- ویژگیهای این نوشتار 1
- سخنی درباره ی کتاب 1
- شیوه ی نگارش 1
- نام کتاب 2
- پیشگفتار 2
- تذکر لازم 2
- مراسم ولادت و نامگذاری 3
- رسول خدا و ولادت حسین 3
- شمایل 3
- سیمای حسین در قرآن 4
- اشاره 4
- شخصیت 4
- سیمای حسین در روایات 4
- خبر دادن از شهادت او 5
- نامه ی اهل کوفه 5
- در مدینه 5
- از مدینه تا مدینه 5
- شهادت حجر بن عدی کندی 6
- فرزندان جعده بن هبیره 6
- نامه ی امام به اهل کوفه 6
- انتقاد از معاویه 6
- تغییر شکل حکومتی 7
- شهادت عمرو بن الحمق الخزاعی 7
- نیرنگ معاویه 7
- نامه ی معاویه به امام 8
- گردهمایی در مکه 8
- جواب امام به معاویه 8
- احنف بن قیس 9
- وفود نزد معاویه 9
- سفر معاویه به مدینه 9
- نامه ی معاویه به حاکم مدینه 9
- سفر معاویه به مکه و تهدید به قتل مخالفان 10
- ملاقات با عایشه 10
- معاویه و پایان زندگی 10
- نامه ی معاویه به یزید 10
- رؤیای یزید 11
- خطبه ی یزید بعد از مرگ پدرش 11
- تسلیت مردم به یزید 11
- برخورد امام و ولید 12
- نامه ی یزید به فرمانروای مدینه 12
- مشاروه ی ولید با مروان 12
- ملاقات مروان 13
- وداع امام با قبر جدش رسول الله 13
- وصیت امام به محمد بن حنفیه 13
- خداحافظی با مادر و برادر 13
- پاسخ امام 14
- پیشنهاد محمد بن حنفیه 14
- اندوه زنان هاشمی 14
- از مدینه تا مکه 15
- آگاهی از شهادت 15
- عزیمت امام از مدینه به مکه 15
- ملاقات در بین راه 16
- زیارت قبر حضرت خدیجه 16
- ورود به مکه 16
- در مکه 16
- عکس العمل یزید بن مسعود 17
- نامه به اهل بصره 17
- جواب احنف بن قیس 17
- واکنش منذر بن جارود 17
- پاسخ یزید بن مسعود به امام 18
- یزید بن نبیط 18
- نامه های مردم کوفه 18
- نامه ی مسلم به امام 19
- اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 19
- نامه ی امام به مردم کوفه 19
- سخنان عابس بن ابی شبیب شاکری 20
- ماجرای بیعت با مسلم 20
- نامه ی امام به مسلم 20
- مسلم در خانه ی مختار 20
- سخنان والی کوفه 21
- نامه ی مسلم بن عقیل به امام 21
- نامه ی یزید به عبیدالله 21
- سرجون غلام معاویه 21
- حرکت عبیدالله بسوی کوفه 22
- خطبه ی عبیدالله در کوفه 22
- ورود عبیدالله به کوفه 22
- سخنان عبیدالله بن زیاد 22
- شریک بن اعور در کوفه 23
- برخورد با ماموران و جاسوسان حکومتی 23
- تهدید و ارعاب 23
- مسلم در خانه ی هانی 23
- شریک و نقشه ی قتل عبیدالله 24
- عیادت عبیدالله از هانی و شریک 24
- آگاه شدن مهران غلام عبیدالله از ماجرا 24
- وفات شریک بن اعور 25
- علت خودداری مسلم از قتل عبیدالله 25
- معقل، جاسوس عبیدالله 25
- توطئه علیه هانی بن عروه 25
- دستگیری هانی بن عروه 26
- ضرب و جرح هانی 26
- هانی و مسلم بن عمرو باهلی 26
- قیام مسلم و محاصره ی دارالاماره 27
- خطبه ی ابن زیاد 27
- نقشه ی عبیدالله برای شکستن حلقه ی محاصره 27
- قیام قبیله ی مذحج 27
- آغاز غربت و سرگردانی مسلم 28
- اظهار عجز اهالی کوفه 28
- دستگیری مردم 28
- برافراشتن پرچمهای امان 28
- گرفتاری محمد بن کثیر 29
- خطبه ی عبیدالله در مسجد شهر 29
- مسلم در خانه ی طوعه 29
- صدور دستورات جدید 30
- رؤیای مسلم 30
- بلال پسر طوعه 30
- گریه ی مسلم بن عقیل 31
- شجاعت مسلم در نبردی ناعادلانه 31
- اسارت مسلم 31
- مسلم در مجلس عبیدالله 32
- اعزام پیک به سوی امام 32
- مسلم بن عمرو باهلی 32
- شهادت هانی 33
- وصیت مسلم 33
- شهادت مسلم 33
- خلاصه ای در رابطه با خاندان مسلم 34
- پاسخ یزید 34
- نامه ی ابن زیاد به یزید 34
- خطبه ی امام در مکه 35
- حفظ قداست حرم 35
- چرا امام، عراق را و در عراق، کوفه را برگزید 35
- امام و محمد بن حنفیه 35
- عبدالله بن عباس 36
- امام و عمر بن عبدالرحمن 36
- مسور بن مخرمه 36
- جابر بن عبدالله انصاری 37
- ابن عباس و عبدالله بن زبیر 37
- عبدالله بن عمر 37
- عبدالله بن زبیر 37
- اوزاعی 38
- جواب امام 38
- نامه ی عبدالله بن جعفر 38
- نامه ی عمرو بن سعید 38
- جواب امام 39
- تعقیب امام 39
- از مکه تا کربلا 39
- نامه ی ولید بن عتبه 39
- محاصره ی راهها 39
- نامه عمرو بن سعید به یزید 40
- منازل مکه تا کربلا 40
- اشاره 40
- اشاره 40
- الابطح 40
- وداع العقیق 41
- التنعیم 41
- الصفاح 41
- وادی الصفراء 41
- الحاجر من بطن الرمه 42
- ماجرای قیس بن مسهر صیداوی 42
- ذات عرق 42
- اشاره 42
- الاجفر 43
- شقوق 43
- خزیمیه 43
- فید 43
- زرود 44
- اشاره 44
- اشاره 44
- ملاقات با زهیر بن قین 44
- ابوهره ازدی 45
- اشاره 45
- ثعلبیه 45
- خبر شهادت مسلم 45
- دختر مسلم بن عقیل 46
- اشاره 46
- اسلام آوردن نصرانی 46
- زباله 46
- پیک کوفه 46
- عقبه البطن 47
- شراف 47
- عبدالله بن یقطر 47
- القاع 47
- ذوحسم 48
- البیضه 49
- الرهیمه 49
- عذیب الهجانات 49
- اشاره 50
- قصر بنی مقاتل 50
- القطقطانیه 50
- اشاره 50
- ورود به کربلا 51
- نینوی 51
- عمرو بن قیس 51
- در کربلا 51
- روز دوم محرم 52
- نامه ی امام به اهل کوفه 52
- دعای امام 52
- سخنان امام 52
- عمار بن عبدالله 53
- اظهارات یاران امام 53
- نامه ی عبیدالله به امام 53
- خریداری اراضی کربلا 54
- روزسوم محرم، اعزام لشکر به سوی کربلا 54
- هوشیاری یاران امام 54
- روز چهارم محرم 55
- عبیدالله در نخیله 55
- نامه ی عبیدالله به عمر بن سعد 55
- نامه عمر بن سعد 55
- روز پنجم محرم 56
- تعداد لشکر عمر بن سعد 56
- روز ششم محرم 56
- وضعیت لشکر دشمن 56
- روز هفتم محرم 57
- نامه ی امام از کربلا به محمد بن حنفیه 57
- روز هشتم محرم 57
- بنی اسد و نصرت امام 57
- ملاقات یزید بن حصین همدانی و عمر بن سعد 58
- آوردن آب از فرات 58
- ملاقات امام و عمر بن سعد 58
- تهدید به عزل 59
- پاسخ عبیدالله 59
- نامه ی عمر بن سعد به عبیدالله 59
- افتراء و بهتان 59
- اعلان جنگ 60
- روز نهم محرم (تاسوعا) 60
- امان نامه 60
- رد امان نامه 60
- سخنان حبیب بن مظاهر و زهیر 61
- یک شب مهلت برای راز و نیاز 61
- خطبه ی امام شب عاشورا 61
- محمد بن بشیر 62
- مرگ از عسل شیرین تر است 62
- پاسخ یاران امام 62
- تحکیم مواضع 63
- غسل شهادت 63
- ایستادگی تا مرز شهادت 63
- اشعار امام 63
- حفر خندق در اطراف خیام 63
- نافع بن هلال و امام 64
- در تدارک لقاء 64
- بریر و ابوحرب سبیعی 64
- پیوستن گروهی به امام 64
- رؤیای امام 65
- تعداد یاران امام 65
- روز عاشورا 65
- سپاه عمر بن سعد 66
- حرکت سپاه دشمن 66
- خطبه ی امام 66
- گفتگوی شمر با امام 67
- ابن ابی جویریه و تمیم بن حصین 67
- عبدالله بن حوزه 67
- تنبه مسروق 68
- آشوب و همهمه 68
- خطبه ی زهیر بن قین 68
- خطبه ی بریر 68
- خبر دادن امام از عاقبت امر عمر بن سعد 69
- خطبه ی دوم امام 69
- حر بن یزید 70
- هاتفی از غیب 70
- خطبه ی دیگری از امام 70
- نامهای شهدای حمله ی اول 71
- فرمان یورش 71
- شهادت اصحاب امام 71
- استغاثه 72
- نزول نصر 72
- نامهای سایر شهدا 73
- آخرین نماز 74
- خطاب امام به یارانش 76
- مبارزه ی یاران امام 76
- ضحاک بن عبدالله 77
- حمله به خیام 77
- توجیه احمقانه و اعتراف به شجاعت و بزرگواری یاران امام 77
- خاندان عقیل بن ابی طالب 78
- شهدای بنی هاشم 78
- فرزندان امام حسن 79
- خاندان جعفر بن ابی طالب 79
- فرزندان امیرالمؤمنین 80
- آخرین لحظه ها و کودک شیرخوار 80
- اشعار امام حسین 81
- نوزاد شهید 81
- تعداد شهدای اهل بیت 81
- وداع امام 82
- سفارش امام حسین به امام سجاد 82
- استغاثه ی امام 82
- آخرین خطبه 83
- دختر سه ساله 83
- مبارزه ی امام 83
- آخرین وداع 83
- تهاجم به خیام 84
- یورش وحشیانه 84
- تیر سه شعبه 84
- شهادت امام 85
- مناجات امام 85
- دعای امام 85
- فرمان قتل 86
- هلال بن نافع 86
- آخرین لحظات 86
- فریاد عقیله 86
- تعیین قاتل 86
- ذو الجناح 87
- شیون ملائکه 87
- آخرین شهید 87
- خبر شهادت 87
- تاریخ شهادت 88
- تعداد زخمهای امام 88
- دگرگونی عالم 88
- پس از شهادت 89
- حمیده دختر مسلم 89
- غارت خیام 89
- حدیث جمال 90
- درخواست جایزه 90
- اوج بیدادگری 90
- آتش زدن خیمه ها 90
- اصحاب مجروح امام 91
- تعداد شهدای کربلا 91
- شهدای از صحابه ی پیامبر 91
- مادران شهدا که در کربلا بودند 91
- یارانی که به شهادت نرسیدند 92
- طفلان مسلم بن عقیل 92
- کسانی که بعد از امام شهید شدند 92
- سن امام هنگام شهادت 93
- تلفات دشمن 93
- تعداد اسیران 94
- سر مقدس امام 94
- سفر از کربلا 94
- اسیران از مردان بنی هاشم 94
- تقسیم سرهای مقدس 94
- قافله ی اسیران 95
- اسیران از زنان غیر بنی هاشم 95
- اسیران از زنان بنی هاشم 95
- خطابه های زینب کبری 96
- زینب در قتلگاه 96
- سکینه و پیکر امام 96
- اجساد در روز دفن شدند یا در شب 97
- مشاهدات مردی از بنی اسد 97
- اجساد مطهر شهدا 97
- دفن اجساد مطهر 97
- اولین سری که بر نیزه رفت 98
- در کوفه 98
- ورود اسیران به کوفه 98
- خطبه ی حضرت زینب 99
- خطبه های آتشین در کوفه 99
- شتران عریان 99
- یک خبر غیبی از امیرالمؤمنین علی 99
- اشاره 99
- خطبه ی فاطمه ی صغری 100
- خطبه ی ام کلثوم 101
- خطبه ی تاریخی امام سجاد 101
- قصر اماره ی کوفه 102
- مجلس ابن زیاد 102
- فرمان قتل امام سجاد 103
- زندان کوفه 103
- ابن زیاد و سر مقدس امام حسین 103
- نامه ی عبیدالله به یزید 103
- ماجراهای کوفه پس از ورود اسیران 104
- عبدالله بن عفیف ازدی 104
- جندب بن عبدالله 104
- مختار در قصر دارالاماره 105
- سخنان کفرآمیز عمرو بن سعید 105
- مردم مدینه و خبر شهادت 105
- پشیمانی عمر بن سعد 105
- انتشار خبر شهادت در مکه 106
- عبدالله بن جعفر 106
- ام سلمه 106
- ندایی از غیب 106
- اعزام اهل بیت تا شام 107
- بصره و حسن بصری 107
- ربیع بن خثیم 107
- اشاره 107
- از کوفه تا شام 107
- اشاره 108
- مشهد النقطه 108
- منازل کوفه تا شام 108
- منزل اول 108
- تکریت 108
- وادی النخله 109
- عین الورده 109
- موصل 109
- نصیبین 109
- رقه 110
- دعوات 110
- جوسق 110
- حلب 110
- قنسرین 111
- معره النعمان 111
- سیبور 111
- کفر الطالب 111
- شیزر 111
- بعلبک 112
- اشاره 112
- حمص 112
- حماه 112
- اشاره 112
- دمشق 113
- در شام 113
- انبیاء و سر مطهر 113
- وضعیت اعتقادی مردم شام 113
- شعر امام سجاد 114
- سهل بن سعد الساعدی 114
- ابراهیم بن طلحه 114
- فاطمه بنت الحسین 115
- مجلس یزید 115
- خطبه ی زینب کبری 116
- یزید شراب می نوشد 116
- سفیر روم و مجلس یزید 116
- خطبه ی حضرت سجاد 117
- منهال بن عمرو 118
- بازتاب خطبه ی امام سجاد 118
- ماجرای دخترک خردسال و سر مبارک امام 119
- نفرت مردم شام از یزید 119
- رؤیای هند 119
- حرکت از شام 120
- یزید و سه خواسته ی امام سجاد 120
- سوگواری در شام 120
- از شام تا مدینه 120
- اربعین و اختلاف اقوال 121
- اربعین 121
- توقف در کربلا 122
- حرکت از کربلا 122
- پاداش همراهی خوب 122
- بازگشت به مدینه 122
- استقبال از کاروان کربلا 123
- در مدینه 123
- بشیر در مدینه 123
- خطبه ی امام سجاد 123
- صوحان بن صعصعه 124
- محمد بن حنفیه 124
- ورود به مدینه 124
- ام سلمه 125
- عزاداری اهل بیت 125
- ام البنین 125
- رباب همسر امام حسین 126
- گریه ی حضرت سجاد 126
- گریه ی اصحاب پیامبر بر امام حسین 126
- مرثیه ی دختر عقیل 126
- تشکر یزید از پسر مرجانه 127
- حزن عقیله 127
- اشاره 127
- فضیلت زیارت امام حسین 127
- شیعیان، پس از شهادت امام حسین 128
- قصه ی انتقام 128
- استحباب زیارت یا وجوب 128
- پشیمانی 128
- توابین 129
- نامه از زندان 129
- نامه ی یزید 129
- سخنان مسیب بن نجبه 129
- سخنان رفاعه بن شداد 130
- سخنان سلیمان بن صرد 130
- نامه به مدائن 130
- مختار به مکه می رود 131
- نامه به اهل بصره 131
- اجابت سعد 131
- هلاکت یزید 131
- بیعت مردم با عبدالله بن زبیر 131
- عامر بن مسعود 132
- ابن زیاد پس از هلاکت یزید 132
- خروج از بصره 132
- فرار به شام 133
- عبدالله بن یزید و ابراهیم بن محمد 133
- سخنرانی عبدالله بن یزید 133
- خطبه ی سلیمان بن صرد 134
- عبدالله بن سعد 134
- آغاز حرکت جدی توابین 134
- عبدالله بن یزید و سلیمان بن صرد 134
- حرکت از کربلا 135
- نامه ی عبدالله بن یزید به سلیمان 135
- نامه ی سلیمان 135
- توابین در کربلا 135
- خطبه ی سلیمان بن صرد 136
- حرکت قشون از شام 136
- قرقیسیا 136
- عین الورده 136
- مسیب بن نجبه 137
- ارسال حصین بن نمیر و شرحبیل 137
- ارسال ادهم بن محرز 137
- کشته شدن سلیمان بن صرد 137
- رفاعه بن شداد 138
- عبدالله بن وال 138
- عبدالله بن عوف بن احمر 138
- عبدالله بن سعد 138
- مختار کیست 139
- بازگشت به کوفه 139
- عبدالله بن عزیر کنانی 139
- قیام مختار 139
- نیروهای کمکی 139
- خبر توابین در شام 139
- دوران رشد 140
- مختار از دیدگاه ائمه 140
- ویژگیهای فردی 140
- مختار در دامان علی 141
- سفیر امام در خانه ی مختار 141
- مختار هنگام قیام مسلم 141
- معبد بن خالد 141
- مختار پس از توابین 142
- مختار و میثم تمار 142
- نامه ی مختار 142
- عبدالرحمن بن شریح 143
- آزادی از زندان 143
- عبدالله بن مطیع 143
- توطئه ای برای دستگیری مختار 143
- ملاقات با محمد بن حنفیه 144
- استیذان از حضرت سجاد 144
- مراجعت به کوفه 144
- سخنان محمد بن حنفیه 144
- تأیید عبدالرحمن بن شریح 145
- بیعت ابراهیم با مختار 145
- دعوت از ابراهیم بن مالک اشتر 145
- فرمان قیام 146
- خروج مختار 146
- ایاس بن مضارب 146
- ابوعثمان نهدی و قبیله ی شاکر 147
- قبیله ی خثعم 147
- حمله به سپاه زحر بن قیس 147
- سوید بن عبدالرحمن 147
- کشتن راشد بن ایاس 148
- کشته شدن نعیم 148
- سخنان یزید بن انس 148
- محاصره ی مختار 148
- اجتماع در مسجد 148
- ابن مطیع در محاصره 149
- خطبه ی ابن مطیع 149
- حسان بن قائد 149
- پیشنهاد عمرو بن حجاج 149
- محاصره ی دارالاماره 150
- امان دادن اشراف 150
- ورود به کوفه 150
- نوفل بن مساحق 150
- بیعت با مختار 151
- خطبه ی مختار 151
- تقسیم بیت المال 151
- نامه به مختار 152
- آغاز انتقام 152
- نامه به عبدالرحمن 152
- اعزام فرمانداران به شهرها 152
- هلاکت مروان بن حکم 152
- پیشنهاد ورقاء بن عازب 153
- کشته شدن فرماندهان شام 153
- وفات فرمانده ی سپاه عراق 153
- اشتباه ورقاء بن عازب 154
- پیشنهاد عبدالرحمن بن مخنف 154
- بازتاب مرگ یزید بن انس 154
- حرکت ابراهیم بن اشتر 154
- توطئه در کوفه 154
- شورش 155
- شمر از قبیله ی یمن جدا می شود 155
- جنگ با شورشیان 155
- کشته شدن رفاعه بن شداد 156
- مالک بن عمرو 156
- سرکوب شورشیان 156
- ابوالقلوص 156
- فرار از کوفه 157
- عمرو بن حجاج زبیدی 157
- تخریب خانه ها 157
- عبدالله بن مطیع 157
- دبابه 158
- کشندگان حسین 158
- تازندگان اسب 158
- ارسال سرها به مدینه 159
- کشتن عمر بن سعد 159
- شمر بن ذی الجوشن 159
- کشتن خولی 159
- سنان بن انس 160
- حرمله بن کاهل 160
- حمید بن مسلم 160
- اشاره 160
- حکیم بن طفیل طائی 161
- اشاره 161
- جنایات حرمله 161
- اشاره 161
- زید بن رقاد 162
- جنایات حکیم بن طفیل 162
- ابوالحتوف جعفی 162
- صالح بن وهب 162
- مره بن منقذ 162
- ابحر بن کعب 163
- عمرو بن صبیح 163
- سراقه بن مرداس 163
- بجدل بن سلیم 163
- جنگ با عبیدالله بن زیاد 164
- حرکت سپاه کوفه 164
- توصیه ی مختار 164
- عمیر بن حباب 164
- سپاه شام 165
- آغاز حمله 165
- سخنان ابراهیم بن اشتر 165
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد 165
- فتح موصل 166
- کشته شدن شرحبیل 166
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد برای مختار 166
- کشته شدن حصین بن نمیر 166
- آمدن مختار به مدائن 166
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد نزد محمد بن حنفیه 167
- شعب عارم 167
- مصعب بن زبیر 168
- حرکت مهلب بن ابی صفره 168
- عبدالرحمن بن مخنف 168
- اخراج بنی هاشم از مکه 168
- حرکت مصعب از بصره 168
- اشتباه و یا خیانت 169
- آغاز حمله 169
- خبر شکست سپاه 169
- پیشنهادی نادرست 170
- حرکت به سوی کوفه 170
- محاصره ی مختار 170
- حروراء 170
- پیشنهاد مختار به یارانش 171
- کشته شدن مختار 171
- پیش بینی درست مختار 171
- مختار و سائب بن مالک 171
- بجیر بن عبدالله 172
- توبیخ عبدالله بن عمر 172
- مسافر بن سعید 172
- عبدالرحمن بن محمد بن اشعث 172
- بدن مختار 173
- مدت امارت مختار در کوفه 173
- زنان مختار 173
- عروه بن زبیر 173
- پاورقی 174
- عبدالله بن زبیر 174
- قبر مختار 174
کرد و به من گفت: این جریان را برای کسی نقل مکن [1572] .مرجانه مادر عبیدالله بن زیاد بعد از کشته شدن حسین علیه السلام به او گفت: ای خبیث! فرزند رسول خدا را کشتی؟! هرگز بهشت را نخواهی دید [1573] .
ارسال سر عبیدالله بن زیاد نزد محمد بن حنفیه
چون ابراهیم بن مالک اشتر سر عبیدالله بن زیاد را برای مختار فرستاد، او نیز سر عبیدالله و حصین بن نمیر و شرحبیل و سر عده ای از فرماندهان شام را با سی هزار دینار برای محمد بن حنفیه فرستاد و این نامه را برای او نوشت:همانا جمعی از یاران و شیعیان شما را بسوی دشمن شما عبیدالله بن زیاد گسیل داشتم تا انتقام خون برادرت حسین علیه السلام را بستانند، ایشان با خشم بر دشمنان و تاسف و تأثر فراوان بر مظلومیت آن جناب از شهر و وطن خود خارج شدند و نزدیک نصیبین با آنها روبرو گردیدند و پروردگار آنها را مغلوب کرد و آن دشمن خدا را کشت، و خدا را حمد می کنم که انتقام خون شما را گرفت و ستمکاران را در دشت و صحرا و دریا هلاک کرد و بدین وسیله دردهای دل مؤمنان را شفا بخشید و خشم آنان را فرو نشانید [1574] پس عبد الرحمن بن ابی عمیر ثقفی و عبدالله بن شداد حبشی و سائب بن مالک اشعری سرها و اموال و نامه را به مکه نزد محمد بن حنفیه بردند، و علی بن الحسین علیه السلام در آن زمان در مکه بود، چون چشم محمد بن حنفیه به سر عبیدالله بن [ صفحه 674] زیاد افتاد به سجده رفت و خدا را شکر نمود و
برای مختار دعا کرد و گفت: خدا او را بهترین پاداش عطا فرماید که انتقام خون ما را گرفت و به این جهت او را بر تمام فرزندان عبدالمطلب حق واجب است، خدایا! ابراهیم اشتر را بر دشمنان پیروز گردان و به هر چه رضا و خشنودی تو در آن است او را موفق بدار و او را در آخرت و دنیا مشمول غفران خود قرار ده.آنگاه محمد بن حنفیه سر عبیدالله بن زیاد را خدمت حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرستاد، و چون آن سر را بر آن حضرت وارد کردند امام علیه السلام مشغول تناول غذا بود، امام سجده ی شکر بجای آورد و آنگاه فرمود: خدا را حمد می کنم که انتقام مرا گرفت، خداوند مختار را جزای خیر دهد، مرا بر عبیدالله بن زیاد وارد کردند در حالی که او غذا می خورد و سر پدرم در پیش روی او بود، از خدا خواستم که مرا نمیراند تا آنکه سر ابن زیاد را در کنار سفره ام ببینم.پس محمد بن حنفیه پولهایی که مختار فرستاده بود میان بستگان و شیعیان در مکه و در مدینه بین فرزندان مهاجرین و انصار تقسیم کرد [1575] .یعقوبی در تاریخ خود نقل کرده است که: مختار سر عبیدالله بن زیاد را به مدینه نزد علی بن الحسین توسط مردی از نزدیکان خود فرستاد و به او گفت: درب خانه ی حضرت علی بن الحسین می ایستی و چون دیدی که دربها باز شد و مردم داخل می شوند، آن هنگام است که غذا برای آن حضرت حاضر کرده اند، پس وارد می گردی.آن فرستاده آمد و بر درب خانه ی آنحضرت ایستاد، چون
دربها باز شد و مردم برای غذا وارد شدند، آن فرستاده نزدیک آمد و با صدای بلند فریاد زد: ای اهل بیت نبوت و معدن رسالت! من فرستاده ی مختار بن ابی عبید هستم که با خود سر عبیدالله بن [ صفحه 675] زیاد را آورده ام.پس در خانه های بنی هاشم هیچ زنی نبود مگر اینکه فریاد برآورد، و آن فرستاده داخل شد و سر را بیرون آورد، و هنگامی که علی بن الحسین سر عبیدالله را دید گفت: خدا او را از رحمت خود دور و به آتش برد.و بعضی روایت کرده اند که: از روزی که امام حسین علیه السلام شهید شد، کسی بر چهره ی علی بن الحسین علیه السلام خنده را هرگز مشاهده نکرده بود مگر در آن روز که سر عبیدالله را بر او وارد کردند.و برای آن حضرت از شام مقداری میوه فرستاده بودند، امر کرد تا آنها را میان مردم مدینه تقسیم کردند. و از روزی که حسین بن علی علیه السلام شهید شده بود تا آن زمان، خاندان پیامبر شانه بر سر نکشیده و خضاب نکرده بودند [1576] .مرزبانی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که: هیچ زنی از زنان هاشمی سورمه به چشم نکشید و خضاب نکرد و در خانه ی هیچکس از بنی هاشم دود که نشانه ی طبخ طعام است مشاهده نگردید تا اینکه عبیدالله بن زیاد کشته شد.روایت شده است که: مختار هیجده هزار نفر از کسانی که در کشتن امام حسین علیه السلام شرکت داشتند در ایام ولایت خود که هیجده ماه بوده است به قتل رساند [1577] ، ولی در روایت دیگری آمده است که خون آرام
نشد تا اینکه مختار بن ابی عبیده قیام کرد و هفتاد هزار نفر را به قتل رساند و خود او می گفت: من به عوض حسین هفتار هزار نفر را کشتم سوگند بخدا اگر همه ی روی زمین را هم میکشتم این برابر یک ناخن او هم نمی بود [1578] . [ صفحه 676]
شعب عارم
عبدالله بن زبیر هفده از بنی هاشم با محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس که از جمله ی آنان حسن بن حسن بن علی بود در «شعب عارم» در مکه محاصره نمود و به آنان گفت: تا روز جمعه شما را مهلت دهم که با من بیعت کنید و اگر از بیعت کردن امتناع ورزید یا شما را گردن می زنم و یا به آتش می سوزانم. سپس تصمیم گرفت قبل از روز جمعه آنان را به آتش بسوزاند.فرزند مسور بن مخرمه وساطت کرد و عبدالله بن زبیر را قسم داد که تا جمعه ی دیگر صبر کند، و چون جمعه ی بعد فرارسید محمد بن حنفیه آب طلب کرد و غسل نمود و پارچه ی سفیدی پوشید و خود را حنوط داد و تردیدی در کشته شدن خود نداشت.مختار بن ابی عبید از کوفه ابو عبدالله جدلی را با چهار هزار نفر بسوی مکه برای نجات محمد بن حنفیه فرستاد [1579] ، آنان آمده و به ذات عرق رسیدند، هفتاد نفر از آنان عجله کرده و بر مرکبهای خود سوار گردیدند و صبح روز جمعه وارد مکه شدند در حالی که سلاح در دست داشته و فریاد می زدند: یا محمد یا محمد، تا نزدیک شعب عارم آمدند و محمد بن حنفیه و دیگر محبوسین را نجات دادند. [
صفحه 677] محمد بن حنفیه حسن بن الحسن را فرستاد تا در میان فرستادگان مختار فریاد زند و از آنان بخواهد که شمشیرهای خود را در غلاف کنند [1580] .و اما ابن اثیر در تاریخ خود نقل کرده است که آنها چوب در دست داشتند و تعداد آنها یکصد و پنجاه نفر بود، داخل مسجدالحرام شده و با آنها علمهائی بود که حمل می کردند و شعار «یا لثارات الحسین» می دادند تا نزدیک زمزم آمدند، عبدالله بن زبیر هیزم آماده کرده بود که آنها را بسوزاند و دو روز به مهلت مقرر باقی مانده بود که فرستادگان مختار درب آن جایی را که محمد بن حنفیه حبس شده بود شکستند و وارد شدند و به او گفتند: ما را اجازت ده تا با دشمن خدا عبدالله بن زبیر بجنگیم.محمد بن حنفیه گفت: من مقاتل در حرم را حلال نمی شمرم.عبدالله بن زبیر گفت: از این گروه چوب به دست در شگفتم که شهادت حسین را شعار می دهند، گویا من او را کشته ام سوگند بخدا اگر من بر کشندگان حسین دست پیدا کنم آنان را خواهم کشت.و این جماعت را «خشبیه» می گفتند چون هنگام ورود به مکه چوب در دست داشتند و کراهت داشتند که با شمشیر وارد حرم شوند.و بعضی گفته اند: علت اینکه آنان را «خشبیه» می گویند این بوده است که آنان هیزمهائی که عبدالله بن زبیر برای سوزاندن بنی هاشم آماده کرده بود آنها را برداشتند.عبدالله بن زبیر به سپاهیان مختار گفت: شما می پندارید که من اینان را بدون بیعت رها می کنم؟! هرگز چنین نخواهد بود.ابو عبدالله جدلی فرمانده ی سپاه مختار به او گفت: به پروردگار رکن
و مقام، یا او را رها می کنی و یا با تو جدال خواهیم کرد.محمد بن حنفیه آنان را از جنگ و فتنه بازداشت و آنان را نهی کرد. [ صفحه 678] سپس باقیمانده ی سپاه مختار رسیدند، و با آنان اموال بود و وارد مسجدالحرام شدند در حالی که تکبیر می گفتند و شعار «یا لثارات الحسین» می دادند، عبدالله بن زبیر از آنان ترسید، پس محمد بن حنفیه و یارانش بیرون آمده و به شعب علی رفتند در حالی که اصحاب محمد بن حنفیه عبدالله بن زبیر را ناسزا می گفتند و از محمد می خواستند که با او درگیر شوند و محمد بن حنفیه آنان را رخصت نداد.پس در شعب چهار هزار نفر نزد محمد بن حنفیه گرد آمدند و او آن اموال را بین آنان تقسیم کرد [1581] .