عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 319

صفحه 319

مِنَ النّاسِ». (1) گروهی از مورّخان نوشته‌اند: عثمان در یوم‌الدار (روزگار محاصره) عبداللَّه زبیر را به عنوان خلیفه خود انتخاب کرده بود (2) ابن زبیر پس از هشت سال خلافت، توسط حجاج در مکه به دار آویخته شد و سر او برای عبدالملک مروان به شام ارسال گشت مادر او اسماء دخترابوبکر است که پس از هفت روز از به‌خاک سپاری عبداللَّه درگذشت و در همین سال (پس از سه ماه) عبداللَّه عمر نیز درگذشت.

عبداللَّه بن عمر:

وی از بیعت با امیر مؤمنان سرباز زد. در برخی از کتب تاریخی آمده است: عبداللَّه عمر، پس از به دار آویخته شدن عبداللَّه‌بن زبیر، بر حَجّاج وارد شد و اظهار داشت:

«دست خود را دراز کن تا برای عبدالملک از طریق شما بیعت کنم؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً»، (3)

در این هنگام حَجاج پای خود را دراز کرد. عبداللَّه گفت: آیا مرا مسخره کرده‌ای؟ حَجّاج پاسخ داد: ای احمق‌ترین فرد قبیله بنی‌عدی! «ما بایَعْتَ مَع علیٍّ وَ تَقُولُ الْیَوم: مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً أَ وَ ما کانَ عَلیٌّ امامَ زَمانِکَ؟» «تو با علی بیعت نکردی و امروز حدیث: «من ماتَ ...» می‌خوانی؟! مگر علی امام زمان تو نبود؟» و افزود: «تو به‌خاطر کلام پیامبر به این‌جا نیامده‌ای؛ بلکه این بر دار رفتن عبداللَّه زبیر است که تو را به اینجا آورده است» (4) عبداللَّه‌بن عمر، به‌ظاهر مردی زهدپیشه بود، او در دوران عمرش به‌خاطر شرب خمر، شلاق خورد و عمر که خلیفه وقت بود، پسر خود را تازیانه زد. عبداللَّه پس از شهادت امام حسین علیه السلام با هیأتی از مردم مدینه، به شام رفت ولی یزید با ترفندی وی را رام ساخت و او


1- سفینةالبحار، ماده «عبد»، ج 2، ص 132.
2- نک: منتخب التواریخ ص‌ص 489- 481.
3- وسائل‌الشیعه، ج 16، ص 246.
4- سفینةالبحار، ج 2، ماده «عبد»، ص 136.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه