عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 110

صفحه 110

امام حضور داشت ولی از آن حضرت جدا شد.هرثمه، در خاطرات خود گفته است: من پس از بازگشت از صفین، سخنان علی (علیه السلام)را در کربلا برای همسرم که از محبّان علی بود نقل کردم، همسرم گفت: «أَیُّهَا الرَّجُل فَإِنَّ أَمِیرالْمُؤمِنِین لَمْ یَقُلْ إِلاّ حَقّاً»؛ «ای مرد، امیر مؤمنان جز کلام حقّ و مطابق با واقع، بر زبان نمی آورد.»همچنین در خاطرات او آمده است: امام حسین (علیه السلام) به من فرمود: «یاور مایی یا دشمن ما؟ پاسخ دادم، نه یاور و نه دشمن تو هستم، من دختر خود را در کوفه برجای نهاده ام دلم برای او ناراحت است که نکند مورد ستم عبیدالله قرار گیرد.» (1) .او می گفت: امام حسین (علیه السلام) به من فرمود: «از اینجا برو، به گونه ای که قتلگاه ما را نبینی و صدای کمک خواهی ما را نشنوی. قسم به آن که جان حسین در دست اوست، اگر کسی فریاد استغاثه ما را بشنود و به یاریمان نشتابد، خداوند او را در آتش افکند». (2) و (3) .

2ـ ضحاک بن عبدالله مشرقی

ضحاک بن عبدالله مشرقی همراه عمویش، در منزل بنی مقاتل (باراندازگاه بین راه) به محضر امام حسین (علیه السلام) رسیدند، امام (علیه السلام) به آن دو فرمود: آیا به یاری من آمده اید؟ پاسخ دادند خیر. امام فرمود: پس، از این اطراف دور شوید تا صدای کمک خواهی مرا نشنوید. در این هنگام ضحاک براثر موعظه امام (علیه السلام) تصمیم گرفت که به یاری امام بپردازد ولی به امام گفت: من تا هنگامی که وجودم در کنار شما مفید و به نفع باشد، با شما همراه خواهم بود وگرنه جدا می شوم و می روم.


1- «مَعَنا أمْ عَلَینا؟ فَقُلْتُ: لا مَعَکَ وَ لا عَلَیْکَ، خَلّفتُ صَبیّة أَخافُ عَلَیها عُبَیدِاللَّه بْن زِیاد».
2- «فَاْمضِ حیثُ لاتَری لَنا مَقْتَلًا وَ لا تَسْمَعُ لَنا صَوْتاً فَوَالَّذی نَفْسُ حسینٍ بِیَدِهِ لا یَسْمَعُ واعِیَتَنا أَحَد فَلا یُعِینُنا إِلّا أکَبَّهُ اللَّهُ لَوِجْهِهِ فی جَهَنَّم»
3- بحارالأنوار، ج 44، ص 255- 256 موسوعة کلمات الامام‌الحسین، ص 380.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه