عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 272

صفحه 272

3 ـ در مجلس عبیدالله، هنگامی که ابن زیاد تصمیم گرفت امام سجاد (علیه السلام) را به قتل برساند، زینب از جای برخاست و دست خود را به گردن امام انداخت و خطاب به عبیدالله گفت: ای پسر زیاد، خونریزی بس است. آیا غیر از این یک تن، کسی را برای ما باقی گذاشته اید؟ «اگر خواستی او را بکشی، پس مرا هم با او به قتل برسان.»(1) .ابن زیاد گفت: من از عشق و محبت زینب به او (امام سجاد) تعجب می کنم و اگر به قتل او اقدام می کردم باید زینب را نیز می کشتم. (2).

وصی برادر

بی شک سید الشهدا، امام سجاد را وصی خود قرار داد؛ زیرا وصیّ امام معصوم باید امام معصوم باشد، ولی برای انحراف افکار دشمن از حضرت سجاد (علیه السلام) و برای اینکه جان وی حفظ شود، وصیت هایش را به حضرت زینب گفت:«إِنَّهُ أَوْصی إِلی اُخْتِهِ زَیْنَب بِنْت عَلِیّ، سِتْراً عَلی عَلِیّ بْنِ الْحُسَین وَ تَقِیَّةً وَ اتِّقاءً عَلَیهِ». (3) .«او به خواهرش زینب وصیت کرد تا جان امام سجاد از سوی دشمنان در معرض خطر قرار نگیرد.»


1- طبری، ج 3، ص 34 ؛ مقتل الحسین، عوالم، ج 17، ص 325 ؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 117 ؛ مثیرالأحزان، ص91 ؛ معالی السبطین، ج 2، ص 67 ؛ «فَأنْ أرَدْتَ قَتْلَهُ فَاقْتُلْنی مَعَهُ».
2- نکـ: کامل، ابن اثیر، ج4، ص82.
3- نکـ: خراسانی، منتخب التواریخ، ص 388.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه