عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 130

صفحه 130

میان بگذاری.مسلم: از تو انتظار دارم طبق وصیتم عمل کنی.ابن زیاد خطاب به عمربن سعد گفت: عمل به وصیت های او بر تو واجب نیست؛ زیرا او با دست خود، خویشتن را به کشتن داده است.مسلم: اسب و شمشیر مرا بفروش و هفتصد درهم قرضم را ادا کن و جسمم به خاک بسپار و نامه ای به حسین (علیه السلام) بنویس که بدین سوی نیاید.ابن زیاد: چرا به این دیار آمده ای؟ آمده ای تا تفرقه در یکپارچگی جامعه ایجاد کنی.مسلم: شما منکرات را رواج داده اید و معروف را تعطیل کرده اید و ما می خواهیم عکس آن رفتار کنیم. شما در جامعه همچون کسری و قیصر عمل می کنید (نظام فرهنگی طاغوت را اجرا می کنید) شما از کسانی هستید که در برابر خلیفه رسول خدا (علی بن ابیطالب (علیه السلام)) سر به شورش بر داشتید. در برابر شما فقط این آیه را می خوانم که: (وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَب یَنقَلِبُونَ). (1) .در این هنگام ابن زیاد نسبت به امام علی، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) ناسزا گفت.مسلم: تو و پدرت به اینگونه حرفها سزاوارترید.ابن زیاد: او را پشت بام ببرید و سرش را از تن جدا کنید.پس از دقایقی، خواسته ابن زیاد توسط جلاد، به اجرا در آمد. (2) .

2ـ طفلان مسلم: ابراهیم و محمد

اشاره

گرچه شهادت ابراهیم و محمد (طفلان مسلم) پس از واقعه عاشورا رخ داد ولی بنا به نقل مشهور، دستگیریِ آنان، که زمینه ساز شهادتشان بود، پیش از عاشورا صورت گرفت. براین اساس، می توان آنان را از شهدای پیشتاز عاشورا به حساب آورد.سماوی، در ابصارالعین آورده است: از مسلم بن عقیل چهار پسر در نهضت


1- شعراء: 227.
2- نکـ: ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج5، صفحات 103 ـ 97.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه