امام باقر علیه السلام جلوه ی امامت در افق دانش صفحه 174

صفحه 174

نمی پسندم و اگر به حکومت دست یابم چون آنان نخواهم بود. از این رو، زمام حکومت را به دست گرفتم.

عالم گفت: حال اگر تو خلیفه نمی شدی و دیگری بر جای تو می نشست و شیوه ی پیشینیانش را ادامه می داد آیا تو مسؤؤل جرم های او بودی؟

عمر گفت: خیر.

عالم گفت: پس تو راحت دیگران را با بلا و ناراحتی خودت خریده ای.

عمر گفت: هنوز موعظه کن.

عالم از جای برخاست تا بیرون رود و در این حال رو به عمر بن عبدالعزیز کرد و گفت: به خدا سوگند، نسل های نخست ما به وسیله ی پیشینیان شما هلاک شدند و نسل های میانی ما به وسیله ی خلفای معاصرشان به هلاکت رسیدند، و نسل های بعدی ما نیز به وسیله ی آخرینان دودمان شما هلاک خواهند شد.

از خداوند علیه شما دودمان بنی امیه یاری می طلبیم خداوند ما را کفایت می کند که نیکو وکیلی است. (1).

هرچند در متن این روایت مشخص نشده است که مرام این عالم چیست، ولی از محتوای گفتگوی او دانسته می شود که هدفش این است که به عمر بن عبدالعزیز بفهماند حق خلافت از آن مردان الهی و ائمه ی طاهرین (ع) است؛ زیرا اگر از این نکته چشم بپوشیم، بدیهی است که به هر حال حاکم عادل بهتر از حکومت ظلم است و اگر کسی بتواند باید در راه ایجاد عدل کوتاهی نکند. بلی، عدل را باید از طریق عدل به دست آورد نه از طریق جور و غضب!

یزید بن عبدالملک

دوران حکومت عمر بن عبدالعزیز با مرگ مشکوک (2) وی در سال 101 ه به پایان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه