عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 181

صفحه 181

با دستمالی زخم سر را بست و عمامه ای برآن نهاد.لشکر دشمن لحظاتی از جنگ با حضرت درنگ نمود، لیکن دوباره پیرامونش را گرفتند. زینب کبری وقتی مشاهده کرد که جمعی امام را در میان گرفته اند، به طرف خیمه عمربن سعد شتافت و به او گفت:«وَیْحَکَ یا عُمَر! أیُقْتَلُ أَبُو عَبْد اللهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ إلَیْهِ؟»؛«ای عمر(بن سعد)، حسین را می کشند و تو تماشا می کنی؟!»راوی می گوید: «هنگامی که دشمن دید، امام (علیه السلام) همچنان حمله می کند، به گروه تیرانداز دستور دادند تا همگان یکباره به سوی او یورش ببرند و این دستور عملی شد». (1) .هلال بن نافع می گوید: در کنار عمربن سعد بودم که ناگهان بانگ برآمد حسین کشته شد، من به پیش دویدم، دیدم جمال حسین همچون آفتاب، می درخشد به گونه ای که مجذوب درخشش سیمای او شدم»؛ «وَ لَقَدْ شَغَلَنِی نُورُ وَجْهِهِ وَجَمالُ هَیْأَتِهِ». (2).

سرهای مبارک شهدا

علاّمه مجلسی در «جلاءالعیون» می نویسد: «همان روزی که حسین (علیه السلام) کشته شد، سرهای شهدا را از بدن هایشان جدا کردند. (3) .یکی از مورّخان می نویسد: «هفتاد سر را میان رؤسای قبایل تقسیم کردند (بنا به نقلی سر حرّ و علی اصغر را از بدن جدا نکردند).یکی دیگر از مورّخان می نویسد: «تعداد سرها به 78 می رسید». (4) .همچنین در قمقام آمده است: «نخستین سری که در اسلام بر نیزه شد، سر حسین (علیه السلام) بود.»؛ «أوَّلَ رَأْس حُمِلَ عَلَی الرُّمْحِ [علی رُمْح] فِی «اْلإِسْلامِ


1- انساب الأشراف، ص 203.
2- اعیان الشیعه، ج 1، ص 610.
3- جلاءالعیون، ص 377.
4- قمقام، ج 2، ص 473.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه