنچه بعد از نسخ وجوب باقی میماند استحباب هست یا منع یا بر همان حکمی که پیش از وجوب داشت …
که در این مورد، اختلاف ریشهای وجود دارد. لذا با این اختلاف شدید، دلیل بر بناءگذاری بر استحباب فقط، چیست؟ و با این اینکه، مورد، نشان از اختلاف در مبانی اصولیّه میدهد. و نیز اگر صومه مستحب بود، و سپس نسخ شد، دلیل بر بقاء استحباب با عروض نسخ چیست؟
[5- روایت حمید بن عبد الرحمن بن عوف]
5- بخاری: از مالک از ابن شهاب از حمید بن عبد الرحمن بن عوف نقل میکند، که وی
روزه عاشورا سنتی نبوی یا بدعتی اموی، ص: 83
در سال حجّ و در روز عاشورا از معاویة بن ابی سفیان- لعنهما اللّه تعالی- شنید که بر بالای منبر میگفت: ای اهل مدینه علمایتان کجا هستند؟ از رسول خدا- صلّی اللّه علیه و اله و سلّم شنیدم که دربارۀ این روز میگفت: این روز عاشورا است و صیام در این روز بر شما واجب نشده است اما من روزه دارم. پس هر که خواست، روزه بگیرد و هر که خواست، افطار کند. (15).
الف: نووی میگوید: ظاهرا، معاویه این سخن را به این دلیل گفت که از فردی شنید که روزه گرفتن در این روز را واجب یا حرام یا مکروه دانسته است لذا، اعلام عمومی کرد که این روزه واجب یا حرام یا مکروه نمیباشد. (16)
مؤلّف: مفاد این سخن آن است که اهل مدینه تا سال 44 یا 57 هجری، که ایّام حجّ اول یا دوّم معاویه بود، (17) همگی متفّق بودند که روزه روز عاشورا استحباب ندارد، چون یا قائل به وجوب یا کراهت یا حرمت بودند، همچنانکه نصّ فوق این مطلب را اقتضاء دارد. لذا، اینکه معاویه- علیه الهاویة- میگوید، من روزه دار هستم، اگر واقعا سخن او باشد، استحباب روزه روز عاشورا و فضیلت آن، سنتّی امویّه میباشد و نه سنّت محمدیّه- و اگر این کلام سخن رسول خدا باشد، پس چگونه اهل مدینه تا سال 44 یا 57، که سال حجّ معاویه بود، خلاف آن را عقیده داشتند. با اینکه آنها
روزه عاشورا سنتی نبوی یا بدعتی اموی، ص: 84
به پیامبر صلی اللّه علیه و اله و سلّم، از معاویهای که در سال فتح مکه اسلام آورده بود و روزهای اندکی از عمرش را با پیامبر بود، نزدیکتر بودند، به همین دلیل چگونه وی شناختش به سنّت رسول خدا- صلی اللّه علیه و اله و سلّم، از اهل مدینه بیشتر است. فتأمّل.