عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 243

صفحه 243

در مجلس عبیدالله

در مجلس عبیدالله، وقتی آن شقاوت پیشه با عصا روی لب های حسین (علیه السلام)می کوبید، زیدبن ارقم (1) لب به اعتراض گشود و گفت: دست بردار! به خدا قسم من با چشم خود دیدم که لب های پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر روی این لب ها قرار می گرفت و آن را می بوسید. سپس خود گریه کرد. ابن زیاد به وی گفت: خدا دیده ات را بگریاند، اگر پیرمرد نبودی الآن گردنت را می زدم. زید از جای برخاست و خارج شد. (2) .گریه زید و خروج اعتراض آمیز او، نشانه اعتراض علیه دستگاه اموی بود. او در حالی که از مجلس بیرون می رفت می گفت: «از امروز شما برده خواهید شد. ای گروه عرب، فرزند فاطمه را کشتید و پسر مرجانه را رییس خود کردید. او کسی است که بهترین شما را می کشد و بدترین شما را به بردگی خویش در می آورد.» (3) .

3ـ اعتراض مردم شام

الف ـ در مجلس رسمی یزید

یکی از رجال برجسته رومی، که به عنوان سفیر دولت روم در مجلس یزید حاضر بود، از او پرسید: ای پادشاه عرب، این سر از کیست؟یزید گفت: تو را بدین سر چه کار؟سفیر گفت: چون به کشور خود بازگردم، باید پادشاه را از جریان آگاه سازم.یزید گفت: این سر حسین بن علی [(علیهما السلام)] است.


1- زید بن ارقم از صحابه رسول خداست. او پس از غزوه بنی المصطلق در سال ششم هجرت با آن که جوان نورسی بود، هنگامی که سخنان تحریک آمیز عبدالله ابّی، منافق معروف را به پیامبر بازگفت، پیامبرخدا صلی الله علیه وآله براساس خبر او تصمیم گیری کرد تاریخ پیامبر اسلام، آیتی، ص 409. ـ امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، مخالفان را جهت بررسی مسایل امامت به سوی چندتن از معتمدین امت از جمله زید بن ارقم فراخواند و از زید بن ارقم، نام برد.
2- کامل، ج 4، ص 81.
3- انساب الأشراف، ص 208، «أنتم العبید بعد الیوم. یا معشر العرب قتلتم ابْن فاطمة و أمّرتم ابْن مرجانة فهو یقتل خیارکم ویستعبد شرارکم».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه