- ویژگیهای این نوشتار 1
- سخنی درباره ی کتاب 1
- شیوه ی نگارش 1
- نام کتاب 2
- تذکر لازم 2
- پیشگفتار 2
- شمایل 3
- رسول خدا و ولادت حسین 3
- مراسم ولادت و نامگذاری 3
- شخصیت 4
- سیمای حسین در روایات 4
- اشاره 4
- سیمای حسین در قرآن 4
- از مدینه تا مدینه 5
- خبر دادن از شهادت او 5
- نامه ی اهل کوفه 5
- در مدینه 5
- شهادت حجر بن عدی کندی 6
- فرزندان جعده بن هبیره 6
- نامه ی امام به اهل کوفه 6
- انتقاد از معاویه 6
- نیرنگ معاویه 7
- تغییر شکل حکومتی 7
- شهادت عمرو بن الحمق الخزاعی 7
- گردهمایی در مکه 8
- جواب امام به معاویه 8
- نامه ی معاویه به امام 8
- نامه ی معاویه به حاکم مدینه 9
- احنف بن قیس 9
- سفر معاویه به مدینه 9
- وفود نزد معاویه 9
- معاویه و پایان زندگی 10
- نامه ی معاویه به یزید 10
- ملاقات با عایشه 10
- سفر معاویه به مکه و تهدید به قتل مخالفان 10
- تسلیت مردم به یزید 11
- خطبه ی یزید بعد از مرگ پدرش 11
- رؤیای یزید 11
- مشاروه ی ولید با مروان 12
- نامه ی یزید به فرمانروای مدینه 12
- برخورد امام و ولید 12
- وصیت امام به محمد بن حنفیه 13
- خداحافظی با مادر و برادر 13
- ملاقات مروان 13
- وداع امام با قبر جدش رسول الله 13
- پیشنهاد محمد بن حنفیه 14
- اندوه زنان هاشمی 14
- پاسخ امام 14
- از مدینه تا مکه 15
- عزیمت امام از مدینه به مکه 15
- آگاهی از شهادت 15
- ورود به مکه 16
- زیارت قبر حضرت خدیجه 16
- در مکه 16
- ملاقات در بین راه 16
- جواب احنف بن قیس 17
- نامه به اهل بصره 17
- واکنش منذر بن جارود 17
- عکس العمل یزید بن مسعود 17
- پاسخ یزید بن مسعود به امام 18
- نامه های مردم کوفه 18
- یزید بن نبیط 18
- نامه ی مسلم به امام 19
- اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 19
- نامه ی امام به مردم کوفه 19
- نامه ی امام به مسلم 20
- سخنان عابس بن ابی شبیب شاکری 20
- مسلم در خانه ی مختار 20
- ماجرای بیعت با مسلم 20
- نامه ی مسلم بن عقیل به امام 21
- سخنان والی کوفه 21
- نامه ی یزید به عبیدالله 21
- سرجون غلام معاویه 21
- خطبه ی عبیدالله در کوفه 22
- حرکت عبیدالله بسوی کوفه 22
- ورود عبیدالله به کوفه 22
- سخنان عبیدالله بن زیاد 22
- شریک بن اعور در کوفه 23
- تهدید و ارعاب 23
- برخورد با ماموران و جاسوسان حکومتی 23
- مسلم در خانه ی هانی 23
- آگاه شدن مهران غلام عبیدالله از ماجرا 24
- شریک و نقشه ی قتل عبیدالله 24
- عیادت عبیدالله از هانی و شریک 24
- علت خودداری مسلم از قتل عبیدالله 25
- معقل، جاسوس عبیدالله 25
- توطئه علیه هانی بن عروه 25
- وفات شریک بن اعور 25
- دستگیری هانی بن عروه 26
- ضرب و جرح هانی 26
- هانی و مسلم بن عمرو باهلی 26
- خطبه ی ابن زیاد 27
- قیام مسلم و محاصره ی دارالاماره 27
- قیام قبیله ی مذحج 27
- نقشه ی عبیدالله برای شکستن حلقه ی محاصره 27
- آغاز غربت و سرگردانی مسلم 28
- برافراشتن پرچمهای امان 28
- دستگیری مردم 28
- اظهار عجز اهالی کوفه 28
- مسلم در خانه ی طوعه 29
- خطبه ی عبیدالله در مسجد شهر 29
- گرفتاری محمد بن کثیر 29
- بلال پسر طوعه 30
- صدور دستورات جدید 30
- رؤیای مسلم 30
- گریه ی مسلم بن عقیل 31
- شجاعت مسلم در نبردی ناعادلانه 31
- اسارت مسلم 31
- مسلم در مجلس عبیدالله 32
- مسلم بن عمرو باهلی 32
- اعزام پیک به سوی امام 32
- شهادت هانی 33
- وصیت مسلم 33
- شهادت مسلم 33
- خلاصه ای در رابطه با خاندان مسلم 34
- نامه ی ابن زیاد به یزید 34
- پاسخ یزید 34
- خطبه ی امام در مکه 35
- چرا امام، عراق را و در عراق، کوفه را برگزید 35
- امام و محمد بن حنفیه 35
- حفظ قداست حرم 35
- امام و عمر بن عبدالرحمن 36
- عبدالله بن عباس 36
- مسور بن مخرمه 36
- عبدالله بن عمر 37
- جابر بن عبدالله انصاری 37
- عبدالله بن زبیر 37
- ابن عباس و عبدالله بن زبیر 37
- اوزاعی 38
- نامه ی عبدالله بن جعفر 38
- نامه ی عمرو بن سعید 38
- جواب امام 38
- نامه ی ولید بن عتبه 39
- جواب امام 39
- تعقیب امام 39
- از مکه تا کربلا 39
- محاصره ی راهها 39
- نامه عمرو بن سعید به یزید 40
- الابطح 40
- اشاره 40
- منازل مکه تا کربلا 40
- اشاره 40
- وداع العقیق 41
- الصفاح 41
- التنعیم 41
- وادی الصفراء 41
- الحاجر من بطن الرمه 42
- ماجرای قیس بن مسهر صیداوی 42
- اشاره 42
- ذات عرق 42
- شقوق 43
- الاجفر 43
- خزیمیه 43
- فید 43
- ملاقات با زهیر بن قین 44
- زرود 44
- اشاره 44
- اشاره 44
- ابوهره ازدی 45
- خبر شهادت مسلم 45
- اشاره 45
- ثعلبیه 45
- پیک کوفه 46
- دختر مسلم بن عقیل 46
- اشاره 46
- زباله 46
- اسلام آوردن نصرانی 46
- عبدالله بن یقطر 47
- شراف 47
- عقبه البطن 47
- القاع 47
- ذوحسم 48
- عذیب الهجانات 49
- البیضه 49
- الرهیمه 49
- القطقطانیه 50
- اشاره 50
- اشاره 50
- قصر بنی مقاتل 50
- عمرو بن قیس 51
- در کربلا 51
- نینوی 51
- ورود به کربلا 51
- دعای امام 52
- سخنان امام 52
- روز دوم محرم 52
- نامه ی امام به اهل کوفه 52
- نامه ی عبیدالله به امام 53
- اظهارات یاران امام 53
- عمار بن عبدالله 53
- روزسوم محرم، اعزام لشکر به سوی کربلا 54
- خریداری اراضی کربلا 54
- هوشیاری یاران امام 54
- عبیدالله در نخیله 55
- روز چهارم محرم 55
- نامه ی عبیدالله به عمر بن سعد 55
- نامه عمر بن سعد 55
- روز پنجم محرم 56
- تعداد لشکر عمر بن سعد 56
- وضعیت لشکر دشمن 56
- روز ششم محرم 56
- نامه ی امام از کربلا به محمد بن حنفیه 57
- روز هفتم محرم 57
- روز هشتم محرم 57
- بنی اسد و نصرت امام 57
- آوردن آب از فرات 58
- ملاقات یزید بن حصین همدانی و عمر بن سعد 58
- ملاقات امام و عمر بن سعد 58
- تهدید به عزل 59
- پاسخ عبیدالله 59
- نامه ی عمر بن سعد به عبیدالله 59
- افتراء و بهتان 59
- اعلان جنگ 60
- روز نهم محرم (تاسوعا) 60
- امان نامه 60
- رد امان نامه 60
- یک شب مهلت برای راز و نیاز 61
- سخنان حبیب بن مظاهر و زهیر 61
- خطبه ی امام شب عاشورا 61
- محمد بن بشیر 62
- مرگ از عسل شیرین تر است 62
- پاسخ یاران امام 62
- اشعار امام 63
- حفر خندق در اطراف خیام 63
- تحکیم مواضع 63
- ایستادگی تا مرز شهادت 63
- غسل شهادت 63
- پیوستن گروهی به امام 64
- بریر و ابوحرب سبیعی 64
- نافع بن هلال و امام 64
- در تدارک لقاء 64
- روز عاشورا 65
- رؤیای امام 65
- تعداد یاران امام 65
- سپاه عمر بن سعد 66
- خطبه ی امام 66
- حرکت سپاه دشمن 66
- عبدالله بن حوزه 67
- ابن ابی جویریه و تمیم بن حصین 67
- گفتگوی شمر با امام 67
- خطبه ی زهیر بن قین 68
- تنبه مسروق 68
- خطبه ی بریر 68
- آشوب و همهمه 68
- خطبه ی دوم امام 69
- خبر دادن امام از عاقبت امر عمر بن سعد 69
- حر بن یزید 70
- هاتفی از غیب 70
- خطبه ی دیگری از امام 70
- شهادت اصحاب امام 71
- فرمان یورش 71
- نامهای شهدای حمله ی اول 71
- استغاثه 72
- نزول نصر 72
- نامهای سایر شهدا 73
- آخرین نماز 74
- خطاب امام به یارانش 76
- مبارزه ی یاران امام 76
- ضحاک بن عبدالله 77
- حمله به خیام 77
- توجیه احمقانه و اعتراف به شجاعت و بزرگواری یاران امام 77
- خاندان عقیل بن ابی طالب 78
- شهدای بنی هاشم 78
- خاندان جعفر بن ابی طالب 79
- فرزندان امام حسن 79
- آخرین لحظه ها و کودک شیرخوار 80
- فرزندان امیرالمؤمنین 80
- اشعار امام حسین 81
- تعداد شهدای اهل بیت 81
- نوزاد شهید 81
- استغاثه ی امام 82
- سفارش امام حسین به امام سجاد 82
- وداع امام 82
- آخرین خطبه 83
- آخرین وداع 83
- دختر سه ساله 83
- مبارزه ی امام 83
- یورش وحشیانه 84
- تهاجم به خیام 84
- تیر سه شعبه 84
- مناجات امام 85
- شهادت امام 85
- دعای امام 85
- تعیین قاتل 86
- فریاد عقیله 86
- هلال بن نافع 86
- فرمان قتل 86
- آخرین لحظات 86
- خبر شهادت 87
- شیون ملائکه 87
- ذو الجناح 87
- آخرین شهید 87
- دگرگونی عالم 88
- تاریخ شهادت 88
- تعداد زخمهای امام 88
- پس از شهادت 89
- حمیده دختر مسلم 89
- غارت خیام 89
- حدیث جمال 90
- آتش زدن خیمه ها 90
- درخواست جایزه 90
- اوج بیدادگری 90
- اصحاب مجروح امام 91
- مادران شهدا که در کربلا بودند 91
- شهدای از صحابه ی پیامبر 91
- تعداد شهدای کربلا 91
- یارانی که به شهادت نرسیدند 92
- طفلان مسلم بن عقیل 92
- کسانی که بعد از امام شهید شدند 92
- سن امام هنگام شهادت 93
- تلفات دشمن 93
- سر مقدس امام 94
- تعداد اسیران 94
- اسیران از مردان بنی هاشم 94
- سفر از کربلا 94
- تقسیم سرهای مقدس 94
- اسیران از زنان بنی هاشم 95
- قافله ی اسیران 95
- اسیران از زنان غیر بنی هاشم 95
- خطابه های زینب کبری 96
- زینب در قتلگاه 96
- سکینه و پیکر امام 96
- اجساد در روز دفن شدند یا در شب 97
- دفن اجساد مطهر 97
- اجساد مطهر شهدا 97
- مشاهدات مردی از بنی اسد 97
- اولین سری که بر نیزه رفت 98
- در کوفه 98
- ورود اسیران به کوفه 98
- اشاره 99
- خطبه ی حضرت زینب 99
- خطبه های آتشین در کوفه 99
- شتران عریان 99
- یک خبر غیبی از امیرالمؤمنین علی 99
- خطبه ی فاطمه ی صغری 100
- خطبه ی ام کلثوم 101
- خطبه ی تاریخی امام سجاد 101
- مجلس ابن زیاد 102
- قصر اماره ی کوفه 102
- فرمان قتل امام سجاد 103
- زندان کوفه 103
- ابن زیاد و سر مقدس امام حسین 103
- نامه ی عبیدالله به یزید 103
- ماجراهای کوفه پس از ورود اسیران 104
- جندب بن عبدالله 104
- عبدالله بن عفیف ازدی 104
- سخنان کفرآمیز عمرو بن سعید 105
- پشیمانی عمر بن سعد 105
- مختار در قصر دارالاماره 105
- مردم مدینه و خبر شهادت 105
- ام سلمه 106
- عبدالله بن جعفر 106
- انتشار خبر شهادت در مکه 106
- ندایی از غیب 106
- ربیع بن خثیم 107
- اشاره 107
- از کوفه تا شام 107
- بصره و حسن بصری 107
- اعزام اهل بیت تا شام 107
- مشهد النقطه 108
- منازل کوفه تا شام 108
- منزل اول 108
- تکریت 108
- اشاره 108
- موصل 109
- عین الورده 109
- وادی النخله 109
- نصیبین 109
- دعوات 110
- رقه 110
- جوسق 110
- حلب 110
- کفر الطالب 111
- سیبور 111
- معره النعمان 111
- شیزر 111
- قنسرین 111
- بعلبک 112
- اشاره 112
- اشاره 112
- حماه 112
- حمص 112
- انبیاء و سر مطهر 113
- در شام 113
- وضعیت اعتقادی مردم شام 113
- دمشق 113
- شعر امام سجاد 114
- ابراهیم بن طلحه 114
- سهل بن سعد الساعدی 114
- مجلس یزید 115
- فاطمه بنت الحسین 115
- یزید شراب می نوشد 116
- سفیر روم و مجلس یزید 116
- خطبه ی زینب کبری 116
- خطبه ی حضرت سجاد 117
- منهال بن عمرو 118
- بازتاب خطبه ی امام سجاد 118
- ماجرای دخترک خردسال و سر مبارک امام 119
- نفرت مردم شام از یزید 119
- رؤیای هند 119
- از شام تا مدینه 120
- سوگواری در شام 120
- یزید و سه خواسته ی امام سجاد 120
- حرکت از شام 120
- اربعین و اختلاف اقوال 121
- اربعین 121
- پاداش همراهی خوب 122
- حرکت از کربلا 122
- بازگشت به مدینه 122
- توقف در کربلا 122
- استقبال از کاروان کربلا 123
- بشیر در مدینه 123
- خطبه ی امام سجاد 123
- در مدینه 123
- صوحان بن صعصعه 124
- ورود به مدینه 124
- محمد بن حنفیه 124
- ام البنین 125
- ام سلمه 125
- عزاداری اهل بیت 125
- گریه ی حضرت سجاد 126
- رباب همسر امام حسین 126
- گریه ی اصحاب پیامبر بر امام حسین 126
- مرثیه ی دختر عقیل 126
- اشاره 127
- فضیلت زیارت امام حسین 127
- حزن عقیله 127
- تشکر یزید از پسر مرجانه 127
- استحباب زیارت یا وجوب 128
- شیعیان، پس از شهادت امام حسین 128
- پشیمانی 128
- قصه ی انتقام 128
- نامه ی یزید 129
- سخنان مسیب بن نجبه 129
- توابین 129
- نامه از زندان 129
- سخنان رفاعه بن شداد 130
- سخنان سلیمان بن صرد 130
- نامه به مدائن 130
- مختار به مکه می رود 131
- نامه به اهل بصره 131
- اجابت سعد 131
- هلاکت یزید 131
- بیعت مردم با عبدالله بن زبیر 131
- عامر بن مسعود 132
- ابن زیاد پس از هلاکت یزید 132
- خروج از بصره 132
- عبدالله بن یزید و ابراهیم بن محمد 133
- سخنرانی عبدالله بن یزید 133
- فرار به شام 133
- عبدالله بن سعد 134
- عبدالله بن یزید و سلیمان بن صرد 134
- خطبه ی سلیمان بن صرد 134
- آغاز حرکت جدی توابین 134
- نامه ی عبدالله بن یزید به سلیمان 135
- حرکت از کربلا 135
- توابین در کربلا 135
- نامه ی سلیمان 135
- عین الورده 136
- حرکت قشون از شام 136
- قرقیسیا 136
- خطبه ی سلیمان بن صرد 136
- کشته شدن سلیمان بن صرد 137
- مسیب بن نجبه 137
- ارسال حصین بن نمیر و شرحبیل 137
- ارسال ادهم بن محرز 137
- رفاعه بن شداد 138
- عبدالله بن وال 138
- عبدالله بن عوف بن احمر 138
- عبدالله بن سعد 138
- نیروهای کمکی 139
- خبر توابین در شام 139
- مختار کیست 139
- عبدالله بن عزیر کنانی 139
- قیام مختار 139
- بازگشت به کوفه 139
- مختار از دیدگاه ائمه 140
- ویژگیهای فردی 140
- دوران رشد 140
- معبد بن خالد 141
- مختار هنگام قیام مسلم 141
- مختار در دامان علی 141
- سفیر امام در خانه ی مختار 141
- مختار پس از توابین 142
- نامه ی مختار 142
- مختار و میثم تمار 142
- عبدالرحمن بن شریح 143
- توطئه ای برای دستگیری مختار 143
- آزادی از زندان 143
- عبدالله بن مطیع 143
- استیذان از حضرت سجاد 144
- مراجعت به کوفه 144
- سخنان محمد بن حنفیه 144
- ملاقات با محمد بن حنفیه 144
- تأیید عبدالرحمن بن شریح 145
- بیعت ابراهیم با مختار 145
- دعوت از ابراهیم بن مالک اشتر 145
- ایاس بن مضارب 146
- فرمان قیام 146
- خروج مختار 146
- ابوعثمان نهدی و قبیله ی شاکر 147
- سوید بن عبدالرحمن 147
- حمله به سپاه زحر بن قیس 147
- قبیله ی خثعم 147
- کشته شدن نعیم 148
- کشتن راشد بن ایاس 148
- سخنان یزید بن انس 148
- محاصره ی مختار 148
- اجتماع در مسجد 148
- ابن مطیع در محاصره 149
- خطبه ی ابن مطیع 149
- حسان بن قائد 149
- پیشنهاد عمرو بن حجاج 149
- ورود به کوفه 150
- محاصره ی دارالاماره 150
- امان دادن اشراف 150
- نوفل بن مساحق 150
- بیعت با مختار 151
- خطبه ی مختار 151
- تقسیم بیت المال 151
- نامه به عبدالرحمن 152
- نامه به مختار 152
- اعزام فرمانداران به شهرها 152
- آغاز انتقام 152
- هلاکت مروان بن حکم 152
- وفات فرمانده ی سپاه عراق 153
- پیشنهاد ورقاء بن عازب 153
- کشته شدن فرماندهان شام 153
- اشتباه ورقاء بن عازب 154
- بازتاب مرگ یزید بن انس 154
- حرکت ابراهیم بن اشتر 154
- توطئه در کوفه 154
- پیشنهاد عبدالرحمن بن مخنف 154
- شورش 155
- شمر از قبیله ی یمن جدا می شود 155
- جنگ با شورشیان 155
- ابوالقلوص 156
- مالک بن عمرو 156
- کشته شدن رفاعه بن شداد 156
- سرکوب شورشیان 156
- عمرو بن حجاج زبیدی 157
- تخریب خانه ها 157
- فرار از کوفه 157
- عبدالله بن مطیع 157
- تازندگان اسب 158
- دبابه 158
- کشندگان حسین 158
- ارسال سرها به مدینه 159
- کشتن عمر بن سعد 159
- شمر بن ذی الجوشن 159
- کشتن خولی 159
- سنان بن انس 160
- حرمله بن کاهل 160
- حمید بن مسلم 160
- اشاره 160
- جنایات حرمله 161
- اشاره 161
- حکیم بن طفیل طائی 161
- اشاره 161
- صالح بن وهب 162
- ابوالحتوف جعفی 162
- زید بن رقاد 162
- مره بن منقذ 162
- جنایات حکیم بن طفیل 162
- عمرو بن صبیح 163
- بجدل بن سلیم 163
- ابحر بن کعب 163
- سراقه بن مرداس 163
- توصیه ی مختار 164
- حرکت سپاه کوفه 164
- جنگ با عبیدالله بن زیاد 164
- عمیر بن حباب 164
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد 165
- سپاه شام 165
- آغاز حمله 165
- سخنان ابراهیم بن اشتر 165
- کشته شدن شرحبیل 166
- فتح موصل 166
- آمدن مختار به مدائن 166
- کشته شدن حصین بن نمیر 166
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد برای مختار 166
- شعب عارم 167
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد نزد محمد بن حنفیه 167
- مصعب بن زبیر 168
- حرکت مهلب بن ابی صفره 168
- عبدالرحمن بن مخنف 168
- اخراج بنی هاشم از مکه 168
- حرکت مصعب از بصره 168
- اشتباه و یا خیانت 169
- آغاز حمله 169
- خبر شکست سپاه 169
- حرکت به سوی کوفه 170
- پیشنهادی نادرست 170
- محاصره ی مختار 170
- حروراء 170
- مختار و سائب بن مالک 171
- پیشنهاد مختار به یارانش 171
- کشته شدن مختار 171
- پیش بینی درست مختار 171
- بجیر بن عبدالله 172
- عبدالرحمن بن محمد بن اشعث 172
- توبیخ عبدالله بن عمر 172
- مسافر بن سعید 172
- عروه بن زبیر 173
- بدن مختار 173
- مدت امارت مختار در کوفه 173
- زنان مختار 173
- پاورقی 174
- عبدالله بن زبیر 174
- قبر مختار 174
عمار بن عبدالله از پدرش نقل کرده است که: بر عمر بن سعد وارد شدم در حالی [ صفحه 219] که عازم بسوی کربلا بود، به من گفت: امیر،
مرا فرمان داده است بسوی حسین حرکت کنم. من او را از اینکار نهی کردم و گفتم: از این قصد بازگرد! هنگامی که از نزد او بیرون آمدم شخصی نزد من آمد و گفت: عمر بن سعد مردم را به جنگ با حسین فرامی خواند؛ به نزد او رفتم در حالی که نشسته بود، چون مرا دید روی از من گرداند، دانستم که عازم حرکت است و از نزد او بیرون آمدم.عمر بن سعد نزد ابن زیاد رفت و گفت: مرا بدین مسئولیت گماردی و در ازای آن، ولایت ری را به من اعطا کردی، و مردم هم از این معامله آگاهند، ولی پیشنهادی دارم و آن این است که عده ای از اشراف کوفه هستند که در این مقاتله به همراهی آنان نیاز دارم! آنها را نزد خود فراخوان تا سپاه مرا در این مسیر همراه باشند سپس نام تعدادی از اشراف کوفه را ذکر کرد، عبیدالله بن زیاد گفت: ما در اینکه چه کسی را خواهیم فرستاد، او تو نظرخواهی نخواهیم کرد! اگر با این گروه که همراه تو هستند، از عهده ی انجام این مأموریت بر می آیی که هیچ، در غیر اینصورت باید از امارت ری چشم بپوشی!عمر بن سعد چون پافشاری عبیدالله را مشاهده کرد گفت: خواهم رفت [489] .
روزسوم محرم، اعزام لشکر به سوی کربلا
عمربن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. [490] .برخی نوشته اند که: بنو زهره (قبیله ی عمر بن سعد) نزد او آمده و گفتند: تو را بخدا [ صفحه 220] سوگند می دهیم از این کار درگذر و تو داوطلب
جنگ با حسین مشو، زیرا این باعث دشمنی میان ما بنی هاشم می گردد.عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استعفاکرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت، و او تسلیم شد [491] .برخی از تاریخ نویسان نوشته اند: عمر بن سعد دو پسر داشت: یکی به نام حفص که پدر را تشویق و ترغیب به رفتن می کرد تا با امام علیه السلام مقاتله کند، ولی فرزند دیگرش او را بشدت از اقدام به چنین کاری برحذر می داشت، و سرانجام حفص نیز با پدرش راهی کربلا شد [492] .
خریداری اراضی کربلا
از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز میهمانی نمایند [493] .
هوشیاری یاران امام
هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزره بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است؟!و چه قصدی دارد؟!چون عزره از جمله کسانی بود که به امام علیه السلام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت [ صفحه 221] کرده بود، از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد، پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند، تمامی آنها از رفتن به خدمت امام خودداری کردند! ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر خواهی او را خواهم کشت!عمربن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او رفته و سؤال کن برای چه مقصود به این سرزمین آمده است؟!کثیر بن عبدالله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه ی صائدی که از یاران امام حسین بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که می آید بدترین مردم روی زمین است!پس ابوثمامه راه را بر
کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین علیه السلام برو!کثیر گفت: بخدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را می رسانم، در غیر این صورت باز خواهم گشت.ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت می گذارم، تو پیامت را ابلاغ کن.کثیر بن عبدالله گفت: بخدا سوگند هرگز نمی گذارم چنین کاری کنی.ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشتکاری هستی و من نمی گذارم به نزد امام بروی.پس از این مشاجره و نزاع، کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قره بن قیس حنظلی را به نزد خود فراخواند و گفت: ای قره! حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سرزمین جویا شو.قره بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا [ صفحه 222] این مرد را می شناسید؟حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی می شناختم و گمان نمی کردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده کنم.آنگاه قره بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ نمود، امام حسین علیه السلام فرمود: مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید بازخواهم گشت.قره چون خواست بازگردد، حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قره! وای بر تو! چرا بسوی ستمکاران بازمی گردی؟! این مرد را یاری کن که بوسیله ی پدرانش به راه