- تربيت از ديدگاه امام سجاد علیه السلام (1) 1
- فرزندان مايه افتخار يا ذلت والدين 1
- فرزند، پاره تن انسان 1
- اشاره 1
- حق فرزند 1
- نماياندن آثار اعمال نيك به فرزند 2
- شيوه ايفاي مسؤوليت 2
- مسؤوليت والدين 2
- پاداش و كيفر مسؤوليت 2
- محورهاي مسؤوليت 2
- استمداد از پروردگار در تربيت 3
- بهرهگيري از استعدادهاي فرزند در تربيت 3
- حق خردسال 3
- نظارت بر رفتار فرزند 3
- اشاره 3
- خطا پوشي و تغافل 4
- عفو 4
- مهرباني 4
- تربيت كودك 4
- تعليم و آموزش كودك 4
- مدارا با كودك 5
- كودكان فقراي درگاه بزرگسالان 5
- امام سجاد علیه السلام و تربيت فرزند (3) 5
- رفق و ملاطفت با كودك 5
- ترك لجاجت با كودك 5
- تربيت شيوه عملي 6
- همراهي در محكمه قضاوت 6
- آموزش احترام به بزرگترها 6
- تربيت به شيوه الگويي 6
- تربيت به شيوه موعظه 7
- پاورقي 7
- همراهي در حمام 7
- كلاس درس عذرخواهي 7
كلاس درس عذرخواهي
ابوبصير از امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود: «پدرم غلامش را به دنبال كاري فرستاد؛ ولي او در انجام كار كوتاهي كرد. پدرم وي را تنبيه كرد. غلام ناراحت شد و گلايه كرد. پدرم به خاطر اين كار ناراحت شد و گريست. آنگاه فرمود: فرزندم، نزد قبر رسول خدا (ص) برو و دو ركعت نماز بخوان و بگو «اللهم اغفر لعلي بن الحسين»؛ خدايا در قيامت علي بن حسين را ببخش. سپس به غلام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستي...» [7] [ذكر اين نكته ضروري است كه طلب استغفار منافات با مقام عصمت حضرت ندارد زيرا حضرت گناهي مرتكب نشد تا نياز به استغفار داشته باشد، لكن مقام والاي آن حضرت ايشان را بر آن داشت كه براي همين اندازه عمل غير گناه نيز استغفار كند.]
همراهي در حمام
گاهي اوقات حضرت فرزند خود را به حمام ميبرد و اين عمل [در صورت كودك بودن فرزند] علاوه بر آنكه نشان دهنده توجه حضرت به مسايل خانواده و كمك به همسر در امور خانواده است، يك رفتار تربيتي است؛ زيرا عملا به فرزند خود اهميت بهداشت و آداب حمام رفتن را ميآموخت. حنان بن سدير از پدرش چنين نقل كرد: «من همراه پدرم و جد و عمويم به حمامي در مدينه رفتيم. در حمام شخصي ما را به رعايت ستر و پوشش تذكر داد. او با جدم صحبت كرد و به او گفت: چرا خضاب نميكني.... بعد از حمام كردن، درباره وي پرسيدم و دريافتم كه او علي بن حسين است كه با فرزندش محمد حمام آمده است. «فاذا هو علي بن الحسين و معه ابنه محمد بن علي صلوات الله عليهم». [8] . نمونههايي كه ذكر شد، نشان ميدهد كه حضرت با همراه بردن فرزند خود به مجالس و مكانهاي مختلف، واگذاري مسؤوليت به وي و شركت دادن او در فعاليتهاي سياسي به تربيت عملي او اقدام ميكرد و اين شيوه در تربيت بس مفيد و مؤثر است؛ زيرا بسياري از نقاط ضعف و قوت اخلاقي و غير اخلاقي فرزندان و نيز استعدادها و توانمنديهاي آنان در ميدان عمل آشكار ميشود. چه بسا فرزندان استعدادها و نقاط قوت ناشناخته داشته باشند و يا از عيوب و ضعفهاي پنهان رنج ببرند؛ شركت دادن فرزندان در فعاليتهاي مناسب و نظارت درست بر كار آنان والدين را از اين امور آگاه ميسازد.
تربيت به شيوه موعظه
هر چند تربيت عملي و غيرمستقيم مؤثرتر است؛ اما موعظه و نصيحت فرزندان نيز يك شيوه تربيتي مؤثر و مفيد است و گاهي آثاري دارد كه از تربيت غير مستقيم برنميآيد، موعظه و نصيحت اگر بجا، منطقي، با لطافت و نرمي و از سر سوز و خيرخواهي باشد، باعث ايجاد الفت و صميميت بين والدين و فرزند ميشود. زيرا فرزند احساس ميكند والدين او را دوست دارند، با او صميمياند و براي او احترام و اهميت قايلند؛ بويژه اگر والدين قبل از آن محبت بيشائبه و دلسوزي صادقانه خود را نسبت به او نشان داده باشند. موعظه و نصيحت به وقت خاصي اختصاص ندارد. متاسفانه برخي از والدين فقط هنگامي كه فرزندانشان مرتكب خلاف ميشوند به فكر نصيحت ميافتند. غافل از آنكه موعظه نهي از منكر نيست و غالبا در هنگام ارتكاب خلاف و بعد از آن تأثير مطلوب ندارد. موعظه بايد قبل از ارتكاب خلاف و براي پيشگيري از آن باشد نه وسيلهاي براي درمان. امام سجاد (ع) در فرصتهاي مناسب به نصيحت فرزندان ميپرداخت و نكات لازم را به فرزندان گوشزد ميفرمود. نمونههايي از مواعظ آن حضرت به فرزندانش چنين است: 1 - مالك بن اعين جهني ميگويد: علي بن حسين (ع) فرزندش محمد (ع) را چنين وصيت فرمود: من تو را جانشين بعد از خود قرار دادم. هر كس ادعاي آنچه بين من و تو است [مقام امامت] كند، خداوند در روز قيامتحلقهاي از آتش بر گردنش ميآويزد. آنگاه فرمود: فرزندم؛ خداوند را بر اين نعمت ستايش كن و سپاسگزار باش. فرزندم، هر كه بر تو انعام كرده، سپاسگزاري كن و بر هر كه از تو سپاسگزاري كرد، انعام كن؛ زيرا نعمتي كه شكرش را به جا آوري از بين نميرود و نعمتي كه كفران ورزي باقي نميماند. شكر نعمت براي شكركننده از خود نعمت با بركت تر است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «لان شكرتم لازيدنكم و لان كفرتم ان عذابي لشديد» (ابراهيم / 7)؛ اگر شكر نعمت كني، نعمتت افزون ميگردد و اگر كفران ورزي، بدان كه عذاب الهي شديد است. [9] . 2 - آن حضرت به فرزندش محمد (ع) فرمود: هر كه از تو طلب خير كند، به او خوبي كن؛ اگر او از اهل خير باشد، خوبي را در جاي خودش انجام دادهاي و اگر او اهلش نباشد، تو اهلش هستي. هر گاه كسي در جانب راست به تو دشنام داد و به جانب چپ تو آمد و معذرت خواست، عذرش را بپذير. [10] . 3 - همچنين به فرزندش فرمود: از آزار ديگران بپرهيز و با ريزش عطايا آنان را نوازش كن. زبان را بر سكوت كمك كن؛ زيرا براي سخن گفتن حالاتي است كه موجب زيانش ميشود. از دوستي با احمق بپرهيز، هر چند دوست باشد؛ همچنان كه از عاقل در صورت دشمن بودن، پرهيز ميكني. از خصومت و ستيز با مردم برحذر باش؛ زيرا يا به مكر شخص حليم و پرحوصلهاي دچار خواهي شد و يا با فرومايهاي روبهرو ميشوي كه آسيب ناگهاني بر تو وارد ميكند. [11] . 4 - همچنين در كلام ديگري خطاب به فرزندش فرمود: از دروغ گفتن، كوچك و بزرگش، جدي و شوخي اش بپرهيز؛ زيرا اگر انسان دروغ كوچك بگويد بر دروغ بزرگ نيز جسارت پيدا ميكند.... [12] . 5 - عثمان بن خالد از پدرش نقل كرده كه: علي بن الحسين در بيماريي كه به وفاتش انجاميد، فرزندانش، محمد، حسن، عبدالله، عمر، زيد و حسين را گرد آورد، فرزندش محمد را كنيه [لقب] باقر داد، سرپرستي فرزندان را به او سپرد و فرمود: فرزندم، خرد راهنماي روح است و دانش رهنماي خرد و خرد ترجمان دانش است. بدان كه علم جاودانيتر است و زبان بيهوده گوتر؛ و صلاح تمام امور دنيا به منزله پيمانه پري است كه دو سوم آن هوشياري و ذكاوت و يك سوم آن تغافل و چشم پوشي است؛ زيرا انسان جز از چيزي كه شناخته و درك كرده، تغافل نميكند. بدان كه گذشت ساعتها عمر تو را ميبرد و تو هرگز به نعمتي دست پيدا نميكني، مگر با جدا شدن از نعمت ديگر. برحذر باش از آرزوي دراز، زيرا چه بسيار آرزومندي كه به آرزوي خود نرسد.... [13] . 6 - ثمالي از امام باقر (ع) چنين نقل كرد كه: هنگامي كه وفات پدرم علي بن حسين (ع) فرا رسيد مرا به سينه خود چسبانيد و فرمود: فرزندم، وصيت ميكنم تو را به آنچه پدرم هنگام وفات، مرا وصيت كرد... بپرهيز از اينكه ستم كني بر كسي كه جز خداوند را براي حضرت خويش نيابد. [14] و نيز فرمود: بر كار حق صبر كن، اگر چه تلخ باشد. [15] . 7 - آن حضرت به فرزندش فرمود: فرزندم در گرفتاريها شكيبا باش و معترض حقوق ديگران نشو و برادرت را در كاري كه زيانش بر تو بيش از منفعتش براي او باشد اجابت نكن. [16] . اين حديث طبق نقل صاحب عقدالفريد به جاي عبارت «لا تتعرض للحقوق» «لا تعرض للحقوق» و به جاي «منفعته له» «منفعته لك» دارد و معناي حديث چنين ميشود: فرزندم... خود را در معرض هلاكت قرار مده و برادرت را در كاري كه زبانش براي تو از نفعش بيشتر است اجابت نكن. [17] .
پاورقي
[1] كشفالغمة، ج 2 ص287.
[2] الارشاد، ص256؛ بحار، ج46، ص 74 و 75؛ كشفالغمة، ترجمه آقاي حسيني زوارئي، ج 2، ص279.
[3] حليةالابرار، ج 2، ص13 و 14؛ بحارالانوار، ج 46، ص 99.
[4] همان، ص 154.
[5] كشف الغمة، ج 2، ص 331.
[6] حلية الابرار، ج 2، ص 20 و 21.
[7] بحارالانوار، ج 46، ص 92، ح 79؛ حلية الابرار، ج 2، ص 44.
[8] بحار، ج 46، ص 141 - 142.
[9] همان، ص 241 و 242. [
[10] تحف العقول، ص 205؛ مشكاة الانوار، ص 65.
[11] ناسخ التواريخ، زندگاني امام سجاد (ع)، ج 2، ص 3 و 4.
[12] همان.
[13] بحار، ج 46، ص 231 و 232؛ كتاب الامام زينالعابدين، عبدالرزاق مقرم، ترجمه حبيب روحاني، ص 588.
[14] بحار، ج 46، ص 153 و 154.
[15] ناسخ التواريخ، زندگاني امام سجاد (ع)، ج 2، ص 6.
[16] بحار، ج46، ص 95؛ مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 165؛ البيان و التبيين، جاحظ، ج 2، ص 59.
[17] عقدالفريد، اندلسي، ج 3، ص153.