قصه کربلا بضمیمه قصه انتقام صفحه 156

صفحه 156

بدست من انجام شود می دانم، ولی صبر کنید چون به من خبر رسیده که قبیله ی شبام از پشت سر آنان می آیند، شاید آنان وارد جنگ شوند و ما را معاف دارند. یارانش پذیرفتند، پس در همان جا یعنی مسجد عبدالقیس متوقف شدند [1504] .

مالک بن عمرو

مختار مالک بن عمرو- که مردی سخت شجاع بود- و عبد الرحمن بن شریک را هر کدام با دویست نفر به یاری احمر بن شمیط اعزام نمود، پس آنان به یاری او شتافته در حالی که دشمن بر آنها غالب آمده و آنها را محاصره کرده بود و درگیری سختی با آنها می کردند.و اما ابراهیم بن اشتر بسوی شبث بن ربعی- که قبیله ی مضر با او بود- آمد و آنان را گفت: بازگردید، سوگند بخدا من ناخوش دارم که حتی یک نفر از قبیله ی مضر بر دست من هلاک شود و خود را به کشتن ندهید؛ آنان نپذیرفتند، پس مبارزه و جنگ آغاز شد و ابراهیم آنان را شکست داد، و خبر فتح و بشارت به مختار رسید، پس مختار آن خبر را به دیگر فرماندهانش فرستاد. [ صفحه 643]

ابوالقلوص

قبیله ی شبام- که رئیس آنها ابوالقلوص بود- تصمیم گرفتند از پشت سر بر اهل یمن حمله کنند، بعضی پیشنهاد کردند که اگر بسوی قبیله ی مضر و ربیعه برویم بهتر است، از ابوالقلوص نظرخواهی کردند او گفت: قال الله تعالی «قاتلوا الذین یلونکم من الکفار» [1505] لذا به قبیله دستور داد حرکت کنند، و سه مرتبه فرمان داد، آنان مختصری حرکت می کردند و آنان را می نشاند، از علت آن پرسش کردند گفت: می خواهم بیم و رعب از دل شما بیرون رفته و با حال اضطراب به دشمن حمله نکنید، آنگاه بسوی میدان سبیع حرکت کردند، گروهی سر راه بر آنان گرفتند آنان را از پای درآورده و فرمانده ی آنان را به قتل رسانده و داخل میدان سبیع شدند و شعار «یا لثارات الحسین» را سر

دادند [1506] .

کشته شدن رفاعه بن شداد

چون شورشیان این شعار را از اصحاب مختار شنیدند، یزید بن عمیر گفت: یا لثارات عثمان.رفاعه بن شداد یه آنان گفت: ما را چه کار با عثمان؟! من هرگز با جماعتی که خونخواهی عثمان کنند همکاری نکنم.قومش به او گفتند: تو ما را به اینجا آوردی و ما تو را اطاعت کردیم، و چون هنگام جنگ رسید به ما می گویی بازگردید و آنان را رها کنید؟!رفاعه بر آنان حمله کرد و گفت: [ صفحه 644] انا ابن شداد علی دین علی لست لعثمان بن اروی بولیلا صلین الیوم فیمن یصطلی بحر نار الحرب عیر مؤتل [1507] .پس مبارزه کرد تا کشته شد [1508] .

سرکوب شورشیان

پس گروهی از بزرگان کوفه کشته شدند و پانصد نفر اسیر گردیدند که آنها را در آوردند در حالی که بازوان آنها بسته بود.عبدالله بن شریک مشغول آزاد کردن اسیران بود، پس چون مختار از این امر با خبر گردید گفت: آنان را بر من عرضه کنید و هر کس در کشتن حسین علیه السلام مشارکت داشته معرفی نمائید.اسیران را به او عرضه کردند و هر کس را که به جنگ با امام حسین رفته بود، کشتند، تا تعداد کشته شدگان به دویست و چهل نفر رسید، و گروهی دیگر را نیز اصحاب مختار به قتل رسانیدند در حالی که مختار بی اطلاع بود، آنگاه دیگر اسیران را آزاد کرد و از آنها پیمان گرفت که با دشمنش همکاری نکنند، آنگاه اعلام کرد هر کس به منزل خویش رود در امان است مگر کسی که مشارکت در ریختن خون حسین کرده باشد [1509] .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه