عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 295

صفحه 295

دومسأله بیش ازهمه، مشروعیت سکوت از سوی امام علیه السلام را زیر سؤال می‌برد:


1- مرگ عدالت.
2- قرار گرفتن تاریخ اسلام بر سر دو راهی.

مرگ عدالت‌

با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله به دیار ابدی، بازار عدالت، به تدریج، به سردی گرایید و این سردی در دوران خلفای سه‌گانه، همچنان بیشتر می‌شد. بانگ بیدارباش حکومت کوتاه مدّت عدل علی علیه السلام نیز نتوانست روند نزولی آن را سد کند، تا این‌که خود و فرزندش امام مجتبی علیه السلام در راه آن به شهادت رسیدند و در نهایت امام حسین علیه السلام به همراه یاران پایدارش با خونِ حیات‌آفرین خود، در صدد تجدید حیات اسلام برآمدند.

*** سیّد قطب، در کتاب «العدالة الاجتماعیه» می‌نویسد: «عثمان از بیت‌المال، در روز عروسی دویست‌هزار درهم به دامادش داد و پیرو آن «زید بن ارقم»- خزانه‌دار مسلمین- صبح روز بعد با کمال خشم و ناراحتی به‌عنوان اعتراض بر عمل عثمان استعفا کرد! عثمان به او گفت: ای پسر ارقم، از این‌که به «صله رحم» پرداختم گریان شدی؟ زیدبن ارقم پاسخ داد: به خدا قسم اگر صد درهم به او بدهی زیاد است و عثمان به جای عذرخواهی، استعفای وی را پذیرفت». (1) ابن ابی‌الحدید می‌نویسد: «خالد بن معمّر سدوسیّ» شخصی به نام «علباء بن هیثم سدوسیّ» را به کناره‌گیری و دوری از امیرمؤمنان علیه السلام دعوت می‌کرد. او روزی به وی گفت: ای علباء، در کار خود، قبیله و خویشاوندانت بیندیش. از طریق علی علیه السلام به دنیا نمی‌رسی. چه امید بسته‌ای به مردی که من می‌خواستم در عطیه فرزندانش- حسن و حسین- دراهمی بیفزایم تا از تنگی معاش آنان کمی کاسته گردد؛ پیشگیری کرد و خشمگین شد و چیزی برعطای آن دو نیفزود». (2)


1- العدالة الاجتماعیه، ص 186.
2- ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 10، ص 250.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه