عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 73

صفحه 73

عوسجه شادمانی می کنید؟ به خدا سوگند در موقعیتی در جنگ آذربایجان وی را یافتم که قبل از آغاز جنگ، 6 نفر از مشرکان را کشته بود. وی از پیشتازان بی نظیر بود. آیا خوشحالید که چنین کسی را به قتل می رسانید. (1) .

پسر مسلم بن عوسجه

پسر مسلم بن عوسجه که دوازده سال داشت، به امر مادرش روی به میدان نهاد، امام حسین (علیه السلام) به او فرمود: تو کودک یتیمی هستی، اگر تو نیز کشته شوی، مادرت پناه گاه ندارد پناهگاه. مادرش فریاد زد: ای فرزند، اگر از جنگ برگردی از تو راضی نخواهم شد و شیرم را برتو حلال نمی کنم.پسر روی به معرکه آورد؛ «وقاتَلَ قتالَ الأبطال»، همچون قهرمانان بزرگ می جنگید. مادرش فریاد می زد: فرزندم! خوشا به حالت که به زودی از دست ساقی کوثر سیراب خواهی شد. این نو جوان رجزی می خواند که معرفت والای وی را نشان می داد:أمیری حسینٌ وَ نِعْمَ الأمیر سرورُ فؤاد البشیر النّذیرعلیّ و فاطمة والداه فهل تعلمون له من نظیر؟له طلعة مثل شمس الضحی له غرّة مثل بدر منیر (2) .«رهبر من حسین است چه رهبر بزرگی که سبب سرور و خوشحالی پیامبر بشیر و نذیراست.پدر و مادرش، علی و فاطمه اند، آیا نظیری برای او نشان دارید؟چهره اش همچون خورشید می درخشد و همچون ماه شب چهارده نورافشانی می کند.» (3) .


1- نکـ: معالی السبطین، ج2، ص233. «ثکلتکم اُمّهاتکم تقتلون أنفسکم بأیدیکم و تذلّون أنفسکم لغیرکم، و تفرحون أنْ یُقْتَلَ مسلم بن عوسجه، أما و الّذی أسلمتُ له، لَرُبَّ موقف له قد رأیت فی المسلمین کریماً، لقد رأیته یوم سلق آذربایجان قتل ستة من المشرکین قبل أنْ تلتئم خیول المسلمین، أفیقتل منکم مثله و تفرحون؟!».
2- بحارالأنوار، ج45، ص27.
3- معالی السبطین، ج2، ص234.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه