عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 38

صفحه 38

سینه اش اصابت کرد (1) و تیری دیگر به چشم مبارکش خورد. (2) .راوی گوید: بعد از فرود آمدن عمود آهنین بر سر عباس، آن حضرت از روی اسب بر زمین افتاد و برادرش را با این جمله صدا کرد و گفت: «یا أخا أدرک أخاک»؛ «برادرم! برادرت را دریاب.»

اشاره به یک راز

گویند که عباس (علیه السلام) همیشه امام حسین (علیه السلام) را از باب ادب، با عنوان «سیدی»، «مولای» و... خطاب می کرد و درباره وی عنوان «برادر» را به کار نمی برد؛ زیرا مادر خود را هم طراز مادر امام حسین (علیه السلام) نمی دید، لیکن در آن لحظه، آن حضرت را «برادر» خطاب کرد. یکی از اهل نظر، راز این خطاب را در عالم رؤیا از عباس پرسید، آن حضرت پاسخ داد: هنگام واژگون شدن از اسب، فاطمه زهرا (علیها السلام) در برابرم حاضر شد و با حالتی اندوهگین گفت: آه، پسرم! عباس! وقتی زهرا پسر خطابم کرد، من هم حسین را برادر صدا کردم.بعضی از صاحب نظران نوشته اند: ابوالفضل به عنوان وداع با امام (علیه السلام) فرمود: «عَلَیْکَ مِنِّی الْسَّلامُ یا أَبا عَبْدِالله» (3) و حسین (علیه السلام) چون عقابی خشمگین، سپاه خصم را پراکنده ساخت و خود را به عباس رساند. (4) .بدن عباس مجروح و بی دست روی زمین افتاده بود. امام (علیه السلام) با دیدن آن صحنه جانسوز ناله سوزناکی سر داد و فرمود: «اَلآن اِنْکَسَر ظهری، وَ قَلَّتْ حیلتی، وَ شَمَتَ بی عدوّی»؛ (5) «اینک پشتم شکست، توان و عزمم کاهش یافت و دشمنم شادمان گشت»، در


1- منتهی الآمال، ج1، ص385: لواعج الاشجان، مبحث ابوالفضل.
2- حماسه حسینی، ج2، صص 117 و 118.
3- حیاة الامام الحسین، ج3، ص268.
4- ابو محنف، مقتل منتهی الامال، فصل عباس. مقتل الحسین، ص269.
5- مقرم، العباس: 293.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه