عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 36

صفحه 36

سنگین ترین داغ حسین (علیه السلام)

سنگین ترین داغ حسین (علیه السلام)

وقتی یاران حسین بن علی (علیهما السلام) به شهادت رسیدند، طاقت عباس طاق شد، به خصوص آنگاه که احساس کرد حجّت خدا بی یاور شده است. آن هنگام بود که اذن میدان خواست، اما امام (علیه السلام) به شدت گریست و فرمود: «یا أخِی أنْتَ صاحِبُ لِوائی»؛ (1) «برادرم! تو پرچمدار منی.»ولی فریاد العطش کودکان، امام را بر آن داشت تا جهت آوردن آب به عباس رخصت دهد.عباس جهت آوردن آب برای اهل خیام، عازم میدان شد. او می کوشید وارد شریعه فرات شود که شمر بانگ برآورد: اگر روی زمین را آب فراگیرد، شما را قطره ای از آن نصیب نخواهد شد، جز آن که با یزید بیعت کنید. (2) .شیخ مفید(رحمه الله) می نویسد: امام و برادرش عباس لحظاتی باهم و در کنارِ هم، با دشمن به جنگ پرداختند ولی سپاه دشمن میان آن دو جدایی انداخت. (3) .عباس چون شیری خشمگین بر چهار هزار نفر از محافظان شریعه حمله برد و آنان را متفرق ساخت و وارد شریعه فرات شد. کفی از آب برگرفت ولی ناگاه تشنه کامی امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت را به یاد آورد؛ «فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَ أَْهل بَیْتِهِ». آب را روی آب ریخت (4) و مشکی پر از آب نمود و هنگام بازگشت به سوی خیام، دشمنان کینه توز از کمین گاه بر او حمله کردند و ضربتی خصمانه بر دست راست او وارد ساختند. دست راست عباس از قسمت مرفق و بازو جدا شد و چنین زمزمه کرد:


1- بحارالأنوار، ج45، ص41.
2- مقتل الحسین، ص267 ؛ مناقب، ص108.
3- ارشاد، ج1، ص113.
4- در «معالی السبطین» ص277 آمده است: و فی کتاب «عدة الشهور»: لمّا کانت لیلة احدی و عشرین من شهر رمضان واشرف علی علیه السلام علی الموت اخذ العباس وضمه الی صدره الشریف وقال: ولدی و ستقرّ عینی بک فی یوم القیامة. ولدی اذا کان یوم عاشوراء و دخلت المشرعة ایّاک أن تشرب الماء و أخوک الحسین عطشان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه