امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی صفحه 27

صفحه 27

نهضت توابين

توابين گروهي از ياران حسين عليه‌السلام بودند كه حسين را به سوي كوفه فراخواندند، ليكن در اثر سهل انگاري و خوش‌باوري از ياري وي سر باز زدند. اينان بعد از شهادت حسين عليه‌السلام و يارانش سخت از رفتار خويش پشيمان شدند. توابين كه داغ حسين عليه‌السلام آنها را بي‌قرار ساخته بود از همان روزهاي نخست بعد از فاجعه كربلا در صدد جبران رفتار خويش برآمده، بر اين انديشه شدند كه انتقام خون حسين عليه‌السلام را از قاتلان وي به ويژه عبيدالله بگيرند. [ صفحه 251] توابين در رسيدن به اهداف خويش دو مانع بزرگ را مشاهده مي‌نمودند. نخست اين كه آنان رهبري از اهل بيت (عليهم‌السلام) كه بتوانند جمع آنان را ساماندهي نمايد، به همراه نداشتند. و به خاطر پيشينه تلخي كه آشكار شده بود، هيچ گونه زمينه براي فراخواني فردي چون علي بن الحسين عليه‌السلام وجود نداشت. دو ديگر اين كه حاكميت استبدادي يزيد به وسيله مهره اصلي چون عبيدالله در عراق زمينه هر حركت اجتماعي را از بين برده بود. با مرگ يزيد درس سال 63 مانع دوم برطرف شد. توابين مشكل اول را به گونه ديگر هموار ساختند. آنان از ميان خود رهبراني همانند سليمان بن صرد خزاعي را برگزيدند و با آن پيمان خون بستند تا انتقام خون حسين عليه‌السلام را بگيرند. بر همين اساس هزاران نفر در گرد وي جمع شدند. در حدود چهار هزار نفر وفادار از آرمان‌هاي خويش تا پاي جان حمايت كردند كه توسط حكومت مروانيان به شدت سركوب و تمام آنها از جمله رهبران توابين كشته شدند. [497] . اين حركت در سال 65 در زمان امام سجاد عليه‌السلام پديدار شد و حركتي بود كه به طور كامل در پيرامون عاقبت آن انديشه نشده بود. در منابع هم شاهدي ديده نمي‌شود كه رهبران اين حركت با امام سجاد عليه‌السلام مشاوره نموده باشند. به همين خاطر از دستيازي به اهداف خويش هم ناكام ماندند. در عين حال از آن جهت كه يك حركت خودجوش و نيز پرشور بوده و افراد آن تا اين مقدار از مال و جان خود مايه گذشتند، آسيب سختي بر حزب عثمانيه متوجه ساختند. [ صفحه 252] اگر اين اقدام در زمان امام حسين عليه‌السلام انجام مي‌گرفت و اين گونه از امام حسين عليه‌السلام حمايت مي‌شد، امام همام به كوفه پايگاه تشيع دستيازي حاصل مي‌نمود. آنگاه اوضاع به گونه‌اي ديگر گردش مي‌كرد. ليكن اين حركت بعد از شهادت حسين عليه‌السلام شكل گرفته است و چون به طور كامل در پيرامون و عاقبت آن انديشه نشده بود، رهبران اين حركت نتوانستند به اهداف خويش برسند و مظلومانه با شمشير همان عبيدالله كشته شدند. چه بسا امام سجاد عليه‌السلام در برابر اين حركت سكوت نموده باشد. زيرا زمينه تأييد آن فراهم نبوده است. از جانبي چون رهبران اين حركت همانند حركت عبدالله بن زبير اهداف شومي را دنبال نمي‌كردند، و در حقيقت به دفاع از حق و خون‌خواهي عترت حركت انجام داده بودند، هيچ گونه نكوهش نيز از جانب سيد ساجدين عليه‌السلام در مورد حركت توابين مشاهده نمي‌شود. آيا سكوت امام نوعي تقرير اين حركت مي‌تواند باشد؟ گرچه حركت از دستيازي به اهداف اصلي باز مانده است.

قيام مختار

بعد از حركت توابين، حركت و جريان اجتماعي ديگري در كوفه به رهبري مختار بن ابوعبيده ثقفي پديد آمد. كوفه كه در اثر انديشه‌هاي تابناك اميرالمؤمنين عليه‌السلام مركز تشيع شده و يك تشكل بزرگ حامي اهل بيت در آن شكل گرفته بود، هماره پايگاه نهضت‌ها و حركت‌هاي اجتماعي برغم حزب عثمانيه به شمار مي‌رفت. به همين سبب حسين [ صفحه 253] بن علي عليه‌السلام براي دستيازي به اهداف نهضت خويش كوفه را برمي‌گزيند و به همين خاطر جوشش توابين و نهضت آنان از كوفه سرچشمه گرفت. نيز به همين خاطر مختار براي دستيازي به اهداف خويش كوفه را انتخاب نمود و به همين خاطر زيد به علي بن حسين (عليهماالسلام) براي آغاز نهضت خويش به كوفه مي‌آيد و از عاصمه علي عليه‌السلام استمداد مي‌طلبد. مختار نيز كه فردي موقعيت سنج و سياست‌مدار است، اين گزينه را انتخاب مي‌كند. وي براي رسيدن به آرمان‌هاي خويش بعد از آزادي از زندان با وساطت عبدالله بن عمر، به حجاز تبعيد مي‌شود. در مكه به ابن‌زبير مي‌پيوندد. و چون ابن‌زبير انتظار وي را برآورده نمي‌كند، به عراق برگشته بعد از قيام توابين پرچم چالشگري برافراشته و خود را نماينده محمد حنفيه معرفي و به خون خواهي حسين عليه‌السلام بپا مي‌خيزد. [498] .

مختار كيست؟

مختار بن ابوعبيد ثقفي در سال اول هجرت به دنيا آمده است. [499] پدرش (ابوعبيد بن مسعود) از صحابه معروف و بزرگوار رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم است كه در جنگ مسلمانان با ايران در زمان عمر در منطقه قادسيه كشته مي‌شود. [500] از جهت اعتقادي مي‌توان گفت مختار شيعه، در عين حال فردي سياسي و رياست طلب بوده است. وي به لحاظ رياست طلبي كه داشته برخي ناهنجاري‌ها از وي سرزده است. در عين [ صفحه 254] حال رفتار شايسته بسيار نيز انجام داده است كه برخي از آنها مورد ستايش عترت (عليهم‌السلام) مي‌باشد. انديشه و رفتار مختار از وي شخصيت دوگانه و دو بعدي ساخته است و مي‌توان گفت از مصاديق بارز آيه مباركه‌اي است كه برخي رفتارش صالح و برخي ديگر خطا و گناه مي‌باشد، خلطوا عملا صالحا و آخر سيئا. [501] آثار روايي كه درباره وي رسيده نيز نگر به دو بعد وي دارند. الف: مختار فردي شيعه و در عين حال دنياطلب و رياست خواه بوده و برخي رفتار وي گواه صادق بر اين ادعا مي‌باشد. وي براي به چنگ آوردن رياست در ساباط به عموي خويش پيشنهاد كرد كه حسن مجتبي عليه‌السلام را دستگير و تحويل معاويه دهد. [502] اين رفتار دليل خوبي بر حب رياست وي دارد كه حب الشي يعمي و يصم. حتي در حق پيشواي خويش چنين خيانتي را روا مي‌دارد. در نهضت و قيامي كه پديد آورد آنچه از رفتار وي پديدار است، حكومت‌داري را طالب بود. هدف اصلي خويش را در شعارهايي مانند يا لثارات الحسين (خون خواهي حسين عليه‌السلام) براي گرد آوري ياران و همراهان پنهان ساخته بود. كه در اين هدف موفق نيز شد و به دو هدف عمده و متوسط دستيازي نمود. هم حكومت‌داري در كوفه و اطراف را به چنگ آورد، و هم به هدف متوسط كه كشتن قاتلان حسين بن علي عليه‌السلام و يارانش باشد نايل شد. [ صفحه 255]

ماهيت قيام مختار

اما نهضت مختار با قيام مانند زيد بن علي بن الحسين عليه‌السلام اين تفاوت اساسي را داشت كه زيد با مشاوره و تأييد امام باقر و صادق (عليهماالسلام) قيام نمود. هدف آن از قيام برگرداندن رهبري به عترت بود. خود انگيزه رهبري و حكومت‌داري نداشت. ليكن مختار به عكس رفتار زيد در پيش داشت. وي شعارهايي همانند يا لثارات الحسين را پوششي براي رسيدن به حكومت مطرح ساخت و بر همين اساس هنگامي كه موفق شد، هيچ گاه شاخصي از رهبري عترت مانند علي بن الحسين عليه‌السلام را مطرح نساخت. بلكه يك شعار انحرافي نيز در نهضت مختار مطرح بود و آن اين كه وي مردم را به امامت و رهبري محمد حنفيه فرامي‌خواند! [503] . به نظر مي‌رسد اين نيز صحيح نمي‌باشد. مختار نه مردم را به سمت عترت مانند علي بن الحسين عليه‌السلام فراخواند و نه به جانب محمد حنفيه. وي به دنبال رياست و رهبري خودش بود. بهترين گواه بر اين نكته اين است كه بعد از دستيازي به اهداف خود، نه رهبري را به امام سجاد عليه‌السلام سپرد و نه به محمد حنفيه ميدان داد. بر همين اساس قيام مختار نمي‌تواند مورد تأييد امام سجاد عليه‌السلام باشد. گرچه برخي از نتيجه‌هاي قيام مورد تأييد بود، و امام از آن ستايش نمود. بر همين اساس در روايات فراوان آمده است كه وي بر علي بن الحسين عليه‌السلام دروغ بسته بود و به همين خاطر مورد نكوهش قرار گرفت، كان المختار يكذب علَي علي بن الحسين عليه‌السلام، [504] در روايات ديگر آمده است [ صفحه 256] كه حضرت هداياي وي را نمي‌پذيرفت و حتي فرستادگان مختار را به داخل خانه خويش راه نداد و حاضر نشد نامه مختار را بخواند و آنان را از پشت در خانه برگرداند،... فقال اميطوا عن بابي فاني لا اقبل هدايا الكذابين و لا اقرأ كتابهم. [505] «از كنار خانه من دور شويد كه من نه هداياي دروغگويان را مي‌پذيرم و نه نامه‌هاي آنان را مي‌خوانم». دروغ مختار در اين جهت مي‌تواند باشد كه خود را مؤيد از جانب عترت و حكومت خويش را مورد تأييد امام سجاد عليه‌السلام مطرح ساخته است. و چون اين ادعاي وي مورد تأييد حضرت نبود، از اين جهت فرستاده‌هاي وي را نمي‌پذيرفته است و راضي نشد نامه وي را بازگشايد. خلاصه امام سجاد عليه‌السلام حكومت‌داري مختار را تأييد و امضا ننموده است. به همين خاطر هنگامي كه از امام خواست وي را تأييد كند امام نه تنها وي را تأييد ننمود، بلكه از وي نكوهش نيز كرد. [506] اين نكوهش‌ها مي‌تواند متوجه همين جهت باشد كه وي به ناحق ادعاي رهبري و خلافت مي‌نمود. نه اين كه نكوهش‌هاي همانند نكوهش زراره و امثال زراره باشد، كه امامان براي حفظ جان اصحاب، گاهي اصحاب خاص خويش را نكوهش مي‌نمودند. اين كه برخي مي‌گويند حكومت وي با موافقت امام بوده است، دليلي بر آن وجود ندارد. امام سجاد عليه‌السلام در هيچ كدام از آثاري كه در دست است، حكومت‌داري مختار را تأييد نكرده است. اما ادعاي پيامبري ايشان نيز در شواهد قطعي ثابت نيست. [ صفحه 257] ب: اما بعد ديگر شخصيت مختار و رفتار وي اين است كه مختار گرچه فردي رياست طلب بوده است، ليكن وي فردي زمان شناس نيز بوده است. برخلاف نهضت توابين كه از تدبير جامع برخوردار نبود. مختار از يك زمان مناسب با بهره‌وري از اهرم‌هاي مناسب و شعار مناسب توانست حكومت كوفه را به چنگ آورد. و در سايه حكومت و توان‌مندي سياسي خود كارهاي بسياري را به سود عترت (عليهم‌السلام) و پيروان آل رسول و تشيع انجام دهد. بزرگ‌ترين خدمت مختار به اهل بيت (عليهم‌السلام)، كشتن پليدهايي مانند عبيدالله بن زياد، عمر بن سعد و فرزندش حفص و شمر بن ذي الجوشن و شرحبيل بن ذي كلاع، ابن‌حوشب، عبدالله بن اياس، خولي بن يزيد، و حصين بن نمير... [507] اينها مهره‌هاي اصلي گردش حكومت به سود حزب حاكم عثمانيه در عراق بودند كه به دست مختار به هلاكت رسيدند. عبيدالله در گردش اوضاع عراق به سود حزب عثمانيه نقش اول را عهده‌دار بود. به هلاكت رساندن اين جرثومه‌هاي تباهي يكي از بزرگ‌ترين خدمت‌هاي مختار به شمار مي‌رود كه چه بسا جبران ضعف‌هاي ديگر وي نيز باشد. وي با كشتن قاتلان حسين و يارانش باعث سرور و خوشحالي اهل بيت (عليهم‌السلام) و تشيع شد. در سايه حكومت‌داري خودش به اوضاع هواداران عترت از جهات اجتماعي و اقتصادي رسيدگي نمود. در آثار روايي فراوان از كارهاي خير وي ستايش شده است. امام همام [ صفحه 258] در حق وي دعا مي‌نمايد. برخي نتايج قيام وي را تأييد و از آن ستاش مي‌نمايد. از امام صادق عليه‌السلام روايت اين گونه نقل شده است: مختار را دشنام ندهيد كه وي قاتلان عترت را كشت و امور اجتماعي و اقتصادي شيعه را ساماندهي نمود، لا تسبوا المختار فانه قتل قتلتنا و طلب ثارنا و زوج اراملنا و قسم فينا المال علي العسرة. [508] هنگامي كه مختار سر عبيدالله و عمر سعد را براي امام سجاد عليه‌السلام فرستاد، امام همام سجده شكر به جاي آورده و خدا را سپاس كرد كه خون حسين عليه‌السلام را خون‌خواهي كرده و در حق مختار دعا كرد، فخر ساجدا و قال الحمد الله الذي ادرك ثاري من اعدائي و جزي الله المختار خيرا. [509] امام سجاد عليه‌السلام تا آن روز خنده به لبانش نيآمده بود. با مشاهده سر عبيدالله خندان شد. و ميان مردم ميوه تقسيم نمود. [510] . و نيز از امام باقر عليه‌السلام در حق او اين گونه روايت شده است: مختار خانه پيروان اهل بيت را آباد ساخت و به خون‌خواهي آنان به پا خواست، خدا وي را رحمت كند، أولم يبن دورنا قتل قاتلنا و طلب دمائنا فرحمه الله. [511] . از امام صادق عليه‌السلام روايت است كه زنان بني هاشم بعد از ماتم حسين عليه‌السلام موي خويش را شانه نكردند و حنا نبستند تا هنگامي كه مختار سر قاتلان حسين عليه‌السلام را به مدينه فرستاد، قال عليه‌السلام ما امتشطت فينا هاشمية و لا اختضبت حتي بعث الينا المختار برؤوس الذين قتلوا الحسين عليه‌السلام. [512] . [ صفحه 259]

موضع امام سجاد

با توجه به شخصيت دو بعدي مختار، موضع‌گيري امام سجاد عليه‌السلام نيز در برابر وي دو سويه مي‌باشد. امام از بعد رياست طلبي و فراخواني مردم به سمت خويش و احيانا نسبت دادن نهضت به تأييد اهل بيت كه رفتاري خلاف واقع بود، نكوهش نموده است. همان گونه كه در روايت آمده بود كه حضرت فرستادگان وي را به حضور نپذيرفت و حتي نامه وي را نگشود و هداياي وي را نپذيرفت، بلكه آنان را نكوهش نمود. [513] زيرا مختار بر اساس شواهد گرچه مطالبه بيعت براي امام سجاد عليه‌السلام مي‌نمود، مي‌خواست زعامت حضرت را تأييد نمايد، يريده ان يبايع له و يقول بامامته و يظهر دعوته. [514] ليكن اين عنوان‌ها تنها پوشش بودند، كه امام سجاد عليه‌السلام هم فريب اين پوشش‌ها را نخوردند. زيرا مختار در اين موارد صادقانه نبود. هدف فراخواني به سمت و سوي خويش بود، به همين خاطر حضرت دروغ‌هاي وي را افشا نمود كه ادعا مي‌كرد مردم به سوي آل ابي‌طالب فرامي‌خواند، فابي علي ان يقبل ذلك من او يجيبه عن كتابه و سبه علي رؤوس الملا مسجد النبي صلي الله عليه و آله و سلم و اظهر كذبه و فجوره و دخوله علي الناس باظهار الميل الي آل ابي‌طالب. [515] مختار وقتي از امام مأيوس شد، محمد حنفيه را علم نمود. امام سجاد عليه‌السلام به محمد حنفيه هم هشدار داد و وي را از منويات مختار آگاه [ صفحه 260] ساخت. كه فريب ظاهرسازي‌هاي مختار را نخورد. زيرا شعارها و اظهارات وي با نيات و تصميم‌هاي باطني‌اش هم‌خواني نداشت. فلما يئس المختار من علي بن الحسين عليه‌السلام كتب الي عمه محمد بن حنفيه يريده علي مثل ذلك فاشار اليه علي بن الحسين عليه‌السلام الا يجيبه علي شي‌ء من ذلك فان الذين يحمله علي ذلك اجتذابه لقلوب الناس بهم و تقربه اليهم بحبتهم و باطنه مخالف لظاهره في الميل اليه و التوالي لهم و البراءة من اعدائهم. [516] . البته بعد ديگر رفتار مختار نيز از نگر امام سجاد عليه‌السلام پوشيده نبود. مختار با فرصتي كه فراهم آورد، جنايت كاران جنگي و پديدآورندگان فاجعه انساني كربلا را به هلاكت رساند و به امور اجتماعي و اقتصادي هواداران اهل بيت توجه كرد.از اين جهت مشمول بهترين ستايش‌هاي عترت و امام سجاد عليه‌السلام قرار گرفت و از نفرين وي ممانعت شد. از كارهاي خير وي ستايش شد و براي وي دعاي خير از زبان سيد ساجدين صادر شد. [517] حتي در برخي موارد هداياي وي نيز مورد پذيرش قرار گرفت، ان المختار ارسل الي علي بن الحسين عليه‌السلام بعشرين الف دينار فقبلها و بنابها دار عقيل بن ابي‌طالب. [518] . بر اين اساس نگر امام سجاد عليه‌السلام به مختار يك نگر دو سويه و واقع گرا است، كه هر دو بعد وي را از نظر دور نمي‌دارد. نه فريب برخي رفتار دوگانه وي را مي‌خورد و نه از رفتار و اعمال پسنديده وي غافل است. [ صفحه 261] از اين تحليل اين نكته شفاف مي‌شود كه نگر يك سويه به نهضت مختار و انديشه و رفتار وي برخلاف واقع است. از چنين شخصي نمي‌شود به طور مطلق ستايش نمود! وي را هوادار اهل بيت (عليهم‌السلام) معرفي كرد! و نمي‌توان كارهاي بسيار مهم و رفتار شايسته وي را نسبت به اهل بيت كه مهم‌ترين آنان انتقام خون شهيدان كربلا و سالار شهيدان حسين عليه‌السلام بود، ناديده انگاشت. نگر واقع گرا همان نگر سيد العابدين عليه‌السلام است كه هر دو جنبه به طور كامل در نظر گرفته شود و بر اساس آن داوري شود. و اين همان تعبير زيباي قرآن از افراد دو سويه است: خلطوا عملا صالحا و آخر سيئا. [519] .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه