امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی صفحه 18

صفحه 18

حق پدر آن است كه بداني اصل و ريشه تو پدر مي‌باشد. اگر او نبود تو نيز وجود نداشتي. هر نعمتي كه بر تو ارزاني مي‌شود بدان كه پدر سبب آن است. خداي سبحان را به خاطر اين نعمت بزرگ كه به تو ارزاني كرده است، شكرگزار باش. و بدان تنها توان‌مندي از جانب خداست. [330] (براي اداي حقوق از خدا ياري طلب كن.) اين تنها پنج محور از بيش از پنجاه محور حقوق است كه برگزيده شد.

حقوق حيوانات

دنياي امروز با گذشت قرون متمادي از دانش و فرهنگ و تأسيس سازمانها و نهادهاي حقوقي، سازماني را به عنوان دفاع از حقوق حيوانات تأسيس مي‌نمايد كه جاي بسيار خوشحالي و اميد است. گرچه در كنار دفاع از حقوق حيوانات، هزاران انسان با سلاح‌هاي [ صفحه 150] كشتار جمعي به كام مرگ مي‌روند و حقوق اساسي انسان‌ها ناديده انگاشته شده، زير پاي ستم پيشگان پايمال مي‌گردد. اما وحي آسماني هماره مدافع حقوق هر جاندار مي‌باشد. حق زندگي، آسايش و امنيت آن را محترم مي‌داند. رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم در مورد حقوق حيوانات اين گونه سخن مي‌گويد: براي چهارپايي كه مسافر يا بار جابجا مي‌نمايد (مانند اسب و استر و شتر و الاغ) چند حق بر عهده راكب و صاحبش نهاده شده است. هنگامي كه پياده مي‌شود نخست به چهارپا آب و علف دهد، همواره وي را به آب عرضه بدارد تا تشنه نماند، بر صورت وي هيچ گاه نزند كه صورت تسبيح خدا مي‌گويد. تنها براي رفع نياز بر مركب سوار شود، بيهوده سوار بر آن نشود. بيش از توان حيوان، بر دوش وي بار حمل نكند، بيش از توان وي، راه نبرد. و لا يكلفها من المشي الا كما يطيق. [331] در برخي روايات اضافه شده كه در حال گعده و گفتگو با ديگران بر گرده آن قرار نگيرد. و نيز مركب خويش را به زور براي رفتن به جايي كه تنفر دارد، وادار نسازد، و لا يضر بها علي النفار. [332] . حال عظمت رفتار علي بن الحسين عليه‌السلام را تماشا كنيد كه چگونه حقوق حيوانات را رعايت مي‌نمايد. حضرت با شتري كه بيش از بيست بار، در برخي روايات چهل بار حج و عمره انجام داده است، شتري كه فاصله بين مدينه و مكه را مي‌پيمايد، يك ضربه بر آن وارد نمي‌سازد. حج علي بن الحسين عليه‌السلام علي ناقة اربعين حجة فما قرعها بسوط. [333] در برخي آثار بيست نوبت حج عنوان شده است. [334] . [ صفحه 151] هنگامي كه يكي از شترها كه با آن به حج مي‌رفتند مرد، آن را دفن نمود تا درندگان آن را نخورند. [335] و در مورد شتري كه بيست بار با آن حج انجام داده بود و به امام باقر عليه‌السلام وصيت نمود كه بعد از وي هنگامي كه شتر مرد، دفنش نمايد تا درندگان آن را نخورند. آنگاه از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم روايت نمود كه شتري كه هفت بار در عرفات وقوف نمايد از شترهاي بهشت قرار مي‌گيرد. [336] . چگونه اهتمام به حقوق حيوانات در پيشگاه سيدالساجدين عليه‌السلام مطرح است، كه به دفن شتر وصيت مي‌نمايد. [337] آنگاه شتري كه اين گونه محبت از علي بن الحسين عليه‌السلام مشاهده مي‌نمايد، طاقت فراق حضرت را ندارد و بعد از اين كه حضرت در بقيع به خاك سپرده مي‌شود، شتر از آب و علف بازمي‌ماند و خود را در كنار قبر امام مي‌رساند و سر و صورت خود را به خاك قبر مي‌نهد و در همان جا سه روز ماندگار مي‌شود تا از فراق حضرت از پاي در مي‌آيد. [338] اين نيز وفاداري حيوان نسبت به امام همام، امام ملك و امام ملكوت است. [ صفحه 154]

امام سجاد و جريان‌هاي اجتماعي

امامان و جريان‌هاي اجتماعي

آشنايي با موضع‌گيري‌هاي هر امام معصوم عليه‌السلام و تحليل جبهه‌گيري‌هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي آنان پيوند عميق با اوضاع سياسي و اجتماعي و فرهنگي همان زمان دارد. بدون آگاهي صحيح و كامل از اوضاع عمومي در فرايندهاي ياد شده، تحليل موضع‌گيري‌هاي امامان ناممكن خواهد بود. زيرا موضع‌گيري‌هاي امام با اوضاع زمان خودش در ترابط و در برخي موارد در تعامل نيز خواهد بود. بيشتر نويسندگان كه از تحليل صحيح موضع‌گيري‌هاي امامان ناتوان مي‌مانند، دليل آن را بايد در نداشتن آگاهي صحيح از اوضاع زمان امامان دانست. هر نويسنده‌اي كه در اين زمينه از آگاهي بهره‌ور باشد به ميزان آگاهي خودش توان تحليل‌هاي واقع‌گرا و الگوپذير از انديشه و رفتار امامان را فراهم مي‌سازد. به همين خاطر برخي از نويسندگان هم به لحاظ آگاهي صحيح نداشتن از اوضاع زمان امامان، از پرداختن به موضوعات سياسي و اجتماعي و فرهنگي محروم شده‌اند. و يا اگر در [ صفحه 155] اين وادي قدم نهادند، دچار كج‌راهگي شده و تحليل‌هايي ارائه نموده‌اند كه همخواني با انديشه و رفتار عترت ندارند. اين در حالي است كه برخي نويسندگان اصولا برخي امامان را منزوي و بدون موقعيت اجتماعي ديده‌اند و خود را به كلي از پرداختن به موضوعات موقعيت اجتماعي و فرهنگي، معاف دانسته‌اند! البته اندك نويسندگان فرزانه نيز وجود دارند كه اوضاع زمان عترت آل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را با ديده حق‌بين نگريسته و تحليل‌هاي صحيح ارائه نموده‌اند. باور حق در مورد امامان اين است كه عترت آل رسول (عليهم‌السلام) در هر زمان از موقعيت بسيار والاي اجتماعي بهره‌ور بوده‌اند. اين باور تحليل‌هاي صحيح از موضع‌گيري‌هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي آنان را بايسته مي‌نمايد. بايد موضع‌گيري‌هاي امامان به صورت شفاف و مستند تحليل شوند. به گونه‌اي كه شايسته الگوگيري در زمان‌هاي گوناگون باشد. اين باور نيز از ارزش‌هاي پايه‌اي مي‌باشد كه همواره يك تشكل بزرگ اجتماعي از آرمان‌هاي به حق عترت حمايت نموده است. به گونه‌اي كه حركت اجتماعي اين تشكل همسوي اهل بيت (عليهم‌السلام) همواره خطر آفرين‌ترين چالش اجتماعي در برابر حاكميت سياسي به شمار مي‌رفته است. دشمني‌هاي آشكار و پنهان حكومت‌ها با امامان و پيروان آنان و تلاش براي فروپاشيدن تشكل همسو آنان از جانب زورمداران سياسي، بهترين گواه بر اين مدعا مي‌باشد. حزب عثمانيه در سركوب تشكل همسوي اهل بيت (عليهم‌السلام) از هيچ جنايتي فروگذار ننمود، كه به نمونه‌هايي از رفتار آنان اشاره خواهد شد. همراه امام سجاد عليه‌السلام نيز همانند ساير امامان همين تشكل [ صفحه 156] همسوي اهل بيت شكل گرفته بود. و با همه فشارها و تنگناهايي كه پديد آمده بود، اين تشكل هويت خود را به رهبري هوشمندانه سيد العابدين عليه‌السلام تداوم بخشيد. اين كه در برخي آثار آمده است كه همراهان حضرت بسيار اندك و انگشت شمار بوده‌اند، مانند اين كه مفيد نقل مي‌كند كه مردم بعد از امام حسين عليه‌السلام به جز سه نفر مرتد شدند، ارتد الناس بعد الحسين عليه‌السلام الا ثلاثة، ابوخالد كابلي و يحيي بن ام طويل و جبير بن مطعم [339] و يا فضل بن شاذان روايت مي‌كند، در اوايل امر به جز پنج نفر همراه علي بن الحسين عليه‌السلام نبودند. سعيد بن جبير، سعيد بن مسيب، محمد بن جبير، يحيي بن ام طويل، ابوخالد كابلي و يا ابي‌الحديد نقل مي‌كند كه هواداران علي بن الحسين عليه‌السلام از بيست نفر فراتر نمي‌رفتند. [340] . اين گونه آثار بايد صحيح معنا شوند، كه يا منظور از هواداران، افراد خيلي برجسته كه در واقع حواريون به شمار مي‌رفته‌اند، مي‌باشد. و يا منظور افراد شاخص و معروفي كه به صورت آشكارا از حضرت در روزهاي نخست حمايت مي‌نموده‌اند، مي‌باشد؛ و يا معناي ديگري. و الا اگر منظور اين باشد كه تشكل همسوي همراه سيد العابدين عليه‌السلام به اين تعداد بسنده مي‌شده است! با واقعيات تاريخ كه بسياري از محورهاي آن در همين نوشتار آمده است، همانند موقعيت اجتماعي كه جمعيت انبوهي حضرت را همراهي مي‌نمود، همخواني ندارد. [ صفحه 157] اين نوع احاديث همانند حديث معروف مي‌باشند كه بعد از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم مردم به جز سه نفر مرتد شدند، ارتد الناس بعد النبي الا ثلاثة نفر، [341] كه در اين باره در جاي ديگر توضيح آورده شده است. [342] .

ساختار حكومت‌ها

حاكميت و مديريت‌هاي سياسي را به دو نوع عمده مي‌توان تقسيم نمود، كه به برخي ويژگي اين دو اشاره مي‌شود. الف: حاكميت‌هايي كه برغم خواست مردم شكل مي‌گيرند و بر اساس خشونت، نابرابري و بهره‌وري از فرهنگ‌سازي، تداوم مي‌يابند. اين نوع حكومت‌ها براي حراست و تداوم بر اين نوع اهرم‌ها پا مي‌فشارند. ساختار اين نوع حاكميت‌ها سياسي، انگيزه اصلي‌شان چنگ‌اندازي به توان‌مندي سياسي و حراست از آن مي‌باشد. اين نوع حاكمان بيشترين تلاش خويش را در اين راستا متمركز مي‌نمايند. و اگر در موردي در جهت هنجارهاي اجتماعي و آبادگري قدم بردارند، براي دستيازي انگيزه‌هاي سياسي خواهد بود. اين نوع حكومت‌ها پيش‌تر در قالب پادشاهي پديدار مي‌شدند، ليكن در اين زمان بسياري از اين حكومت‌ها در قالب جمهوري و با برگزاري رفراندم‌هاي صوري ظهور مي‌كنند. ب: نوع ديگر حاكميت‌ها كه نوعا به دنبال يك حركت اجتماعي پديدار مي‌شوند و در واقع دست‌آورد يك حركت اجتماعي بوده، بر اساس خواسته‌هاي مردم مستقر مي‌شوند. اين حاكميت‌ها بر پايه‌اي [ صفحه 158] باروري فرهنگي، ساماندهي اجتماعي، آبادگري اقتصادي، امنيت عمومي، استقرار عدالت اجتماعي و در صورت دين باور بودن جامعه، استقرار ارزش‌هاي ديني گردش مي‌نمايند. ساختار اين نوع مديريت‌هاي سياسي نه در مرحله شكل‌گيري و نه در تداوم خود نيازي به بهره‌وري از اهرم‌هاي خشونت و فضاسازي و ارعاب ندارند. زيرا كه بر اساس خواسته‌هاي مردم پايه‌گذاري شده‌اند. و پشتوانه اصلي آنان مردم هستند و در دست يازي به اهداف كلان نيز، با پشتوانه مردمي توفيق فراهم مي‌سازند.

ساختار حكومت حزب عثمانيه

حاكميت حزب عثمانيه در زمان امام سجاد عليه‌السلام بدون ترديد از نوع اول حكومت‌داري است، كه با اهرم‌هاي فشار خشونت و ارعاب و فرهنگ سازي پديد آمده است. بدون ترديد در حراست از هويت خويش به اهرم‌هاي ياد شده شديدا نيازمند خواهد بود. فضاسازي فرهنگي و سرگرم كردن مردم به امور روزمره زندگي و نيز سوق دادن جامعه به انواع ناهنجاري‌هاي اجتماعي و تباهي و فساد از محورهاي عمده اين نوع حاكميت مي‌باشد. اين نوع حاكميت در تلاش است افزون بر سركوب چالشگران، جامعه را به فساد و تباهي آلوده و سرگرم سازد، تا امت از اهداف اصلي اجتماعي بازايستاده و از حقوق اساسي خويش روي برتابيده، و مطالبه ننمايد. پي آمد ننگين اين نوع حكومت تبعيض و نابرابري شديد مي‌باشد كه جامعه به دو قطب عمده متمول (اقليت) و گروه محروم از هر نوع [ صفحه 159] حقوق اجتماعي و سياسي و اقتصادي (اكثريت) تقسيم مي‌شود. به همين خاطر مشاهده مي‌شود بني اميه هم در مرحله چنگ اندازي به اهرم‌هاي سياسي و هم در حفظ و حراست آنها بيشترين بهره‌وري را از اين اهرم‌ها مي‌نمايند. بني اميه بيشترين تلاش را در اين سمت متمركز مي‌نمودند كه با فضاسازي فرهنگي افكار عمومي را نسبت به حاكميت خويش معطوف دارند. آنان در تلاش بودند كه با سرگرم كردن مردم به امور روزمره و به فساد و تباهي، جامعه را از توجه به خواسته‌هاي كلان و مشروع خويش بازدارند. آنان براي رواج تباهي، بيشترين همت را گماشته و سرمايه‌هاي كلاني را صرف فرهنگ سازي و فراهم آوردن بسترهاي فساد و تباهي مي‌نمودند. بدين خاطر مشاهده مي‌شود به صورت سازمان يافته از اهرم‌هاي خشونت، فرهنگ سازي و سوق دادن مردم به فساد و تباهي و از بين بردن نهادهاي اجتماعي و ساخت و ساز نهادهاي اجتماعي در راستاي اهداف خويش بيشترين تلاش را انجام مي‌داده‌اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه