- ويژگيهاي عترت 1
- پيشگفتار 1
- امام سجاد و جامعه 1
- ويژگيهاي اين نوشتار 1
- موقعيت اجتماعي عترت 1
- دليلهاي ديدگاه نخست 2
- شاهد ديگر 2
- سيري در زندگي امام سجاد 2
- ولادت 2
- پاسخ 3
- دليلهاي مخدوش 3
- نكته ديگر 3
- بيماري امام سجاد 3
- نام و نشان 3
- فرهنگ نام گذاري 4
- خاستگاه القاب 4
- كنيه و القاب 4
- مادر 4
- نسب شفاف 4
- نقد و پژوهش 5
- شبهه افكني 5
- كدام شهرت معتبر است؟ 5
- شهربانو در گذر تاريخ 5
- شهربانو 5
- نتيجه 6
- فرزندان 6
- سبب شهادت 6
- تربيت 6
- پاسخ 6
- آبشخور كوثر 7
- مراسم تجهيز 7
- برخي فضايل امام سجاد 7
- اعتراف ديگران 7
- نگار كوثر 7
- خاستگاه برتريها 7
- باور معاد 8
- ميدان مسابقه 8
- خلوص 8
- پرستش 8
- اشاره 8
- اشاره 9
- خشوع 9
- آمادگي براي سفر حج 9
- حج مظهر بالندگي 9
- چهل نوبت حج و عمره 9
- بالندگي در حج 9
- اشاره 10
- حج و امام سجاد 10
- اشاره 10
- انفاق يا خودسازي 10
- تلاش و معاش 10
- آبادگري و سازندگي 10
- انفاق آشكار 11
- انفاق در تنگدستي 11
- به چه كسي بايد انفاق نمود؟ 11
- چه چيزي را انفاق كنيم؟ 11
- انفاق پنهان 11
- گذشت؛ گواراترين جرعه 12
- عزت نفس 12
- انس با قرآن 12
- گفتگو با حيوانات 12
- امام ملك، امام ملكوت 12
- زيباترين چهره 13
- امام سجاد و آموزههاي عرشي 13
- تربيت يافتگان 13
- نقش انديشه 13
- ضامن آهو 13
- بازماندگان شهدا 14
- انديشندگي، بالندگي 14
- جهاد برترين فضيلت 14
- نرمش براي تربيت 14
- عذر بدتر از گناه 14
- معيار زهد 15
- چهرههاي خندان 15
- انسانهاي چهار چشمي 15
- هشدار از ستم 15
- ارزشهاي ديني 15
- معرفي رسول الله 16
- اشاره 16
- منشور جاويد 16
- منزلگاه بي چراغ 16
- خدايي كه امام سجاد ميشناسد 16
- فرشتگان 16
- حقوق همسر 17
- حقوق مادر 17
- حقوق خدا 17
- حقوق پدر 17
- حقوق معلم 17
- ساختار حكومت حزب عثمانيه 18
- امامان و جريانهاي اجتماعي 18
- امام سجاد و جريانهاي اجتماعي 18
- ساختار حكومتها 18
- حقوق حيوانات 18
- خشونت فراگير 19
- اشاره 19
- زمان امام سجاد 19
- حاكميت خشونت 19
- خشونت با چالشگران 19
- اشاره 19
- تداوم سياستهاي فرهنگي 20
- افتخارات فرهنگي 20
- اشاره 20
- برخي جنايات حجاج 20
- ساماندهي فرهنگي يا بسترهاي تباهي 20
- سايتهاي تبليغاتي در شام 20
- مكه و مدينه دو پايگاه قدسي 21
- حزب عثمانيه و حرمت شكني مدينه و مكه 21
- بذل و بخششها 21
- جشنواره تباهي يا كاروان حج 21
- ناهنجاري اجتماعي و اقتصادي 21
- مقابله با چالشها 22
- تشكل همسو و عبور از بحرانها 22
- امام سجاد و حزب عثمانيه 22
- موقعيت اجتماعي امام سجاد 22
- تداوم تشكل همسوي عترت 22
- شكوفايي نهضت حسيني 23
- جبههي پيروز در كربلا 23
- تحليل صراط مستقيم 23
- اشاره 23
- فرياد هميشه رسا 23
- اصلاح زهد گرايي 24
- جبرگرايي 24
- پندارهاي بياساس 24
- چالشگري عليه افراطي گري 24
- رسوا ساختن بدعتها 24
- تأمين فرهنگ آفرينان 25
- شكوفايي فرهنگي 25
- تحليل توحيد و احكام 25
- هشدارها 25
- معرفي عترت 25
- فاجعهي حره 26
- موضع امام سجاد 26
- هوشمندي در فتنهها 26
- عبدالله بن زبير كيست؟ 26
- خروج عبدالله بن زبير 26
- ماهيت قيام مختار 27
- قيام مختار 27
- مختار كيست؟ 27
- نهضت توابين 27
- موضع امام سجاد 27
- ثواب زيارت امام سجاد 28
- نگري بر آنچه گذشت 28
- زيارت نامهي امام سجاد 28
- پاورقي 28
تحليل توحيد و احكام
اصلاح انحرافها و كژراهگيها در توحيد و معارف و احكام تلاشهاي ديگر حضرت است. وي هنگامي كه آگاه شدند عدهاي در شناخت خدا دچار تشبيه شدهاند و خدا را همانند مخلوقات ميپندارند، حضرت در حالي كه سخت هراسناك شدند به مسجد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم آمدند و با فرياد بلند پندارهاي جاهلي را رسوا ساختند و توحيد را شفاف تبيين نمودند كه خدا همانند ندارد، ليس كمثله شيء. هيچ پديده از مخلوقات خدا همانند خدا نيست. [461] . تحليل صحيح از معارف ديني و تبيين قرآن و عترت محور اصلاح كژراهگيهايي است كه سيد ساجدين بر آن پاي ميفشرد. سيد ساجدين عليهالسلام در شفاف نمودن معارف ديني و احكام فقهي مانند بيان [ صفحه 230] احكام حج، احكام روزه، احكام نماز و احكام صدقه و... كه فراوان در آثار حضرت به چشم ميخورد. و نيز رسوا ساختن و نيز اصلاح سوء برداشتها و تحميل پيش داوريها بر قرآن و دين قدمهاي بنياني برداشتند. حضرت دين را كه اسير بدعتها شده بود، رهايي بخشيدند. امام سجاد عليهالسلام نقش بنياني خويش را در شكوفا ساختن فرهنگي ديني و چالشگري برغم نحلههاي ساخته و پرداخته فتنه انگيزان و نيز شبهه افكنيهاي افراد منتقد و يا مغرض و يا افراد نادان ايفا نموده، نحلهها را رسوا ساخته و شبههها را پاسخ داده و دين را در ابعاد انديشه و معارف و احكام، اخلاق و رفتار شفاف مينمودند. اين تنها نمونههاي بسيار اندك از تلاشهاي فرهنگي سيد العابدين عليهالسلام است كه در اين بخش نوشتار به آنها اشاره شد. اين رفتار امام سجاد عليهالسلام كه تعهد عالمان ديني را گوشزد مينمايد. همانند ساير تلاشهاي حضرت الگوي پايدار براي هر زمان است. عالمان دين در هر زمان بايد در برابر فتنهها و تهاجمهاي فرهنگي قد برافرازند و شبههاي ترديد افكن را به صورت شفاف پاسخ دهند و نحله تراشهاي دين ساز را رسوا نمايند. انديشمندان ديني در خط اول مبارزه قرار دارند و مسؤوليت متوجه آنان است كه در هر زمان از انديشههاي ديني و فرهنگ حق آن دفاع كنند و دين را صحيح و شفاف و پر نشاط در جامعه ترويج نمايند و عموم جامعه را با فرهنگ و معارف ديني آشنا و كژراهگي را رسوا سازند. [ صفحه 231]
تأمين فرهنگ آفرينان
فرهنگ حاكميت حزب عثمانيه را فرهنگ قوم گرايي و نابرابري و جاهليت شكل ميداد. آنان فرهنگ جامعه را به سمت و سوي خواستههاي خويش گسيل و از شكوفا شدن فرهنگ غني وحي جلوگيري مينمودند. و اين حقيقت در روابط اجتماعي و حتي ازدواج و نامگذاري فرزندان تأثير عميق نهاده بود. به گونهاي كه هواداران حزب عثمانيه با محبان اهل بيت (عليهمالسلام) ازدواج نميكردند! نام فرزندان خويش را علي و فاطمه و حسن و حسين نمينهادند! آنان تلاش مستمر بر طرح ويژگيهاي بنياميه داشتند و سخن گويان و شعراي چاپلوس، مقرب درگاه آنان بودند كه با سرودن يك قصيده در مدح نداشته آنان، كيسههاي سيم و زر بيزبان به حسابهاي شخصي آنان منظور ميشد! در اين فضاي فرهنگ هواداران اهل بيت سركوب ميشدند و حتي آنان كه نامشان همنام اهل بيت و علي بود از حقوق محروم ميشدند. اگر شاعر شجاع و چيره دستي همانند فرزدق در مدح اهل بيت شعري ميسرود از حقوق محروم ميشد. امام سجاد عليهالسلام هنگامي كه مشاهده كرد به دستور هشام فرزدق را در تنگنا قرار دادهاند، در برابر اقدام آنان، اقدامي پايدار انجام داد. فرزدق را تا پايان عمر تأمين مالي نمود. [462] و اين گونه از فرهنگ آفريني وي قدرداني نمود. اين رفتار سيدالساجدين دو پيام شفاف و رسا دارد. نخست قدرداني و حق شناسي از فرهنگ آفرينان جامعه كه حضرت اين گونه به پاس فرهنگ آفريني، وي را مورد عنايت قرار داد. [ صفحه 232] اگر اين اقدام حضرت الگوگيري شود، فرهنگ جامعه دگرگون شده و شكوفا و پوينده خواهد شد. دو ديگر چالشگري در برابر فرهنگ حزب عثمانيه كه آنان با امثال فرزدق اين گونه رفتار در پيش گرفتند و سيد الساجدين عليهالسلام در برابر آنان اين گونه جبهه گيري مينمايد. افزون بر اين كه اين اقدام گواه بر موقعيت برتر حضرت نيز ميباشد كه حزب عثمانيه توان برخورد با موضعگيري حضرت را ندارد.
معرفي عترت
تهاجم تبليغاتي حزب عثمانيه بر چهره تابناك عترت نقاب تاريك آويخته بود. و در شامات موقعيت عترت به صورت فراگير مخدوش شده بود. كنار زدن آويختههاي حزب عثمانيه از چهره عترت به دست توانمند سيد ساجدين عليهالسلام شكل گرفت، آن گونه كه چهره پر فروغ عترت درخشش يافت و نفاق پنهان بوسفيانيها آشكار گرديد. سيد ساجدين عليهالسلام در خطبه آتشين خود در مجلس بزم يزيد چهره تابناك فاطمه (سلام الله عليها) را شفاف ساخت و فاطمه را برترين زنان عالم، پاك و مطهر از هر گناه و پاره تن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و بتول و بيبديل در حضور انبوه جمعيت معرفي نمود. سيد ساجدين چهره علي عليهالسلام را آن گونه شفاف ساخت كه بافتههاي 40 ساله بنياميه برغم علي، پنبه شد. امام سجاد عليهالسلام در هر موقعيت به معرفي چهره عترت پرداخت. هنگامي كه عبيدالله وي را تهديد به قتل نمود، عترت را اين گونه معرفي نمود. فرزند زياد آيا مرا از كشتن ميترساني، آيا نميداني كشتن [ صفحه 233] شدن در راه خدا، سيرهي ماست و شهادت در راه خدا كرامت و افتخار ما ميباشد. أبالقتل تهددني اما علمت ان القتل لنا عادة و كرامتنا شهادة. [463] . امام سجاد عليهالسلام در سراسر دعاهاي خويش كه سرشار از معارف و انديشههاي تابناك وحياني ميباشد؛ عترت و آل رسول را محور خيرات و بركات معرفي نمود. و آنان را اساس امنيت و نعمتهاي الهي برميشمرد. در سراسر صحيفه سجاديه در هر جاي مناسب سخن از اين سرود زيباي سيد ساجدين عليهالسلام است كه «اللهم صل علي محمد و آله» اين سرود يعني شفاف نمودن چهره عترت. يعني بازگو نمودن نقش عترت در نظام هستي و در نظام اجتماعي يعني رهنمون انسان به سعادت و خير. اين سرود كه ورد زبان سيد الساجدين عليهالسلام در هر جاي مناسب است يعني تثبيت موقعيت عترت آل رسول صلي الله عليه و آله و سلم و شفاف نمودن فضايل عترت در بين عموم مردم. همچنين در فراز ديگر امام سجاد عليهالسلام عترت آل رسول را اين گونه معرفي مينمايد: نحن ائمة المسلمين و حجج الله علي العالمين و سادة المؤمنين و قادة الغر المحجلين و موالي المؤمنين و نحن امان اهل الارض كما ان النجوم امان لاهل السماء و نحن الذين بنا يمسك الله السماء ان تقع علي الارض الا باذنه و بنا يمسك الارض ان تميد باهلها. [464] «ما (عترت) پيشوايان مسلمانانيم، حجت و رهبران الهي بر جهانيانيم، ما برترين مؤمنان و رهبران رو سپيدانيم، ما دوستداران اهل ايمان هستيم، ما (عترت) محور امنيت زمينيان، همانند ستارگان كه محور امنيت آسمانيانند، ميباشيم. ما همانهايي هستيم كه استقرار آسمان و زمين باذن الله به بركت ماست». [ صفحه 234] در اين سخن نوراني علي بن الحسين عليهالسلام محورهاي برتريهاي عترت را به گونه شفاف و عميق بيان مينمايد. بر اساس آن برتري، شايستگي گزينش آنان به رهبري جامعه آشكار ميگردد. عترت لنگرگاه زمين و آسمان معرفي ميشود. عترت آن گونه محوريت در نظام هستي دارد كه به بركت آنان نظام هستي برپاست، گردش ستارگان و كرات آسماني به محوريت آنهاست، استقرار و آرامش زمين به محوريت آنهاست. البته تحليل اين بخش سخن امام شايد از عهده هيچ فردي ساخته نباشد. كه چگونه عترت محور گردش كرات و امنيت آسمانيها و زمينيها در نظام تكوين ميباشند؟ نقش عترت در امنيت اجتماعي و ملي و نيز تربيت و رهبري جامعه شفاف و روشن است. ليكن نقش محوري عترت در نظام تكويني به اين گونه گسترده و عميق كه در اين گفتار و ساير گفتارهاي نوراني عترت فراوان مطرح ميباشد، تحليل عميق و شفاف و توانمندي را ميطلبد؛ كه ميتوان گفت اين مهم تنها در توان عترت آل رسول (عليهمالسلام) ميباشد. اين گونه شفافسازي چهره عترت در عهد تاريك بنياميه و بنيمروان كه خرافات جاهلي رواج يافته و واپسگرايي امت اسلامي را تهديد مينمايد. بدعتها و تحريفها اساس دين و احكام و سنتها را تهديد مينمايد. دين در خطر دستخوش تحريف است و چهره تابناك عترت آن گونه در پوششهاي نفاق و دورويي پنهان شده است، تلاشي بس ارزشمند ميباشد كه سيدساجدين عليهالسلام افتخار آن را دارد. اينها نمونههايي از تلاش سيد ساجدين عليهالسلام ميباشد كه در برابر تهاجم فرهنگي آنان قد افراشته است. اينها نمونههايي از جهاد فرهنگي امام فرزانگان و فرزند برومند حسين بن علي عليهالسلام ميباشد. [ صفحه 235] آيا از فضايل عترت دم زدن در فضاي كه بخش نامههاي رسمي نهادهاي آموزش به كتمان مناقب اهل بيت (عليهمالسلام) ميباشد و نيز تلاش محوري حاكميت بر دروغسازي و جعل حديث از زبان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بر فضايل آل عثمان شكل ميگيرد، كاري آسان ميتواند باشد؟ به يقين ميتوان گفت در فضايي كه زبان مداحان اهل بيت از حلقوم بيرون آورده ميشد، و سر آنان از قامت سروشان برداشته ميشد! اين گونه سخن از عترت، و اين گونه درخشان نمودن چهرههاي تابناك آل رسول بزرگترين جهاد است كه سيد الساجدين عليهالسلام سالهاي متمادي در خط مقدم اين مبارزه قرار گرفته است. امام سجاد عليهالسلام در اين شرايط بحران و خفقان به طور صريح سخن از غصب امامت و رهبري از عترت دارد! در دعاي دو روز عيد مهم ديني، روز جمعه و روز عيد قربان كه هر دو از منصبهاي ولايي و شؤون رهبري ميباشند، امام سجاد به طور شفاف ابراز ميدارد كه اين مقام از عترت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم كه شايسته اين مقام ميباشند به تاراج رفته است، اللهم ان هذا المقام لخلفائك و اصفيائك و مواضع امنائك في الدرجة الرفيعة التي اختصصتهم بها قد ابتزوها. «خدايا اين مقام كه ويژه و شايسته جانشينان تو و برگزيدگان تو ميباشد و جايگاه افراد اميني است كه از برترين درجه برخوردار ميباشند و مقامي است كه تنها عترت را شايسته آن ميداني، از عترت گرفته شده است!» آنگاه در پايان دعا بر تمام دشمنان عترت و تمام مظاهر ستم و اعوان و انصار ستمگران بر حقوق عترت، از نخستين افراد وادي ستم تا آخرين آنان را مورد نفرين قرار ميدهد. و نيز آنان كه از راه ستمگران پيروي نمودند و يا حتي [ صفحه 236] عمل كرد آنان را پسنديدهاند نفرين ميكند، اللهم العن اعدائهم من الاولين و الآخرين و من رضي بفعالهم و اشيائهم و اتبائهم. [465] . امام سجاد به طور شفاف امامت و رهبري را حق عترت كه به دست ستمگران غصب شده عنوان ميكند. و اين گونه نفرين شامل بر تمام ستمگران حقوق اهل بيت (عليهمالسلام) و آنان كه ايشان را ياري رساندند و آنان كه راه و رسم آنان را تداوم دادند و آنان كه رفتار ستمگران را پسنديدند نثار مينمايد! همچنين در معرفي عترت ميفرمايد: نحن ابواب الله و نحن الصراط المستقيم و نحن عيبة علمه و نحن تراجمة وحيه و نحن اركان توحيده و نحن موضع سره. [466] «راههاي رسيدن به خدا سبحان ما هستيم، ما بزرگ راه مستقيم ميباشيم. ما منبع دانش الهي ميباشيم. تفسير و بيان وحي الهي از ما ساخته است. و اركان توحيد ما هستيم و مخزن اسرار الهي ما هستيم». فضايل برجسته و محوري عترت را حضرت در اين سخنان شفاف تحليل مينمايد. سخن كوتاه كه تنها راه مطمئن كه از هر خطر مصون است، راه عترت است. هر كس راه عترت را برگزيد، ره يافته خواهد بود و هر كس از عترت الگو گرفت، رهنمون شده و به مقصد ميرسد، فمن سلم لنا سلم و من اقتدي بنا هدي. [467] . [ صفحه 237]
شكوفايي فرهنگي
آنچه شواهد متقن تاريخي گواهي ميدهد و در محور ساماندهي فرهنگي نيز به آن اشاره شد، اين كه تباهي فرهنگي و فساد اجتماعي دامنگير سردمداران حاكميت حزب عثمانيه شده بود.در اثر ترويج حاكميت به فساد و فجور مردم نيز از دين و معارف و اخلاق روي گردان و همانند آنان در خواهشهاي نفساني غوطه ميخوردند. مجالس شرابخواري و بسترهاي لهو و آوازهخواني و رقص، بخشي از رفتار آنها را شكل ميدهد. در شرايطي كه تمام اهرمهاي قدرت تلاش بر تباهي و به فساد كشاندن جامعه به ويژه نسل جوان را دارند، طبيعي است كه جامعه در اثر تداوم تبليغات تباهي تحت تأثير قرار گرفته، زيرا كه الناس علي دين ملوكهم. [468] «مردم بر روش حاكمان خويش هستند». فراهم شدن بسترهاي تباهي يكي از بزرگترين خطرهايي است كه امنيت فرهنگي انديشههاي زلال و امنيت اخلاقي و رفتاري جامعه را تهديد مينمايد. در اين گونه فرصتهاست كه مسؤوليت انسانهاي الهي فزوني مييابد. شخصيت فرزانه همانند علي بن الحسين عليهالسلام بيتفاوت و تماشاگر صحنهها نميتوان باشد. بايد به قدر توان فضاسازي كند و با چالشهاي فرهنگي به مقابله برخيزد. بايد در برابر فرهنگ ابتذال كه يكي از بزرگترين و مؤثرترين حربههاي حزب عثمانيه در جهت خمود نگه داشتن جامعه و سرگرم نمودن آن به فساد و تباهي ميباشد مقابله نمايد. سيد الساجدين عليهالسلام در اين راستا نه تنها با رفتار خويش كه ساجد، عابد، و زين العابدين لقب ميگيرد مردم را به طهارت و تقوا فرا [ صفحه 238] ميخواند، كه با شفاف نمودن انديشهها و با فراهم ساختن بسترهاي استقرار فرهنگ ديني، جامعه را به معارف ديني، اخلاق و رفتار شايسته فراميخواند. در اين شرايط خطر فرورفتن جامعه در منجلابهاي تباهي است كه حضرت تأكيد فراوان بر زهد، و مبارزه با خواهشهاي نفساني دارد و مردم را از خطرهاي دنياطلبي هشدار ميدهد. در اين فضاي آلوده كه سيد ساجدين تلاش مستمر بر احيا فرهنگ الهي در جامعه دارد از هر فرصت در فراخواني مردم به طهارت و تقوا بهره ميبرد و آنان را از خطرهاي غوطهور شدن در خواهشهاي نفساني هشدار ميدهد. به يقين تريبون نماز جمعه در مدينه در اختيار امام سجاد عليهالسلام نيست، زيرا كه تريبونهاي رسمي نهادهاي فرهنگي در تمام شهرها در اختيار حاكميت حزب عثمانيه ميباشد. و چون جمعه روز فرصت اجتماعات عمومي است، ميتوان از اين فرصت در عرصهي فرهنگي بهره برد. امام سجاد عليهالسلام از اين فرصت به طور كامل بهره ميگيرد و هر روز جمعه در مسجد نبوي شريف با مردم ملاقات دارد. و با خطاب يا ايها الناس، يا ايها الناس مردم را به فرهنگ و معارف ديني آشنا مينمايند: كان علي بن الحسين عليهالسلام يعظ الناس و يزهد في الدنيا و يرغبهم في اعمال الآخرة بهذا الكلام في كل يوم جمعه في مسجد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و حفظ عنه و كتب، كان يقول ايها الناس اتقوا الناس و اعلموا اليه ترجعون... [469] . [ صفحه 239]
هشدارها
امام كه خطر رويكرد مردم را به سرگرميهاي دنيا و غور در تباهيها را به خوبي احساس مينمايد، از هر فرصت به ويژه روزهاي جمعه محورها و كمينگاههاي خطر را اين گونه هشدار ميدهد: خدا ما و شما را از ترفندهاي ستمگران مصون دارد، از تجاوز و طغيان گري حسودان و خشونت خشونت باران حراست نمايد. مؤمنان؛ آگاه باشيد تا ستمگران و طاغوتها و پيروان آنان شما را به فتنه نيافكنند. آنان كه به دينار روي آورده و به آن متمايلند و مفتون و آزمون شده به دنيا ميباشند. آنان كه به مطاع و حطام بيارزش و ناپايدار آن دل بستهاند. مؤمنان؛ از آنچه خداي سبحان شما را هشدار داده است، دوري گزينيد و برحذر باشيد همانند آنان كه پنداشتهاند دنيا خانه پايدار و ماندگار آنان است به دنيا دل نبنديد. آگاه باشيد آرايشها و زيباييهاي دنيا گواه و شاهد است، (زشتيها و زيباييها را نشان ميدهد) زيرا روزگاران آن دستخوش دگرگوني و دست به دست شدن است، و هماره زير و رو ميشوند دنيا رويدادهاي همانند فراوان دارد. دنيا هماره دنيا خواهان را به بازي گرفته است. هماره افراد پست و گمنام را رو ميآورد، و افراد ارجمند و بزرگ را به زير ميافكند، گروهها و اقوام را در انجام با آتش روبرو ميسازد و.... اينها محورهاي هشدار و عبرت آموز و بيداري و هوشياري افراد خردمند و هوشيار ميباشد، ففي هذا معتبر و مختبر و زاجر لمنتبه و... [470] . [ صفحه 240] همچنين در سيره حضرت آمده است كه حضرت هماره بعد از نماز صبح در مسجد نبوي صلي الله عليه و آله و سلم در روضه نبوي بين قبر و منبر با افرادي چون سليمان بن يسار تا بالا آمدن آفتاب گفتگو مينمودند. [471] اين گونه گفتمانها آن هم در چنين مكان حساس به صورت مستمر، آشكار است كه انبوه جمعيت را همراه خواهد داشت. و واضح است كه موضوعات مهم فرهنگي مورد گفتگو قرار ميگرفته است. چند نكته اساسي از اين رفتار شفاف است. نخست اين كه اين ملاقات هر روز جمعه انجام ميگرفته است. آن هم در شريفترين مكان در مدينه، مسجد شريف نبوي صلي الله عليه و آله و سلم كه گواه به اهتمام حضرت به موضوع فرهنگسازي و مقابله با چالشهاي فرهنگي حزب عثمانيه ميباشد. دو ديگر اين كه تعبيرهاي «يا ايها الناس» حضرت بر اين مطلب گواهي ميدهد كه جمعيت انبوه در محضر حضرت اجتماعي مينمودهاند. و الا خطاب عمومي اين گونه براي افراد معدود حاضر بيمعنا خواهد بود. سه ديگر اين كه محور گردش سخن امام ترغيب و توجه دادن مردم به آخرت و سراي جاويد و پرهيز از دل بستگي به دنيا ميباشد. يعني همان نكتهاي كه حزب حاكم در تلاش بود با فساد و تباهي مردم را به آن سرگرم نمايد. البته سخنان امام مفصل و چندين صفحه است كه مملو از معارف و انديشههاي وحياني و توجه به پايداري به فرهنگ ديني است. كه [ صفحه 241] علاقهمندان ميتوانند سخنان امام را در منابع مطالعه نمايند. [472] اين همان مقابله با چالشهاي فرهنگي حزب حاكم است كه به صورت مستمر و پايدار از جانب امام سجاد عليهالسلام شكل ميگيرد. آخرين نكته در اين راستا اين كه ممكن است كسي اين روايت را ملاحظه كند و خيلي ساده از كنار آن عبور كند كه امام سجاد عليهالسلام هر روز جمعه ميآيد، همانند يك امام جماعت و يك فرد معلم برخي گفتگوها را انجام ميداده است! ليكن هنگامي كه اوضاع فرهنگي زمان امام سجاد عليهالسلام به ويژه در مدينه بررسي شود كه چه جو تباهي و فساد مركز وحي را فراگرفته بود و چگونه از هر سمت و سو به باورهاي ديني و اخلاقي و فرهنگ جامعه مورد تهاجم قرار گرفته بود؛ آنگاه ممكن است ديدگاه تغيير كند كه سيد ساجدين تنها يك اقدام مقطعي از خود ابراز ننموده است؛ بلكه در برابر تهاجم چالشگران يك حركت بزرگ فرهنگي و اجتماعي پديدار ساخته است. حضرت راه مقابله به انواع ناهنجاريها را ميآموزد. راه ستيز با اقسام تهاجمهاي فرهنگي را ميآموزد؛ كه انديشه و رفتار امام و زمان و مكان را در مينوردد. و الگوي هر زمان قرار ميگيرد. به همين خاطر امامان الگوهاي هميشه جاويد در هر زمان هستند. به همين خاطر آنان با انديشه و رفتار خويش حركت فرهنگي و اجتماعي فراگير پديدار ميسازند، كه اينها ارزش آفريني است. اين محورها ارزش سيره نگاري عترت را شكوفا ميسازد. و از تاريخ نگاري ممتاز ميسازد. افزون بر اينها اين موضعگيري تنها در مورد اين حركت امام در روزهاي جمعه بسنده نميشود. تمام حركتهاي فرهنگي امام سجاد و [ صفحه 242] تمام گفتارها و اقدامهاي فرهنگي مانند رساله حقوقي حضرت، صحيفه سجاديه و روايات فراوان كه در جوامع روايي مانند تحف العقول، امالي صدوق، بحارالانوار و... ثبت و ضبط ميباشد؛ همه در همين رديف ميباشند. همه نمايانگر مواضع فرهنگي و اجتماعي امام سجاد در برابر ترفندهاي رنگارنگ حزب عثمانيه ميباشد. اين اقدام گواه بر تلاشهاي فرهنگي و مستمر و وسيع حضرت ميباشند كه ميتوان گفت اينها بخشي از تلاشهاي فرهنگي حضرت است كه به نسلهاي بعدي رسيده است. چه بسا بسياري از آنها همانند ساير آثار امامان دستخوش ترفندها قرارگرفته و دست به دست گردش ننموده باشد. در هر صورت همين مقدار نيز بر پافشاري حضرت را در راستاي بارور نمودن فرهنگ جامعه به خوبي گواهي ميدهد.