«سر مطهّر امام حسین (علیه السلام) را از شام به کربلا بازگرداندند و به بدن او ملحق کردند».ـ شیخ طوسی نیز می نویسد: «زیارت اربعین، به همین علت است».ـ در تاریخ «حبیب السیر» آمده است: «یزید سرهای شهدا را به امام سجاد (علیه السلام) تسلیم کرد و آن حضرت سرها راروز بیستم صفر به بدن های مطهرشان ملحق کردند و سپس به مدینه بازگشتند». (1) .
9ـ جابربن عبدالله انصاری و عطیه
جابربن عبدالله انصاری 94 سال عمر کرد. در 19 غزوه همراه پیامبر (صلی الله علیه وآله) شرکت داشت. در جنگ جمل، نهروان و صفین از یاران امیرمؤمنان (علیه السلام) بود و در یکی از جنگ ها چشمش آسیب دید و از کار افتاد.جابر در جنگ بدر شرکت داشت و در جنگ «اُحُد» پدرش (عبدالله) وی را سرپرست هفت خواهرش نمود و خود به جنگ رفت و به شهادت رسید ولی در ادامه آن؛ یعنی در جنگ «حَمْراءُ الأسد» جابر شرکت جست و در سال بعد هم در جنگ ذات الرقاع حضور یافت. در این جنگ بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از او پرسید: آیا ازدواج کرده ای؟ جابر پاسخ داد: آری، فرمود: با چه کسی؟ جابر جواب داد: با فلان زن. رسول الله (صلی الله علیه وآله) فرمود: چرا با دختری ازدواج نکردی؟ گفت: پدرم شهید شد و هفت خواهرم زیر نظر من زندگی می کنند، از این رو با کسی ازدواج کردم که سمت مادری داشته باشد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) در حق او دعا کرد. او در جنگ خندق همراه علی بن ابی طالب (علیه السلام) مقابل عمرو بن عبد وَدّ حاضر شد. در روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) از لشکر عمربن سعد خواست تا از جابربن عبدالله انصاری حقانیت او را جویا شوند.روزی امام سجاد (علیه السلام) همراه امام باقر (علیه السلام) به عیادت جابر رفتند. امام (علیه السلام) به فرزندش فرمود: سر عموی خود را ببوس، جابر که نابینا بود، پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: او
1- نفس المهموم، ص 269 ؛ فتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ص 165 ؛ اللهوف، ص 85 مناقب، ج2، ص 200 ؛ ابن نما، مثیرالأحزان، ص58.