امام باقر علیه السلام جلوه ی امامت در افق دانش صفحه 22

صفحه 22

حاضران به جابر گفتند: این سخن را بر چه اساسی می گویی؟

جابر گفت: در خانه ی رسول خدا (ص) بودم که او حسین را سرگرم می نمود. در آن هنگام به من رو کرد و گفت: ای جابر! فرزندم حسین، دارای فرزندی خواهد شد که نامش علی است... و علی نیز دارای فرزندی خواهد شد که نامش محمد است. اگر او را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان، و بدان که پس از ملاقات وی، تو به پایان زندگی نزدیک شده ای.

محمد بن مسلم می گوید: سخن جابر تحقق یافت و او پس از مدتی کوتاه بدرود حیات گفت. (1).

بیان دیگر، روایت ابان بن تغلب است.

ابان بن تغلب از امام صادق (ع) روایت می کند که جابر بن عبدالله آخرین صحابی رسول خدا (ص) از دلبستگان اهل البیت (ع) بود. او در مسجد رسول خدا (ص) می نشست، عمامه ی مشکی بر سر می بست و همواره ندا می داد: ای باقرالعلم، ای باقرالعلم! مردم مدینه می گفتند: جابر هذیان می گوید!

جابر در پاسخ آنان می گفت: نه به خدا سوگند، هذیان نمی گویم. آنچه من گفتم بدان خاطر است که از رسول خدا (ص) شنیدم می فرمود: تو فردی از خاندان مرا ملاقات خواهی کرد که نامش، نام من و سیمایش، سیمای من است و به گونه ای شگفت حقایق علمی را می شکافد... (2).

تاریخ یعقوبی روایت جابر را چنین نقل کرده است:

جابر بن عبدالله انصاری گوید که رسول خدا (ص) به من فرمود: تو روزگار درازی خواهی زیست، تا مردی از نسل مرا ملاقات کنی که شبیه ترین مردم به من و همنام من است. چون او را دیدی سلام مرا به او برسان.

چون سن جابر به کهولت رسید و پایان عمر خود را نزدیک یافت، همواره می گفت: ای باقر! ای باقر! کجا هستی؟ تا این که روزی او را ملاقات کرد. بر دست و پای او بوسه می زد و می گفت: ای شبیه رسول خدا (ص)! پدر و مادرم به قربانت،


1- 56. کشف الغمه 2 / 321؛ تذکره الخواص 303؛ بحار 46 / 227.
2- 57. اصول کافی 2 / 373؛ اختیار معرفه الرجال 42-41؛ اعلام الوری 263-262.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه