عاشورا، حماسه‌ی جاوید صفحه 87

صفحه 87

مخلوط گردد».دراین هنگام امام حسین (علیه السلام) اذن جهادش داد واو پس از آن که عده زیادی از دشمنان را کشت، به فیض شهادت نایل آمد. امام هنگامی که در بالین وی حضور یافت، فرمود:«أللّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَطَیِّبْ ریحَهُ، وَاحْشُرهُ مَعَ الأبرار، وَ عَرِّفْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مُحمّد وَ آلِهِ»؛«خدایا! صورتش را سپید و بویش را نیکو گردان! و با ابرار و نیکان محشورش کن. وی را مورد مرحمت محمّد وآلش قرار ده!» (1) .او که نیم جانی داشت، با دیدن امام بربالین خود، خوشحال شد و پس از آن روحش به عالم ملکوت پرواز کرد.حایری مازندرانی در معالی السبطین نقل می کند: جمعیتی هفتاد نفره به او حمله ور شدند و او از اسب افتاد. نیم رمقی داشت که امام به بالینش آمد. وی را در آغوش گرفت و صورت خود را بر صورتش نهاد و گریست. در این هنگام، جون دیدگان خود را گشود و خوشنودی خود را با تبسمی ابراز داشت و گفت: چه کسی مانند من است که پسر پیامبر، صورتش را بر صورتم نهاده؟! و سپس جان داد. (2) .در تاریخ آمده است: در شب عاشورا هنگامی که امام حسین (علیه السلام) اشعار: «یا دَهْرُ أفٍّ لَکَ مِنْ خَلیلِ» را بر زبان داشت، جون در خیمه مخصوص امام (علیه السلام) مشغول تیز کردن شمشیر و آماده سازی آنها برای فردا بود. (3) .گرچه در شب سیزدهم محرم شهیدان به خاک سپرده شدند لیکن بعضی از شهدا روزهای بعد شناسایی و به خاک سپرده شدند که از جمله آنان جون بود. بدن شریف او پس از ده روز شناسایی دفن شد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: بنی اسد پس از ده روز از راه دور


1- نکـ: مامقانی، تنقیح المقال، ذیل کلمه «جون».
2- نکـ: حائری، معالی السبطین، ج1، ص240. «... فَبَکَی الْحُسینُ، وَ اعْتَنَقَهُ وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ، فَفَتَحَ عَیْنَیْهِ وَ تَبَسَّمَ و قالَ: مَنْ مِثْلی وَ ابْنُ رَسولِ اللهِ وَاضعٌ خَدَّهَ عَلی خَدّی، ثُمَّ فاضَتْ نَفْسُهُ».
3- ارشاد، ص219، ترجمه محدثی، ص96.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه