عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 312

صفحه 312

تقرب جوید. او به همین منظور به شام‌نزد یزید رفت و به او گفت: «یاران پیامبر از دنیا رفته‌اند و سرکردگان قریش نیز از این جهان رخت بربسته و تنها فرزندانشان برجای مانده‌اند و اکنون تو یکی از برترین، باتدبیرترین و داناترین آن‌ها به سنت و سیاستی و من نمی‌دانم سبب چیست که امیرمؤمنان برای خلافت تو از مردم بیعت نمی‌گیرد؟»

یزید گفت: «آیا چنین کاری به انجام می‌رسد؟».

مغیره پاسخ داد: آری.

یزید با شنیدن این سخن، خود را به معاویه رساند و گفتار مغیره را برای او بازگو کرد، معاویه مغیره را احضار کرد و به او گفت: «یزید چه می‌گوید؟»

مغیره گفت: «ای امیرمؤمنان، تو خونریزی‌ها و اختلافات پس از عثمان را دیده‌ای، یزید برای تو جانشین خوبی است، از مردم برای جانشینی و خلافت او بیعت بگیر تا اگر برای تو پیشامدی رخ داد، او خلیفه و مرجع مردم باشد و خون مردم ریخته نشود و فتنه‌ای ایجاد نگردد!»

مغیره در ادامه سخنش گفت: «بیعت اهل کوفه به عهده من و از مردم بصره نیز «زیاد» برای تو بیعت خواهد گرفت و از این دو استان هم که بگذری دیگر کسی نیست با تو مخالفت کند و مخالفت آنان اثری هم نخواهد داشت».

معاویه با خوشحالی گفت: «حال که چنین است پس تو برسر منصب خود بازگرد و با اطرافیان مورد اعتماد خویش این موضوع را بازگو کن تا در آینده روی آن اقدام کنیم».

مغیره چون نزد یاران خود بازگشت، آنها از وی پرسیدند که چه‌کردی؟ پاسخ داد:

«وَضَعْتُ رِجْلَ معاویةَ فی غَرزٍ بعیدِ الغایَةِ علی امّةِ محمّدٍ وَفَتَقْتُ عَلَیهِم فَتْقاً لا یُرْتَقُ أبداً»؛ «یعنی پای معاویه را در رکابی گذاردم که فاصله دوطرف آن در میان امت محمد بسیار دور است و شکافی در میان آن‌ها انداختم که هیچ‌گاه پُر نشود». (1)

پرسش 8: آیا مردم با یزید بیعت کردند؟

اشاره


1- الکامل، ج 30، ص 503.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه