عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 112

صفحه 112

امام حسین (علیه السلام) آنگاه افزود: «اگر می توانی بروی و نجات می یابی، آزادی و برو». (1) .و من بر اسب خود، که در میان خیمه ها مخفی کرده بودم، سوار شدم و تیری به سوی دشمن انداختم و آنان را کمی پراکنده ساختم و از میانشان بیرون رفتم. چند تن از آنان به دنبالم آمدند و مرا تعقیب کردند اما من به دهی در آن حوالی پناه بردم و عدّه ای از اهل آن مرا شناختند و حمایتم کردند و سرانجام نجاتم دادند.برخی از مورّخان؛ از جمله طبری، جریان حلّ بیعت شب عاشورا توسط امام حسین (علیه السلام) و اظهار وفاداری یاران را از قول همین ضحّاک نقل کرده اند. (2) آری، ضحاک بدین سان از جبهه حق گریخت و زندگی چند روزه دنیا را به رستگاری و بهشت فروخت؛ «أَلّلهُمَّ اخْتِمْ لَنا بِالسَّعادَةِ»؛ «خدایا! زندگی ما را به سعادت منتهی ساز و عاقبتمان را به خیر گردان!»

3ـ مسروق وائل

در دوسوی سپاه حقّ و باطل، گروهی بودند که از نیمه راه باز می گشتند؛ برخی از اینان به گروه مقابل می پیوستند و برخی دیگر از صحنه نبرد دور می شدند و به دنبال زندگی عادی خویش می رفتند. از این دسته انسان ها هم در میان همراهان امام (علیه السلام)بودند و هم در میان لشکریان عمر بن سعد. همانطور که گفتیم بعضی از آنان به امام پیوستند؛ مانند حرّ و حدود 32 نفر دیگر. گروهی نیز مانند مسروق ابن وائل، گرچه از سپاه باطل جدا شدند ولی توفیق پیوستن به سپاه حق را هم نیافتند.مسروق وقتی دید حوزة بن تمیمی (3) با نفرین امام حسین (علیه السلام) به طرز فجیعی به درک


1- «إن قَدَرْتَ عَلی ذلِکَ فَأنْتَ فی حِلٍّ».
2- نک: طبری، تاریخ، ج 4، ص 339، شرح سال 61 هجری، مؤسسه علمی بیروت و معالی‌السبطین، ص 244 و دمع‌السجوم، ص 314
3- نوشته‌اند که در صبح روز عاشورا، عبداللَّه بن حوزه، به طرف خیمه امام آمد و بانگ برآورد: «ای حسین، بشارت باد تو را به آتش جهنّم!»، در این هنگام امام علیه السلام دست‌ها را به آسمان بلند کرد و فرمود: «أَللَّهُمَّ حَزِّه إِلَی النَّارِ»؛ «خدایا! در جهنم سرنگونش ساز!»

حوزه بااسب به طرف‌امام علیه السلام حرکت کردکه اسب او به جولان درآمد و سرنگونش کرد و پایش در رکاب گیرکرد. اسبِ خشمگین، وی را به‌این سو وآن سو می‌کشید، تاآن‌که پای اوازبدن جدا شد و اورا در میان آتش دور خیام امام درافکند. مسروق‌بن وائل می‌گفت: من به طمع کشتن حسین علیه السلام و دستیابی به جایزه کلان بیرون آمده بودم ولی این صحنه در من تأثیرگذار بود و فهمیدم که اهل‌بیت پیش خدا منزلتی دارند. پس ازآن، لشکر عمربن سعد را ترک‌کردم، اوفقط می‌گفت: «لااقاتِلُهُم فَأکُون فی‌النّارِ»؛ «با اهل‌بیت، درگیر نمی‌شوم که به جهنم واصل گردم». مقتل‌الحسین، ص 231، معالی‌السبطین، صص 230 و 231.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه