- ویژگیهای این نوشتار 1
- سخنی درباره ی کتاب 1
- شیوه ی نگارش 1
- نام کتاب 2
- پیشگفتار 2
- تذکر لازم 2
- رسول خدا و ولادت حسین 3
- شمایل 3
- مراسم ولادت و نامگذاری 3
- سیمای حسین در روایات 4
- سیمای حسین در قرآن 4
- شخصیت 4
- اشاره 4
- خبر دادن از شهادت او 5
- در مدینه 5
- نامه ی اهل کوفه 5
- از مدینه تا مدینه 5
- نامه ی امام به اهل کوفه 6
- انتقاد از معاویه 6
- شهادت حجر بن عدی کندی 6
- فرزندان جعده بن هبیره 6
- تغییر شکل حکومتی 7
- شهادت عمرو بن الحمق الخزاعی 7
- نیرنگ معاویه 7
- نامه ی معاویه به امام 8
- گردهمایی در مکه 8
- جواب امام به معاویه 8
- سفر معاویه به مدینه 9
- احنف بن قیس 9
- نامه ی معاویه به حاکم مدینه 9
- وفود نزد معاویه 9
- ملاقات با عایشه 10
- سفر معاویه به مکه و تهدید به قتل مخالفان 10
- نامه ی معاویه به یزید 10
- معاویه و پایان زندگی 10
- رؤیای یزید 11
- خطبه ی یزید بعد از مرگ پدرش 11
- تسلیت مردم به یزید 11
- نامه ی یزید به فرمانروای مدینه 12
- مشاروه ی ولید با مروان 12
- برخورد امام و ولید 12
- خداحافظی با مادر و برادر 13
- ملاقات مروان 13
- وداع امام با قبر جدش رسول الله 13
- وصیت امام به محمد بن حنفیه 13
- پاسخ امام 14
- پیشنهاد محمد بن حنفیه 14
- اندوه زنان هاشمی 14
- آگاهی از شهادت 15
- از مدینه تا مکه 15
- عزیمت امام از مدینه به مکه 15
- ملاقات در بین راه 16
- زیارت قبر حضرت خدیجه 16
- در مکه 16
- ورود به مکه 16
- جواب احنف بن قیس 17
- نامه به اهل بصره 17
- عکس العمل یزید بن مسعود 17
- واکنش منذر بن جارود 17
- یزید بن نبیط 18
- نامه های مردم کوفه 18
- پاسخ یزید بن مسعود به امام 18
- نامه ی مسلم به امام 19
- اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 19
- نامه ی امام به مردم کوفه 19
- سخنان عابس بن ابی شبیب شاکری 20
- نامه ی امام به مسلم 20
- ماجرای بیعت با مسلم 20
- مسلم در خانه ی مختار 20
- نامه ی یزید به عبیدالله 21
- نامه ی مسلم بن عقیل به امام 21
- سرجون غلام معاویه 21
- سخنان والی کوفه 21
- خطبه ی عبیدالله در کوفه 22
- حرکت عبیدالله بسوی کوفه 22
- سخنان عبیدالله بن زیاد 22
- ورود عبیدالله به کوفه 22
- شریک بن اعور در کوفه 23
- برخورد با ماموران و جاسوسان حکومتی 23
- تهدید و ارعاب 23
- مسلم در خانه ی هانی 23
- شریک و نقشه ی قتل عبیدالله 24
- آگاه شدن مهران غلام عبیدالله از ماجرا 24
- عیادت عبیدالله از هانی و شریک 24
- معقل، جاسوس عبیدالله 25
- علت خودداری مسلم از قتل عبیدالله 25
- وفات شریک بن اعور 25
- توطئه علیه هانی بن عروه 25
- دستگیری هانی بن عروه 26
- ضرب و جرح هانی 26
- هانی و مسلم بن عمرو باهلی 26
- خطبه ی ابن زیاد 27
- قیام مسلم و محاصره ی دارالاماره 27
- قیام قبیله ی مذحج 27
- نقشه ی عبیدالله برای شکستن حلقه ی محاصره 27
- آغاز غربت و سرگردانی مسلم 28
- دستگیری مردم 28
- برافراشتن پرچمهای امان 28
- اظهار عجز اهالی کوفه 28
- مسلم در خانه ی طوعه 29
- خطبه ی عبیدالله در مسجد شهر 29
- گرفتاری محمد بن کثیر 29
- بلال پسر طوعه 30
- صدور دستورات جدید 30
- رؤیای مسلم 30
- شجاعت مسلم در نبردی ناعادلانه 31
- گریه ی مسلم بن عقیل 31
- اسارت مسلم 31
- مسلم بن عمرو باهلی 32
- مسلم در مجلس عبیدالله 32
- اعزام پیک به سوی امام 32
- شهادت مسلم 33
- شهادت هانی 33
- وصیت مسلم 33
- پاسخ یزید 34
- نامه ی ابن زیاد به یزید 34
- خلاصه ای در رابطه با خاندان مسلم 34
- امام و محمد بن حنفیه 35
- خطبه ی امام در مکه 35
- حفظ قداست حرم 35
- چرا امام، عراق را و در عراق، کوفه را برگزید 35
- امام و عمر بن عبدالرحمن 36
- مسور بن مخرمه 36
- عبدالله بن عباس 36
- جابر بن عبدالله انصاری 37
- عبدالله بن زبیر 37
- عبدالله بن عمر 37
- ابن عباس و عبدالله بن زبیر 37
- جواب امام 38
- نامه ی عبدالله بن جعفر 38
- نامه ی عمرو بن سعید 38
- اوزاعی 38
- تعقیب امام 39
- از مکه تا کربلا 39
- محاصره ی راهها 39
- نامه ی ولید بن عتبه 39
- جواب امام 39
- الابطح 40
- اشاره 40
- نامه عمرو بن سعید به یزید 40
- منازل مکه تا کربلا 40
- اشاره 40
- وادی الصفراء 41
- وداع العقیق 41
- الصفاح 41
- التنعیم 41
- ذات عرق 42
- ماجرای قیس بن مسهر صیداوی 42
- اشاره 42
- الحاجر من بطن الرمه 42
- الاجفر 43
- فید 43
- خزیمیه 43
- شقوق 43
- اشاره 44
- اشاره 44
- زرود 44
- ملاقات با زهیر بن قین 44
- ثعلبیه 45
- خبر شهادت مسلم 45
- ابوهره ازدی 45
- اشاره 45
- پیک کوفه 46
- اشاره 46
- دختر مسلم بن عقیل 46
- اسلام آوردن نصرانی 46
- زباله 46
- عبدالله بن یقطر 47
- شراف 47
- القاع 47
- عقبه البطن 47
- ذوحسم 48
- البیضه 49
- الرهیمه 49
- عذیب الهجانات 49
- اشاره 50
- قصر بنی مقاتل 50
- القطقطانیه 50
- اشاره 50
- در کربلا 51
- نینوی 51
- عمرو بن قیس 51
- ورود به کربلا 51
- روز دوم محرم 52
- نامه ی امام به اهل کوفه 52
- دعای امام 52
- سخنان امام 52
- نامه ی عبیدالله به امام 53
- اظهارات یاران امام 53
- عمار بن عبدالله 53
- روزسوم محرم، اعزام لشکر به سوی کربلا 54
- هوشیاری یاران امام 54
- خریداری اراضی کربلا 54
- نامه ی عبیدالله به عمر بن سعد 55
- نامه عمر بن سعد 55
- روز چهارم محرم 55
- عبیدالله در نخیله 55
- وضعیت لشکر دشمن 56
- روز پنجم محرم 56
- روز ششم محرم 56
- تعداد لشکر عمر بن سعد 56
- روز هشتم محرم 57
- بنی اسد و نصرت امام 57
- روز هفتم محرم 57
- نامه ی امام از کربلا به محمد بن حنفیه 57
- آوردن آب از فرات 58
- ملاقات امام و عمر بن سعد 58
- ملاقات یزید بن حصین همدانی و عمر بن سعد 58
- تهدید به عزل 59
- پاسخ عبیدالله 59
- نامه ی عمر بن سعد به عبیدالله 59
- افتراء و بهتان 59
- روز نهم محرم (تاسوعا) 60
- اعلان جنگ 60
- امان نامه 60
- رد امان نامه 60
- سخنان حبیب بن مظاهر و زهیر 61
- یک شب مهلت برای راز و نیاز 61
- خطبه ی امام شب عاشورا 61
- پاسخ یاران امام 62
- مرگ از عسل شیرین تر است 62
- محمد بن بشیر 62
- غسل شهادت 63
- حفر خندق در اطراف خیام 63
- اشعار امام 63
- تحکیم مواضع 63
- ایستادگی تا مرز شهادت 63
- بریر و ابوحرب سبیعی 64
- نافع بن هلال و امام 64
- پیوستن گروهی به امام 64
- در تدارک لقاء 64
- روز عاشورا 65
- تعداد یاران امام 65
- رؤیای امام 65
- سپاه عمر بن سعد 66
- خطبه ی امام 66
- حرکت سپاه دشمن 66
- ابن ابی جویریه و تمیم بن حصین 67
- عبدالله بن حوزه 67
- گفتگوی شمر با امام 67
- خطبه ی زهیر بن قین 68
- تنبه مسروق 68
- خطبه ی بریر 68
- آشوب و همهمه 68
- خبر دادن امام از عاقبت امر عمر بن سعد 69
- خطبه ی دوم امام 69
- حر بن یزید 70
- خطبه ی دیگری از امام 70
- هاتفی از غیب 70
- نامهای شهدای حمله ی اول 71
- فرمان یورش 71
- شهادت اصحاب امام 71
- نزول نصر 72
- استغاثه 72
- نامهای سایر شهدا 73
- آخرین نماز 74
- خطاب امام به یارانش 76
- مبارزه ی یاران امام 76
- حمله به خیام 77
- توجیه احمقانه و اعتراف به شجاعت و بزرگواری یاران امام 77
- ضحاک بن عبدالله 77
- شهدای بنی هاشم 78
- خاندان عقیل بن ابی طالب 78
- خاندان جعفر بن ابی طالب 79
- فرزندان امام حسن 79
- فرزندان امیرالمؤمنین 80
- آخرین لحظه ها و کودک شیرخوار 80
- اشعار امام حسین 81
- تعداد شهدای اهل بیت 81
- نوزاد شهید 81
- وداع امام 82
- سفارش امام حسین به امام سجاد 82
- استغاثه ی امام 82
- دختر سه ساله 83
- آخرین وداع 83
- مبارزه ی امام 83
- آخرین خطبه 83
- یورش وحشیانه 84
- تهاجم به خیام 84
- تیر سه شعبه 84
- مناجات امام 85
- شهادت امام 85
- دعای امام 85
- تعیین قاتل 86
- فریاد عقیله 86
- فرمان قتل 86
- آخرین لحظات 86
- هلال بن نافع 86
- خبر شهادت 87
- شیون ملائکه 87
- آخرین شهید 87
- ذو الجناح 87
- دگرگونی عالم 88
- تاریخ شهادت 88
- تعداد زخمهای امام 88
- پس از شهادت 89
- غارت خیام 89
- حمیده دختر مسلم 89
- حدیث جمال 90
- آتش زدن خیمه ها 90
- درخواست جایزه 90
- اوج بیدادگری 90
- تعداد شهدای کربلا 91
- شهدای از صحابه ی پیامبر 91
- اصحاب مجروح امام 91
- مادران شهدا که در کربلا بودند 91
- یارانی که به شهادت نرسیدند 92
- طفلان مسلم بن عقیل 92
- کسانی که بعد از امام شهید شدند 92
- سن امام هنگام شهادت 93
- تلفات دشمن 93
- تعداد اسیران 94
- سر مقدس امام 94
- اسیران از مردان بنی هاشم 94
- سفر از کربلا 94
- تقسیم سرهای مقدس 94
- اسیران از زنان غیر بنی هاشم 95
- قافله ی اسیران 95
- اسیران از زنان بنی هاشم 95
- سکینه و پیکر امام 96
- زینب در قتلگاه 96
- خطابه های زینب کبری 96
- اجساد در روز دفن شدند یا در شب 97
- دفن اجساد مطهر 97
- مشاهدات مردی از بنی اسد 97
- اجساد مطهر شهدا 97
- در کوفه 98
- ورود اسیران به کوفه 98
- اولین سری که بر نیزه رفت 98
- یک خبر غیبی از امیرالمؤمنین علی 99
- شتران عریان 99
- خطبه های آتشین در کوفه 99
- خطبه ی حضرت زینب 99
- اشاره 99
- خطبه ی فاطمه ی صغری 100
- خطبه ی ام کلثوم 101
- خطبه ی تاریخی امام سجاد 101
- قصر اماره ی کوفه 102
- مجلس ابن زیاد 102
- فرمان قتل امام سجاد 103
- زندان کوفه 103
- نامه ی عبیدالله به یزید 103
- ابن زیاد و سر مقدس امام حسین 103
- جندب بن عبدالله 104
- عبدالله بن عفیف ازدی 104
- ماجراهای کوفه پس از ورود اسیران 104
- سخنان کفرآمیز عمرو بن سعید 105
- مردم مدینه و خبر شهادت 105
- مختار در قصر دارالاماره 105
- پشیمانی عمر بن سعد 105
- ندایی از غیب 106
- ام سلمه 106
- انتشار خبر شهادت در مکه 106
- عبدالله بن جعفر 106
- اشاره 107
- ربیع بن خثیم 107
- بصره و حسن بصری 107
- اعزام اهل بیت تا شام 107
- از کوفه تا شام 107
- اشاره 108
- تکریت 108
- مشهد النقطه 108
- منازل کوفه تا شام 108
- منزل اول 108
- وادی النخله 109
- موصل 109
- نصیبین 109
- عین الورده 109
- جوسق 110
- رقه 110
- دعوات 110
- حلب 110
- کفر الطالب 111
- شیزر 111
- قنسرین 111
- سیبور 111
- معره النعمان 111
- اشاره 112
- بعلبک 112
- حماه 112
- حمص 112
- اشاره 112
- دمشق 113
- وضعیت اعتقادی مردم شام 113
- انبیاء و سر مطهر 113
- در شام 113
- شعر امام سجاد 114
- ابراهیم بن طلحه 114
- سهل بن سعد الساعدی 114
- مجلس یزید 115
- فاطمه بنت الحسین 115
- خطبه ی زینب کبری 116
- سفیر روم و مجلس یزید 116
- یزید شراب می نوشد 116
- خطبه ی حضرت سجاد 117
- منهال بن عمرو 118
- بازتاب خطبه ی امام سجاد 118
- ماجرای دخترک خردسال و سر مبارک امام 119
- رؤیای هند 119
- نفرت مردم شام از یزید 119
- از شام تا مدینه 120
- سوگواری در شام 120
- حرکت از شام 120
- یزید و سه خواسته ی امام سجاد 120
- اربعین 121
- اربعین و اختلاف اقوال 121
- حرکت از کربلا 122
- پاداش همراهی خوب 122
- توقف در کربلا 122
- بازگشت به مدینه 122
- استقبال از کاروان کربلا 123
- خطبه ی امام سجاد 123
- در مدینه 123
- بشیر در مدینه 123
- صوحان بن صعصعه 124
- ورود به مدینه 124
- محمد بن حنفیه 124
- عزاداری اهل بیت 125
- ام البنین 125
- ام سلمه 125
- گریه ی اصحاب پیامبر بر امام حسین 126
- گریه ی حضرت سجاد 126
- رباب همسر امام حسین 126
- مرثیه ی دختر عقیل 126
- فضیلت زیارت امام حسین 127
- تشکر یزید از پسر مرجانه 127
- حزن عقیله 127
- اشاره 127
- پشیمانی 128
- استحباب زیارت یا وجوب 128
- قصه ی انتقام 128
- شیعیان، پس از شهادت امام حسین 128
- توابین 129
- نامه ی یزید 129
- نامه از زندان 129
- سخنان مسیب بن نجبه 129
- سخنان سلیمان بن صرد 130
- نامه به مدائن 130
- سخنان رفاعه بن شداد 130
- مختار به مکه می رود 131
- اجابت سعد 131
- هلاکت یزید 131
- بیعت مردم با عبدالله بن زبیر 131
- نامه به اهل بصره 131
- عامر بن مسعود 132
- ابن زیاد پس از هلاکت یزید 132
- خروج از بصره 132
- عبدالله بن یزید و ابراهیم بن محمد 133
- سخنرانی عبدالله بن یزید 133
- فرار به شام 133
- آغاز حرکت جدی توابین 134
- عبدالله بن یزید و سلیمان بن صرد 134
- خطبه ی سلیمان بن صرد 134
- عبدالله بن سعد 134
- توابین در کربلا 135
- نامه ی سلیمان 135
- حرکت از کربلا 135
- نامه ی عبدالله بن یزید به سلیمان 135
- قرقیسیا 136
- عین الورده 136
- خطبه ی سلیمان بن صرد 136
- حرکت قشون از شام 136
- ارسال حصین بن نمیر و شرحبیل 137
- ارسال ادهم بن محرز 137
- مسیب بن نجبه 137
- کشته شدن سلیمان بن صرد 137
- عبدالله بن عوف بن احمر 138
- رفاعه بن شداد 138
- عبدالله بن وال 138
- عبدالله بن سعد 138
- نیروهای کمکی 139
- مختار کیست 139
- بازگشت به کوفه 139
- عبدالله بن عزیر کنانی 139
- خبر توابین در شام 139
- قیام مختار 139
- مختار از دیدگاه ائمه 140
- ویژگیهای فردی 140
- دوران رشد 140
- مختار هنگام قیام مسلم 141
- معبد بن خالد 141
- سفیر امام در خانه ی مختار 141
- مختار در دامان علی 141
- مختار و میثم تمار 142
- مختار پس از توابین 142
- نامه ی مختار 142
- توطئه ای برای دستگیری مختار 143
- عبدالرحمن بن شریح 143
- عبدالله بن مطیع 143
- آزادی از زندان 143
- استیذان از حضرت سجاد 144
- سخنان محمد بن حنفیه 144
- مراجعت به کوفه 144
- ملاقات با محمد بن حنفیه 144
- تأیید عبدالرحمن بن شریح 145
- دعوت از ابراهیم بن مالک اشتر 145
- بیعت ابراهیم با مختار 145
- فرمان قیام 146
- ایاس بن مضارب 146
- خروج مختار 146
- ابوعثمان نهدی و قبیله ی شاکر 147
- سوید بن عبدالرحمن 147
- قبیله ی خثعم 147
- حمله به سپاه زحر بن قیس 147
- کشته شدن نعیم 148
- اجتماع در مسجد 148
- محاصره ی مختار 148
- سخنان یزید بن انس 148
- کشتن راشد بن ایاس 148
- حسان بن قائد 149
- خطبه ی ابن مطیع 149
- ابن مطیع در محاصره 149
- پیشنهاد عمرو بن حجاج 149
- ورود به کوفه 150
- نوفل بن مساحق 150
- محاصره ی دارالاماره 150
- امان دادن اشراف 150
- خطبه ی مختار 151
- تقسیم بیت المال 151
- بیعت با مختار 151
- آغاز انتقام 152
- هلاکت مروان بن حکم 152
- نامه به عبدالرحمن 152
- نامه به مختار 152
- اعزام فرمانداران به شهرها 152
- کشته شدن فرماندهان شام 153
- پیشنهاد ورقاء بن عازب 153
- وفات فرمانده ی سپاه عراق 153
- حرکت ابراهیم بن اشتر 154
- پیشنهاد عبدالرحمن بن مخنف 154
- اشتباه ورقاء بن عازب 154
- بازتاب مرگ یزید بن انس 154
- توطئه در کوفه 154
- شمر از قبیله ی یمن جدا می شود 155
- جنگ با شورشیان 155
- شورش 155
- مالک بن عمرو 156
- سرکوب شورشیان 156
- کشته شدن رفاعه بن شداد 156
- ابوالقلوص 156
- فرار از کوفه 157
- عبدالله بن مطیع 157
- عمرو بن حجاج زبیدی 157
- تخریب خانه ها 157
- دبابه 158
- تازندگان اسب 158
- کشندگان حسین 158
- شمر بن ذی الجوشن 159
- کشتن خولی 159
- ارسال سرها به مدینه 159
- کشتن عمر بن سعد 159
- حرمله بن کاهل 160
- حمید بن مسلم 160
- اشاره 160
- سنان بن انس 160
- جنایات حرمله 161
- اشاره 161
- اشاره 161
- حکیم بن طفیل طائی 161
- زید بن رقاد 162
- جنایات حکیم بن طفیل 162
- ابوالحتوف جعفی 162
- صالح بن وهب 162
- مره بن منقذ 162
- بجدل بن سلیم 163
- سراقه بن مرداس 163
- ابحر بن کعب 163
- عمرو بن صبیح 163
- جنگ با عبیدالله بن زیاد 164
- حرکت سپاه کوفه 164
- توصیه ی مختار 164
- عمیر بن حباب 164
- سپاه شام 165
- کشته شدن عبیدالله بن زیاد 165
- سخنان ابراهیم بن اشتر 165
- آغاز حمله 165
- کشته شدن حصین بن نمیر 166
- فتح موصل 166
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد برای مختار 166
- کشته شدن شرحبیل 166
- آمدن مختار به مدائن 166
- شعب عارم 167
- ارسال سر عبیدالله بن زیاد نزد محمد بن حنفیه 167
- مصعب بن زبیر 168
- اخراج بنی هاشم از مکه 168
- حرکت مهلب بن ابی صفره 168
- حرکت مصعب از بصره 168
- عبدالرحمن بن مخنف 168
- اشتباه و یا خیانت 169
- خبر شکست سپاه 169
- آغاز حمله 169
- حروراء 170
- محاصره ی مختار 170
- حرکت به سوی کوفه 170
- پیشنهادی نادرست 170
- کشته شدن مختار 171
- پیشنهاد مختار به یارانش 171
- پیش بینی درست مختار 171
- مختار و سائب بن مالک 171
- مسافر بن سعید 172
- بجیر بن عبدالله 172
- توبیخ عبدالله بن عمر 172
- عبدالرحمن بن محمد بن اشعث 172
- زنان مختار 173
- بدن مختار 173
- مدت امارت مختار در کوفه 173
- عروه بن زبیر 173
- عبدالله بن زبیر 174
- قبر مختار 174
- پاورقی 174
پس از شهادت
گفته اند: پس از شهادت امام علیه السلام، سپاه دشمن برای به یغما بردن لباسهای امام از یکدیگر سبقت گرفتند.طبری از ابومخنف نقل کرده است که: لباسهای امام را از بدن مبارکش بیرون آوردند! سراویل آن حضرت را بحر بن کعب تمیمی گرفت! (در الملهوف روایت نموه که او زمین گیر و پاهای او خشک شد و از حرکت ماند)، و پیراهن او را اسحاق بن حیاه حضرمی برداشت و پوشید (پس موی او ریخت و پیسی گرفت)، و عمامه ی آن بزرگوار را احبش بن مرثد و یا جابر بن یزید بر سر بست (و دیوانه شد)، و برنس آن حضرت را که از خز بود مالک بن بشیر کندی به یغما برد و چون همسرش از این [ صفحه 381] جریان آگاهی یافت بین ایشان نزاع در گرفت (او نیز فقیر و مستمند باقیمانده ی عمرش را زندگی کرد)، و زره «بتراء» آن بزرگوار را عمر بن سعد برداشت! و جون مختار او را کشت آن زره را به قاتل او ابی عمره واگذار نمود. و زره دیگر آن حضرت را مالک بن نمیر گرفت و پوشید (و مجنون گردید)، قطیفه ی آن بزرگوار را قیس بن اشعث برداشت که از جنس خز بود و پس از آن او را قیس قطیفه نامیدند (و خوارزمی نقل کرده
است او به مرض جذام گرفتار شد و افراد خانواده اش از او کناره میگرفتند و او را در مزبله انداختند تا اینکه مرد و سگها گوشت بدن او را قبل از مرگ خوردند). و کفش آن حضرت را مردی از قبیله ی بنی اود برداشت که او را اسود می گفتند، و شمشیر او را مردی از قبیله ی بنی نهشل گرفت و پس از آن به دست حبیب بن بدیل افتاد، و در الملهوف آمده که این شمشیر به غارت رفته غیر از ذوالفقار است که آن از ذخائر نبوت و امامت است.ابن شهر آشوب می گوید: کمان آن حضرت و متعلقاتش را دحیل بن خثیمه جعفی بن شبیب حضرمی و جریر بن مسعود ثعلبه بن اسود اوسی برداشتند، و انگشتر آن حضرت را- آنگونه که در اکثر مقاتل آمده است- بجدل بن سلیم کلبی برداشت و انگشت آن حضرت را با انگشتر قطع نمود! و این انگشتر غیر از آن انگشتری است که از ذخائر نبوت است زیرا آن را امام حسین علیه السلام آنطوری که شیخ صدوق از محمد بن مسلم نقل کرده است در دست حضرت علی بن الحسین علیه السلام نمود.محمد بن مسلم می گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ی خاتم امام حسین علیه السلام سؤال نمودم که بعد از ایشان بدست چه کسی رسید؟ و به امام عرض کردم که گویا انگشتر آن بزرگوار را دشمن برده است.فرمود: چنین نیست که می گویند، بدرستی که حسین علیه السلام به فرزندش علی بن الحسین وصیت نمود و خاتم خود را در انگشت او نمود و امر را به او واگذار کرد [948] . [ صفحه 382] ابن
زائده می گوید: دیگر شهدا واصحاب و اهل بیت آن بزرگوار را نیز سپاه کوفه عریان نمودند ولباسشان را به یغما بردند.
غارت خیام
دشمن در غارت خیمه های حسینی بر یکدیگر سبقت می گرفتند بگونه ای که چادر از سر زنان می کشیدند، دختران آل رسول از سرا پرده ی خود بیرون آمده و همه می گریستند واز فراق عزیزان وبزرگان خویش شیون می کردند.حمید بن مسلم روایت کرده است که: زنی را دیدم از قبیله ی بنی بکر بن وائل با شوهرش در سپاه عمر بن سعد بود و هنگامی که دید آن گروه بر زنان حسین و خیام آنها یورش برده و غارت می کنند، شمشیری بدست گرفت و بسوی خیام آمده قبیله خود را صدا زد و گفت: ای آل بکر بن وائل! آیا دختران رسول خدا را تاراج می کنند؟ «لا حکم الا لله، یا لثارات رسول الله»«هیچ فرمانی جز فرمان خداوند نیست، به خونخواهی رسول خدا برخیزید»، شوهرش او را گرفت و به جای خود باز گرداند.راوی گفت: سپاهیان عمر بن سعد زنان را از خیمه ها بیرون نموده و آتش در آن افکندند، که زنان به بیرون دویدند در حالی که جامه هایشان ربوده سر وپای آنها برهنه بود [949] .آنگاه یک مرد پستی از سپاه دشمن به ام کلثوم یورش برد وگوشواره ی او را بدر آورد! و آن خبیث در حالی که می گریست متوجه فاطمه بنت الحسین گردید و خلخال از پایش کشید!دختر امام حسین علیه السلام با تعجب به او گفت: چرا گریه می کنی؟!! [ صفحه 383] او در پاسخ گفت: چگونه نگریم در حالی
که اموال دختر رسول خدا را غارت می کنم!فاطمه بنت الحسین چون این عطوفت را دید به او گفت: پس چنین مکن!آن مرد گفت: هراس دارم دیگری آن را بردارد! [950] پس آنچه در خیام از اموال و امتعه بود به یغما بردند. شمر قطعه طلائی را در خیام یافت آن را به دخترش داد تا برای خود زیوری بسازد! آن طلا را نزد طلا ساز برد و چون آن طلا را در آتش گذاشت از بین رفت [951] .حمید بن مسلم می گوید: بخدا سوگند من دیدم که سپاهیان ابن سعد که به خیمه ها یورش برده بودند بر سر تصاحب جامه های زنان با آنها نزاع می کردند تا اینکه مغلوب شده و جامه ی آنها را می بردند.شمر با گروهی از پیاده نظام به خیمه ی علی بن الحسین علیه السلام آمدند و او بر فراش خود خوابیده و به شدت بیمار بود، همراهان شمر به او گفتند که: این بیمار را به قتل نمی رسانی؟حمید بن مسلم می گوید: من گفتم: سبحان الله! آیا نوجوانان [952] هم کشته می شوند؟ این کودک است و بیماری او را بس است؛ پس من اصرار نمودم تا اینکه آنها را از کشتن او باز داشتم [953] .شمر گفت ابن زیاد مرا امر کرده است که فرزندان حسین را بقتل برسانم ولی عمر بن سعد در جلوگیری از کشتن او مبالغه کرد؛ خصوصأ چون زینب دختر [ صفحه 384] امیرالمؤمنین از قصد شمر مطلع شد آمد و گفت: او هرگز کشته نشود تا من کشته نشوم، آنگاه دست از او کشیدند [954] .فاطمه بنت الحسین علیها السلام می گوید: مردی را دیدم که زنان را با سر نیزه ی خود
تعقیب می کرد، بعضی از آنان به بعضی پناه می بردند! و جامه ها و زیور آنان را ربوده بودند! و آن مرد چون مرا دید آهنگ من نمود، گریختم! او مرا دنبال نمود و با نیزه بر من حمله کرد که من بر صورت خود افتاده و بیهوش شدم! و چون به هوش آمدم عمه ام ام کلثوم را دیدم که بر بالین من نشسته و گریه می کند [955] .
حمیده دختر مسلم
حضرت مسلم بن عقیل را دختری بود که یازده سال داشت و نام او حمیده و مادرش ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب علیه السلام است، و بعضی نام او را عاتکه و مادر او را رقیه دختر علی بن ابی طالب علیه السلام گفته اند، و عمرش هفت سال بود، و در روز عاشورا چون لشکر به خیمه ها هجوم بردند به شهادت رسید! [956] در بحار آمده است که: طفلی شش ساله از امام حسن مجتبی با امام حسین شهید شد [957] به نام احمد بن الحسن، و دو خواهر او نیز که از مادر با او یکی بودند به نام ام الحسن و ام الحسین بعد از شهادت امام حسین علیه السلام در اثر هجوم به خیمه ها برای غارت، جان دادند [958] . [ صفحه 385]