- ویژگیهای این نوشتار 1
- سخنی درباره ی کتاب 1
- شیوه ی نگارش 1
- نام کتاب 2
- تذکر لازم 2
- پیشگفتار 2
- شمایل 3
- مراسم ولادت و نامگذاری 3
- رسول خدا و ولادت حسین 3
- سیمای حسین در قرآن 4
- اشاره 4
- سیمای حسین در روایات 4
- شخصیت 4
- از مدینه تا مدینه 5
- خبر دادن از شهادت او 5
- نامه ی اهل کوفه 5
- در مدینه 5
- نامه ی امام به اهل کوفه 6
- انتقاد از معاویه 6
- شهادت حجر بن عدی کندی 6
- فرزندان جعده بن هبیره 6
- شهادت عمرو بن الحمق الخزاعی 7
- تغییر شکل حکومتی 7
- نیرنگ معاویه 7
- نامه ی معاویه به امام 8
- گردهمایی در مکه 8
- جواب امام به معاویه 8
- سفر معاویه به مدینه 9
- احنف بن قیس 9
- نامه ی معاویه به حاکم مدینه 9
- وفود نزد معاویه 9
- سفر معاویه به مکه و تهدید به قتل مخالفان 10
- نامه ی معاویه به یزید 10
- ملاقات با عایشه 10
- معاویه و پایان زندگی 10
- رؤیای یزید 11
- تسلیت مردم به یزید 11
- خطبه ی یزید بعد از مرگ پدرش 11
- نامه ی یزید به فرمانروای مدینه 12
- برخورد امام و ولید 12
- مشاروه ی ولید با مروان 12
- ملاقات مروان 13
- وداع امام با قبر جدش رسول الله 13
- خداحافظی با مادر و برادر 13
- وصیت امام به محمد بن حنفیه 13
- پاسخ امام 14
- پیشنهاد محمد بن حنفیه 14
- اندوه زنان هاشمی 14
- از مدینه تا مکه 15
- آگاهی از شهادت 15
- عزیمت امام از مدینه به مکه 15
- زیارت قبر حضرت خدیجه 16
- ورود به مکه 16
- ملاقات در بین راه 16
- در مکه 16
- نامه به اهل بصره 17
- جواب احنف بن قیس 17
- عکس العمل یزید بن مسعود 17
- واکنش منذر بن جارود 17
- یزید بن نبیط 18
- نامه های مردم کوفه 18
- پاسخ یزید بن مسعود به امام 18
- نامه ی امام به مردم کوفه 19
- نامه ی مسلم به امام 19
- اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 19
- سخنان عابس بن ابی شبیب شاکری 20
- ماجرای بیعت با مسلم 20
- مسلم در خانه ی مختار 20
- نامه ی امام به مسلم 20
- نامه ی یزید به عبیدالله 21
- سرجون غلام معاویه 21
- نامه ی مسلم بن عقیل به امام 21
- سخنان والی کوفه 21
- حرکت عبیدالله بسوی کوفه 22
- خطبه ی عبیدالله در کوفه 22
- ورود عبیدالله به کوفه 22
- سخنان عبیدالله بن زیاد 22
- مسلم در خانه ی هانی 23
- شریک بن اعور در کوفه 23
- تهدید و ارعاب 23
- برخورد با ماموران و جاسوسان حکومتی 23
- آگاه شدن مهران غلام عبیدالله از ماجرا 24
- عیادت عبیدالله از هانی و شریک 24
- شریک و نقشه ی قتل عبیدالله 24
- معقل، جاسوس عبیدالله 25
- وفات شریک بن اعور 25
- علت خودداری مسلم از قتل عبیدالله 25
- توطئه علیه هانی بن عروه 25
- ضرب و جرح هانی 26
- هانی و مسلم بن عمرو باهلی 26
- دستگیری هانی بن عروه 26
- خطبه ی ابن زیاد 27
- قیام قبیله ی مذحج 27
- نقشه ی عبیدالله برای شکستن حلقه ی محاصره 27
- قیام مسلم و محاصره ی دارالاماره 27
- آغاز غربت و سرگردانی مسلم 28
- دستگیری مردم 28
- اظهار عجز اهالی کوفه 28
- برافراشتن پرچمهای امان 28
- خطبه ی عبیدالله در مسجد شهر 29
- گرفتاری محمد بن کثیر 29
- مسلم در خانه ی طوعه 29
- صدور دستورات جدید 30
- رؤیای مسلم 30
- بلال پسر طوعه 30
- اسارت مسلم 31
- گریه ی مسلم بن عقیل 31
- شجاعت مسلم در نبردی ناعادلانه 31
- مسلم در مجلس عبیدالله 32
- مسلم بن عمرو باهلی 32
- اعزام پیک به سوی امام 32
- وصیت مسلم 33
- شهادت هانی 33
- شهادت مسلم 33
- پاسخ یزید 34
- نامه ی ابن زیاد به یزید 34
- خلاصه ای در رابطه با خاندان مسلم 34
- امام و محمد بن حنفیه 35
- خطبه ی امام در مکه 35
- چرا امام، عراق را و در عراق، کوفه را برگزید 35
- حفظ قداست حرم 35
- امام و عمر بن عبدالرحمن 36
- مسور بن مخرمه 36
- عبدالله بن عباس 36
- ابن عباس و عبدالله بن زبیر 37
- جابر بن عبدالله انصاری 37
- عبدالله بن عمر 37
- عبدالله بن زبیر 37
- جواب امام 38
- نامه ی عمرو بن سعید 38
- نامه ی عبدالله بن جعفر 38
- اوزاعی 38
- تعقیب امام 39
- از مکه تا کربلا 39
- محاصره ی راهها 39
- جواب امام 39
- نامه ی ولید بن عتبه 39
- الابطح 40
- نامه عمرو بن سعید به یزید 40
- اشاره 40
- اشاره 40
- منازل مکه تا کربلا 40
- وادی الصفراء 41
- وداع العقیق 41
- التنعیم 41
- الصفاح 41
- ذات عرق 42
- اشاره 42
- ماجرای قیس بن مسهر صیداوی 42
- الحاجر من بطن الرمه 42
- الاجفر 43
- شقوق 43
- فید 43
- خزیمیه 43
- ملاقات با زهیر بن قین 44
- اشاره 44
- اشاره 44
- زرود 44
- ثعلبیه 45
- اشاره 45
- ابوهره ازدی 45
- خبر شهادت مسلم 45
- اسلام آوردن نصرانی 46
- اشاره 46
- پیک کوفه 46
- زباله 46
- دختر مسلم بن عقیل 46
- القاع 47
- شراف 47
- عبدالله بن یقطر 47
- عقبه البطن 47
- ذوحسم 48
- الرهیمه 49
- البیضه 49
- عذیب الهجانات 49
- قصر بنی مقاتل 50
- القطقطانیه 50
- اشاره 50
- اشاره 50
- عمرو بن قیس 51
- در کربلا 51
- نینوی 51
- ورود به کربلا 51
- دعای امام 52
- سخنان امام 52
- روز دوم محرم 52
- نامه ی امام به اهل کوفه 52
- نامه ی عبیدالله به امام 53
- عمار بن عبدالله 53
- اظهارات یاران امام 53
- هوشیاری یاران امام 54
- خریداری اراضی کربلا 54
- روزسوم محرم، اعزام لشکر به سوی کربلا 54
- نامه ی عبیدالله به عمر بن سعد 55
- روز چهارم محرم 55
- عبیدالله در نخیله 55
- نامه عمر بن سعد 55
- تعداد لشکر عمر بن سعد 56
- روز پنجم محرم 56
- وضعیت لشکر دشمن 56
- روز ششم محرم 56
- نامه ی امام از کربلا به محمد بن حنفیه 57
- روز هفتم محرم 57
- بنی اسد و نصرت امام 57
- روز هشتم محرم 57
- ملاقات امام و عمر بن سعد 58
- ملاقات یزید بن حصین همدانی و عمر بن سعد 58
- آوردن آب از فرات 58
- تهدید به عزل 59
- نامه ی عمر بن سعد به عبیدالله 59
- افتراء و بهتان 59
- پاسخ عبیدالله 59
- اعلان جنگ 60
- امان نامه 60
- روز نهم محرم (تاسوعا) 60
- رد امان نامه 60
- خطبه ی امام شب عاشورا 61
- سخنان حبیب بن مظاهر و زهیر 61
- یک شب مهلت برای راز و نیاز 61
- مرگ از عسل شیرین تر است 62
- محمد بن بشیر 62
- پاسخ یاران امام 62
- غسل شهادت 63
- تحکیم مواضع 63
- ایستادگی تا مرز شهادت 63
- اشعار امام 63
- حفر خندق در اطراف خیام 63
- نافع بن هلال و امام 64
- پیوستن گروهی به امام 64
- در تدارک لقاء 64
- بریر و ابوحرب سبیعی 64
- رؤیای امام 65
- تعداد یاران امام 65
- روز عاشورا 65
- حرکت سپاه دشمن 66
- خطبه ی امام 66
- سپاه عمر بن سعد 66
- عبدالله بن حوزه 67
- گفتگوی شمر با امام 67
- ابن ابی جویریه و تمیم بن حصین 67
- آشوب و همهمه 68
- خطبه ی بریر 68
- خطبه ی زهیر بن قین 68
- تنبه مسروق 68
- خبر دادن امام از عاقبت امر عمر بن سعد 69
- خطبه ی دوم امام 69
- هاتفی از غیب 70
- خطبه ی دیگری از امام 70
- حر بن یزید 70
- نامهای شهدای حمله ی اول 71
- فرمان یورش 71
- شهادت اصحاب امام 71
- نزول نصر 72
- استغاثه 72
- نامهای سایر شهدا 73
- آخرین نماز 74
- خطاب امام به یارانش 76
- مبارزه ی یاران امام 76
- حمله به خیام 77
- توجیه احمقانه و اعتراف به شجاعت و بزرگواری یاران امام 77
- ضحاک بن عبدالله 77
- شهدای بنی هاشم 78
- خاندان عقیل بن ابی طالب 78
- فرزندان امام حسن 79
- خاندان جعفر بن ابی طالب 79
- فرزندان امیرالمؤمنین 80
- آخرین لحظه ها و کودک شیرخوار 80
- اشعار امام حسین 81
- نوزاد شهید 81
- تعداد شهدای اهل بیت 81
- وداع امام 82
- سفارش امام حسین به امام سجاد 82
- استغاثه ی امام 82
- دختر سه ساله 83
- آخرین خطبه 83
- مبارزه ی امام 83
- آخرین وداع 83
- تیر سه شعبه 84
- یورش وحشیانه 84
- تهاجم به خیام 84
- دعای امام 85
- شهادت امام 85
- مناجات امام 85
- فرمان قتل 86
- آخرین لحظات 86
- تعیین قاتل 86
- فریاد عقیله 86
- هلال بن نافع 86
- شیون ملائکه 87
- آخرین شهید 87
- خبر شهادت 87
- ذو الجناح 87
- دگرگونی عالم 88
- تاریخ شهادت 88
- تعداد زخمهای امام 88
- غارت خیام 89
- پس از شهادت 89
- حمیده دختر مسلم 89
- آتش زدن خیمه ها 90
- درخواست جایزه 90
- حدیث جمال 90
- اوج بیدادگری 90
- اصحاب مجروح امام 91
- مادران شهدا که در کربلا بودند 91
- تعداد شهدای کربلا 91
- شهدای از صحابه ی پیامبر 91
- یارانی که به شهادت نرسیدند 92
- طفلان مسلم بن عقیل 92
- کسانی که بعد از امام شهید شدند 92
- تلفات دشمن 93
- سن امام هنگام شهادت 93
- سر مقدس امام 94
- تعداد اسیران 94
- اسیران از مردان بنی هاشم 94
- تقسیم سرهای مقدس 94
- سفر از کربلا 94
- قافله ی اسیران 95
- اسیران از زنان بنی هاشم 95
- اسیران از زنان غیر بنی هاشم 95
- سکینه و پیکر امام 96
- خطابه های زینب کبری 96
- زینب در قتلگاه 96
- اجساد در روز دفن شدند یا در شب 97
- دفن اجساد مطهر 97
- اجساد مطهر شهدا 97
- مشاهدات مردی از بنی اسد 97
- اولین سری که بر نیزه رفت 98
- در کوفه 98
- ورود اسیران به کوفه 98
- شتران عریان 99
- اشاره 99
- خطبه های آتشین در کوفه 99
- خطبه ی حضرت زینب 99
- یک خبر غیبی از امیرالمؤمنین علی 99
- خطبه ی فاطمه ی صغری 100
- خطبه ی ام کلثوم 101
- خطبه ی تاریخی امام سجاد 101
- قصر اماره ی کوفه 102
- مجلس ابن زیاد 102
- زندان کوفه 103
- نامه ی عبیدالله به یزید 103
- فرمان قتل امام سجاد 103
- ابن زیاد و سر مقدس امام حسین 103
- جندب بن عبدالله 104
- عبدالله بن عفیف ازدی 104
- ماجراهای کوفه پس از ورود اسیران 104
- سخنان کفرآمیز عمرو بن سعید 105
- مردم مدینه و خبر شهادت 105
- پشیمانی عمر بن سعد 105
- مختار در قصر دارالاماره 105
- ندایی از غیب 106
- عبدالله بن جعفر 106
- ام سلمه 106
- انتشار خبر شهادت در مکه 106
- اعزام اهل بیت تا شام 107
- ربیع بن خثیم 107
- بصره و حسن بصری 107
- اشاره 107
- از کوفه تا شام 107
- مشهد النقطه 108
- منازل کوفه تا شام 108
- منزل اول 108
- تکریت 108
- اشاره 108
- وادی النخله 109
- نصیبین 109
- عین الورده 109
- موصل 109
- دعوات 110
- رقه 110
- حلب 110
- جوسق 110
- قنسرین 111
- سیبور 111
- معره النعمان 111
- کفر الطالب 111
- شیزر 111
- بعلبک 112
- حماه 112
- حمص 112
- اشاره 112
- اشاره 112
- دمشق 113
- وضعیت اعتقادی مردم شام 113
- انبیاء و سر مطهر 113
- در شام 113
- ابراهیم بن طلحه 114
- شعر امام سجاد 114
- سهل بن سعد الساعدی 114
- مجلس یزید 115
- فاطمه بنت الحسین 115
- یزید شراب می نوشد 116
- سفیر روم و مجلس یزید 116
- خطبه ی زینب کبری 116
- خطبه ی حضرت سجاد 117
- بازتاب خطبه ی امام سجاد 118
- منهال بن عمرو 118
- نفرت مردم شام از یزید 119
- ماجرای دخترک خردسال و سر مبارک امام 119
- رؤیای هند 119
- حرکت از شام 120
- سوگواری در شام 120
- از شام تا مدینه 120
- یزید و سه خواسته ی امام سجاد 120
- اربعین و اختلاف اقوال 121
- اربعین 121
- توقف در کربلا 122
- حرکت از کربلا 122
- پاداش همراهی خوب 122
- بازگشت به مدینه 122
- استقبال از کاروان کربلا 123
- خطبه ی امام سجاد 123
- در مدینه 123
- بشیر در مدینه 123
- محمد بن حنفیه 124
- صوحان بن صعصعه 124
- ورود به مدینه 124
- عزاداری اهل بیت 125
- ام سلمه 125
- ام البنین 125
- گریه ی اصحاب پیامبر بر امام حسین 126
- گریه ی حضرت سجاد 126
- رباب همسر امام حسین 126
- مرثیه ی دختر عقیل 126
- تشکر یزید از پسر مرجانه 127
- فضیلت زیارت امام حسین 127
- حزن عقیله 127
- اشاره 127
- استحباب زیارت یا وجوب 128
- شیعیان، پس از شهادت امام حسین 128
- پشیمانی 128
- قصه ی انتقام 128
- نامه ی یزید 129
- سخنان مسیب بن نجبه 129
- نامه از زندان 129
- توابین 129
- نامه به مدائن 130
- سخنان رفاعه بن شداد 130
- سخنان سلیمان بن صرد 130
- اجابت سعد 131
- مختار به مکه می رود 131
- نامه به اهل بصره 131
- هلاکت یزید 131
- بیعت مردم با عبدالله بن زبیر 131
- عامر بن مسعود 132
- خروج از بصره 132
- ابن زیاد پس از هلاکت یزید 132
- عبدالله بن یزید و ابراهیم بن محمد 133
- سخنرانی عبدالله بن یزید 133
- فرار به شام 133
- آغاز حرکت جدی توابین 134
- عبدالله بن سعد 134
- عبدالله بن یزید و سلیمان بن صرد 134
- خطبه ی سلیمان بن صرد 134
- نامه ی عبدالله بن یزید به سلیمان 135
- حرکت از کربلا 135
- توابین در کربلا 135
- نامه ی سلیمان 135
- حرکت قشون از شام 136
- خطبه ی سلیمان بن صرد 136
- قرقیسیا 136
- عین الورده 136
- ارسال ادهم بن محرز 137
- مسیب بن نجبه 137
- کشته شدن سلیمان بن صرد 137
- ارسال حصین بن نمیر و شرحبیل 137
- عبدالله بن عوف بن احمر 138
- عبدالله بن سعد 138
- عبدالله بن وال 138
- رفاعه بن شداد 138
- مختار کیست 139
- نیروهای کمکی 139
- خبر توابین در شام 139
- بازگشت به کوفه 139
- عبدالله بن عزیر کنانی 139
- قیام مختار 139
- دوران رشد 140
- ویژگیهای فردی 140
- مختار از دیدگاه ائمه 140
- معبد بن خالد 141
- مختار هنگام قیام مسلم 141
- مختار در دامان علی 141
- سفیر امام در خانه ی مختار 141
- مختار و میثم تمار 142
- نامه ی مختار 142
- مختار پس از توابین 142
- آزادی از زندان 143
- عبدالله بن مطیع 143
- توطئه ای برای دستگیری مختار 143
- عبدالرحمن بن شریح 143
- استیذان از حضرت سجاد 144
- سخنان محمد بن حنفیه 144
- ملاقات با محمد بن حنفیه 144
- مراجعت به کوفه 144
- تأیید عبدالرحمن بن شریح 145
- دعوت از ابراهیم بن مالک اشتر 145
- بیعت ابراهیم با مختار 145
- فرمان قیام 146
- ایاس بن مضارب 146
- خروج مختار 146
- سوید بن عبدالرحمن 147
- قبیله ی خثعم 147
- ابوعثمان نهدی و قبیله ی شاکر 147
- حمله به سپاه زحر بن قیس 147
- اجتماع در مسجد 148
- کشته شدن نعیم 148
- سخنان یزید بن انس 148
- محاصره ی مختار 148
- کشتن راشد بن ایاس 148
- حسان بن قائد 149
- خطبه ی ابن مطیع 149
- ابن مطیع در محاصره 149
- پیشنهاد عمرو بن حجاج 149
- محاصره ی دارالاماره 150
- امان دادن اشراف 150
- نوفل بن مساحق 150
- ورود به کوفه 150
- خطبه ی مختار 151
- تقسیم بیت المال 151
- بیعت با مختار 151
- هلاکت مروان بن حکم 152
- نامه به عبدالرحمن 152
- آغاز انتقام 152
- نامه به مختار 152
- اعزام فرمانداران به شهرها 152
- کشته شدن فرماندهان شام 153
- وفات فرمانده ی سپاه عراق 153
- پیشنهاد ورقاء بن عازب 153
- پیشنهاد عبدالرحمن بن مخنف 154
- اشتباه ورقاء بن عازب 154
- حرکت ابراهیم بن اشتر 154
- بازتاب مرگ یزید بن انس 154
- توطئه در کوفه 154
- شمر از قبیله ی یمن جدا می شود 155
- جنگ با شورشیان 155
- شورش 155
- سرکوب شورشیان 156
- ابوالقلوص 156
- کشته شدن رفاعه بن شداد 156
- مالک بن عمرو 156
- فرار از کوفه 157
- عبدالله بن مطیع 157
- عمرو بن حجاج زبیدی 157
- تخریب خانه ها 157
- دبابه 158
- تازندگان اسب 158
- کشندگان حسین 158
- شمر بن ذی الجوشن 159
- کشتن خولی 159
- کشتن عمر بن سعد 159
- ارسال سرها به مدینه 159
- حمید بن مسلم 160
- حرمله بن کاهل 160
- سنان بن انس 160
- اشاره 160
- جنایات حرمله 161
- اشاره 161
- اشاره 161
- حکیم بن طفیل طائی 161
- جنایات حکیم بن طفیل 162
- مره بن منقذ 162
- زید بن رقاد 162
- ابوالحتوف جعفی 162
- صالح بن وهب 162
- بجدل بن سلیم 163
- سراقه بن مرداس 163
- ابحر بن کعب 163
- عمرو بن صبیح 163
- جنگ با عبیدالله بن زیاد 164
- توصیه ی مختار 164
- عمیر بن حباب 164
- حرکت سپاه کوفه 164
- سپاه شام 165
- سخنان ابراهیم بن اشتر 165
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد 165
- آغاز حمله 165
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد برای مختار 166
- کشته شدن حصین بن نمیر 166
- کشته شدن شرحبیل 166
- فتح موصل 166
- آمدن مختار به مدائن 166
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد نزد محمد بن حنفیه 167
- شعب عارم 167
- حرکت مهلب بن ابی صفره 168
- حرکت مصعب از بصره 168
- عبدالرحمن بن مخنف 168
- اخراج بنی هاشم از مکه 168
- مصعب بن زبیر 168
- اشتباه و یا خیانت 169
- آغاز حمله 169
- خبر شکست سپاه 169
- پیشنهادی نادرست 170
- حرکت به سوی کوفه 170
- حروراء 170
- محاصره ی مختار 170
- مختار و سائب بن مالک 171
- پیشنهاد مختار به یارانش 171
- کشته شدن مختار 171
- پیش بینی درست مختار 171
- عبدالرحمن بن محمد بن اشعث 172
- بجیر بن عبدالله 172
- مسافر بن سعید 172
- توبیخ عبدالله بن عمر 172
- بدن مختار 173
- مدت امارت مختار در کوفه 173
- عروه بن زبیر 173
- زنان مختار 173
- پاورقی 174
- قبر مختار 174
- عبدالله بن زبیر 174
عبد الرحمن به آنان گفت: اگر شما قصد شورش دارید، من شما را تنها نخواهم گذاشت، ولی اگر اطاعت من کنید، بر علیه مختار قیام نمی کنید.گفتند: علت چیست؟عبد الرحمن گفت: من بیم آن دارم که پراکنده شوید و اختلاف کنید و یکدیگر را رها کرده تنها بگذارید، و این در حالی است که دلاوران و سوارن شما با مختار هستند، مگر فلان شخص و فلان شخص با او نیست؟ و مگر بردگان و موالی شما با او نیستند؟ اینها با یکدیگر هستند و اینان بر شما گرانتر از دشمنان شمایند زیرا که اینان شجاعت عرب و دشمنی عجم را جمع کرده اند، اگر لختی شما شکیبائی نشان دهید اهل شام یا اهل بصره خواهند آمد و شما را کفایت کنند، پس بگذارید که دیگران اینان را از میان بردارند و شما خود را درگیر نکنید.آنان گفتند: تو را بخدا سوگند با ما مخالفت مکن و امر را بر ما فاسد مگردان. [ صفحه 639] عبد الرحمن گفت: من هم مردی از شمایم هر زمان تصمیم گرفتید، بپاخیزید.پس با یکدیگر گفتند: در انتظار می مانیم تا ابراهیم بن اشتر بیرون رود، پس آنان صبر کردند تا ابراهیم از کوفه خارج شد و به ساباط رسید [1499] .
شورش
پس بعد از بیرون رفتن ابراهیم بن اشتر، مخالفان مختار شورش کردند و در میدانها گردآمدند، هر رئیس در یک منطقه با افراد تحت سیطره اش گرد آمد.مختار چون از شورش آن جماعت آگاه شد کسی را به نزد ابراهیم بن اشتر فرستاد و از او خواست که با سرعت هر چه تمامتر بازگردد، آنگاه کسی را نزد شورشیان فرستاد و به
آنان گفت: چه می خواهید؟ هر چه می خواهید انجام می دهم.آنان در پاسخ گفتند: ما می خواهیم که تو از امارت کوفه کناره گیری کنی چه آنکه تو مدعی هستی که تو را ابن حنفیه فرستاده است در حالی که او تو را نفرستاده است.مختار گفت: شما از جانب خود هیئتی را به مدینه نزد محمد بن حنفیه بفرستید و من هم هیئتی را می فرستم، آنگاه مهلت دهید تا آن هیئت بازگردد و مطلب برای شما روشن گردد.مختار با اینکار می خواست آنها را قانع کند، تا اینکه ابراهیم بن اشتر به کوفه بازگشته و دفع آنان را بنماید. پس مختار به یارانش دستور داد از حمله خودداری کنند و اهل دهانه ی کوچه ها را بسته بودند و نمی گذاشتند به مختار و یاران مختار آب برسد مگر مقدار کمی، و آن هم در هنگامی که آنها غافل بودند [1500] . [ صفحه 640]
شمر از قبیله ی یمن جدا می شود
پس شمر بن ذی الجوشن نزد قبیله ی یمن آمد و آنان را گفت: اگر در مکان واحدی گرد آمدید که از یک طرف جنگ کنیم، من با شما همکاری خواهم کرد، و گرنه من با شما نخواهم بود، زیرا من در یک کوچه ی تنگ و بصورت پراکنده جنگ نخواهم کرد. از این رو از قبیله ی یمن جدا گردید و نزد قوم خودش در میدان بنی سلول رفت و به آنها پیوست.چون این خبر به مختار رسید مجددأ برای ابراهیم نامه فرستاد، و چون خبر به ابراهیم بن اشتر رسید همان روز در میان سپاهیانش ندا کرد و آنان را امر به رجوع نمود، ابراهیم و سپاهیانش بازگشتند و شب راه پیمودند پس در «سویعه» [1501] فرود آمدند و
قدری استراحت کردند و به راه افتادند و نماز صبح را در «سورا» [1502] خواندند و حرکت کردند و نماز عصر را بر «باب جسر» خواندند، پس آمده و شب را در مسجد بیتوته کردند.شبث بن ربعی قبلا فرزندش را نزد مختار فرستاده و برای او پیغام فرستاده بود که: ما قبیله ی تو و در اختیار توایم، و سوگند به خدا هرگز با تو جنگ نخواهیم کرد، به ما مطمئن باش؛ از این رو شبث از جنگ با مختار ناخشنود بود.چون هنگام نماز رسید، اهل قبیله ی یمن گرد آمدند، هر رئیس گروهی نمی خواست که در امامت نماز رقیبش بر او سبقت گیرد، عبد الرحمن بن مخنف گفت: این اولین نزاع و اختلاف است، کسی را امام کنید که در میان شما مورد قبول [ صفحه 641] همه است زیرا در میان شما سید قراء شهر وجود دارد، رفاعه بن شداد در میان شماست، او را امام نموده و با او نماز بگزارید.پس رفاعه را امام جماعت قرار داده و با او نمازگزارند [1503] .
جنگ با شورشیان
مختار سپاهیانش را در بازار منظم نمود و در آنجا بنائی نبود، و ابراهیم بن اشتر را امر کرد که بسوی قبیله ی مضر رود که رئیس آن شبث بن ربعی و محمد بن عمیر بن طارد بود و آنان در کناسه گرد آمده بودند، و ابراهیم را بسوی اهل یمن نفرستاد زیرا ابراهیم خود از آنان بود و مختار بیم آن داشت که ابراهیم با آنها شدت عمل در جنگ ننماید، و مختار خود متوجه اهل یمن گردید که در میدان سبیع اجتماع کرده بودند و نزد خانه ی عمر و بن
سعید ایستاد و احمر بن شمیط و عبدالله بن کامل را پیشاپیش خود قرار داد و سفارش لازم کرد که از همان راهی که می گوید به میدان سبیع بروند و به آنان گفت: قبیله ی شبام به من خبر داده اند که شورشیان از پشت سر می آیند.آن دو همانگونه که مختار گفته بود عمل نمودند، به اهل یمن خبر رسید که آن دو می آیند، اهل یمن دو دسته شدند و با آن دو فرمانده و یارانشان جنگ سختی نمودند، اصحاب احمر بن شمیط و عبدالله بن کامل پراکنده شدند عقب نشینی کردند و نزد مختار آمدند، مختار سراغ احمر بن شمیط و عبدالله بن کامل را گرفت، آنان اظهار بی اطلاعی کردند.مختار خود بسوی آن گروه حرکت کرد تا به خانه ی ابی عبدالله جدلی رسید و ایستاد و سپس عبدالله بن قراد را با چهارصد سوار به کمک عبدالله بن کامل فرستاد و او را گفت: اگر ابن کامل کشته شده است تو بر سپاهیان فرمانده باش و اگر زنده بود سیصد [ صفحه 642] نفر از یارانت را به او داه و خود با صد نفر بسوی میدان سبیع حرکت کن و از طرف حمام قطن به آنجا حرکت کن.عبدالله بن قراد آمد و عبدالله بن کامل را یافت که با گروهی از یارانش استقامت کرده و می رزمند، سیصد نفر از سپاهیانش را به او واگذار نمود و خود با صد نفر تا نزد مسجد عبدالقیس آمد و یارانش را گفت: من پیروزی مختار را دوست دارم ولی هلاکت اشراف و بزرگان قبیله ی خود را مکروه می دارم و سوگند بخدا من مرگ را به از هلاکت آنان که