قصه کربلا بضمیمه قصه انتقام صفحه 5

صفحه 5

مادر، زیرا پدر او علی بن ابی طالب برادر و جانشین و پسر عموی پیامبر است و اولین مردی است که به خدا و رسولش ایمان آورد، و مادر او فاطمه بانوی بانوان عالم است.این حسین بن علی بهترین مردم است از جهت عمو و عمه، زیرا عموی او جعفر بن ابی طالب که صاحب دو بال است و عمه ی او ام هانی دختر ابی طالب است.و این حسین بن علی بهترین مردم است از جهت دائی و خاله زیرا دائی او قاسم فرزند رسول خدا و زینب دختر رسول الله خاله ی اوست.سپس او را از شانه ی خود بر زمین نهاد و فرمود: ای مردم! این حسین بن علی است، پدربزرگ و مادر بزرگ و پدر و مادر و عمو و عمه و دائی و خاله او در بهشت خواهند بود و او و برادرش در بهشت خواهند بود و به هیچیک از فرزندان انبیا داده نشده آنچه که به حسین بن علی داده شده است مگر به یوسف بن یعقوب [38] . [ صفحه 35]

خبر دادن از شهادت او


1- پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در حجره ی ام سلمه بود و به او فرمود: هیچکس را به دیدن من راه مده! در آن هنگام حسین علیه السلام که کودک خردسالی بود آمد، ام سلمه نتوانست از ورود او جلوگیری کند و حسین علیه السلام وارد حجره شد، ام سلمه به دنبال او وارد حجره شد و مشاهده کرد که حسین روی سینه ی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است و رسول خدا می گرید در حالی که چیزی در دست دارد؛ بعد رو به او کرده فرمود: ای

ام سلمه! جبرئیل هم اکنون به من خبر داد که فرزندم حسین علیه السلام کشته خواهد شد؛ پس تربتی را که در دست داشت به او داد و گفت: نزد خود نگاه دار، هنگامی که دیدی این تربت به خون تبدیل شد بدان که او را کشته اند.ام سلمه گفت: ای رسول خدا! از خدا بخواهید که کشته شدن را از او دور کند.پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: من درخواست کردم ولی به من وحی شد که برای او درجه ای است که هیچیک از آدمیان به آن درجه نخواهد رسید، و شیعیانش را شفاعت می کند، و مهدی علیه السلام از فرزندان اوست، پس خوشا بحال کسی که از دوستان حسین و شیعه ی او باشد، بخدا سوگند که شیعیان او در روز قیامت رستگار خواهند بود [39] .2-عبدالله بن یحیی از پدرش نقل کرده است که: با علی علیه السلام بسوی صفین می رفتیم، چون به نینوی رسیدیم علی علیه السلام ندا کرد: ای ابا عبدالله صبر کن! ای ابا عبدالله صبر کن به شط فرات. به علی علیه السلام عرض کردم که: منظور شما از این سخنان چیست؟ فرمود: روزی به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسیدم در حالی که گریه می کردند، گفتم: چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرئیل هم اکنون اینجا بود و به من گفت که حسین علیه السلام در کنار شط فرات کشته خواهد شد و بعد افزود: آیا می خواهی تربت پاکش را ببوئی؟ بعد مشتی از آن خاک را به من داد، من به این جهت می گریستم [40] .3- انس بن حارث می گوید: از رسول خدا علیه السلام شنیدم که

می فرمود: بدرستی که فرزندم حسین [ صفحه 36] در خاک عراق کشته خواهد شد، پس هر کس او را درک کرد، باید که او را یاری نماید [41] 4- ابو وائل شقیق بن سلمه از ام سلمه نقل کرده است که او گفت: حسن و حسین علیهماالسلام در حجره ی من نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودند، پس جبرئیل بر پیامبر نازل گردید و گفت: ای محمد! امت تو فرزندت را بعد از تو خواهند کشت- و بسوی حسین علیه السلام اشاره نمود-، پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم گریست و حسین علیه السلام را به سینه چسبانید. آنگاه رسول خدا فرمود: این تربت نزد تو ودیعه باشد؛ و آن را بوئید و گفت: وای از کرب و بلا.ام سلمه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به من فرمود: ای ام سلمه! هر گاه دیدی تربت به خون مبدل گشت بدان فرزندم حسین کشته شده است.ام سلمه آن تربت را در شیشه قرار داد و هر روز به آن نظر می نمود و می گفت: ای تربت! آن روزی که به خون تبدیل شوی روز عظیمی خواهد بود [42] . [ صفحه 37] امام حسین علیه السلام فرمود:انی لا اری الموت الا شهاده و لا الحیاه مع الظالمین الا برماهمانا من مرگ را جز شهادت نمی یابم و زندگانی با ستمگران را غیر از ننگ و خفت نمی دانم. [ صفحه 41]

از مدینه تا مدینه

در مدینه

نامه ی اهل کوفه

هنگامی که امام حسن مجتبی علیه السلام وفات کرد، شیعیان کوفه که در میان آنها فرزندان جعده بن هبیره بن ابی وهب مخزومی بودند، در خانه ی سلیمان بن صرد اجتماع

نموده و نامه ای به امام حسین علیه السلام نوشتند مبنی بر تسلیت ارتحال امام حسن مجتبی علیه السلام و اینکه خدای متعال تو را بزرگترین خلیفه و جانشین گذشتگان قرار داد، و ما در مصیبت شما مصیبت زده و در حزن شما اندوهناکیم، سرور ما در شادی شماست، و ما در انتظار فرمان توایم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه