عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 311

صفحه 311

هستند، امّا رهبر باطنی، عقل آدمی است.»

از دقت در بیان فوق این حقیقت آشکار می‌گردد که:

الف: حکم از آن خداست إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ و فقط کسانی که از سوی خداوند متعال به‌عنوان راهبر، برگزیده شده و به جامعه بشری معرفی گردیده‌اند، حق حکومت و زعامت و رهبری مردم را دارند.

ب: هیچ‌گاه دنیا از وجود این دو خالی نمی‌شود؛ زیرا «اگر یک لحظه زمین بدون حجت الهی باشد، اهل خود را نابود می‌کند». (1) ج: رهبریِ الهی ظاهری در هردوره‌ای در سیمای «رسول» یا «نبی» یا «امام» برای مردم محقّق و مقرّر است. و از زمان پیدایش آدم تا انقراض عالَم، در مجموع، جوامع بشری را تحت پوشش خود دارد.

نتیجه: در دوران زمامداری معاویه، شیعه بر اساس «نظریه امامت معصوم علیهم السلام»، حاکمیت وی را نامشروع می‌دانستند؛ زیرا او در برابر خلیفه‌ای که از سوی خدا و خلق برگزیده شده بود ادعای خلافت داشت.

البته معاویه از آنجا که فضایی آکنده از رعب و وحشت ایجاد کرده و در چنان فضایی بر مردم حکومت می‌کرد و مردم به ناچار او را تحمل می‌کردند، ولی انقراض حکومتش را انتظار می‌کشیدند؛ که ناگهان با مسأله‌ای جدید به نام ولایتعهدی یزید روبه‌رو شدند و از آن زمان زمزمه مخالفت‌ها در هر نقطه از جهان اسلام کم و بیش بالا گرفت.

پیشنهاد مغیره‌

مغیرةبن شعبه استاندار (والی) کوفه بود، معاویه تصمیم گرفت او را از این سمت عزل کرده، به جای او سعیدبن عاص را به استانداری آنجا نصب کند امّا مغیره که عاشق مقام و منصب بود، به فکر افتاد تا با مطرح ساختن مسأله ولایت‌عهدیِ یزید به معاویه


1- اصول کافی، ج 1، باب احتیاج به امام، «لَو خَلَتِ اْلأرضُ طرفة عین من حجّة لَساخَتْ بِأهلها».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه