صوفیگری از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 101

صفحه 101

عيسي مرده زنده كرد، ديد فناي خويشتن زنده جاودان تويي، شمس من و خداي من!

ابر بيا و آب زن، مشرق و مغرب جهان صور بدم كه مي‌رسد، شمس من و خداي من!

حور و قصور را بگو رخت برون بر از بهشت تخت بنه كه مي‌رسد شمس من و خداي من!

كعبه من، كنشت من، دوزخ من، بهشت من! مونس روزگار من، شمس من و خداي من!

برق اگر هزار سال چرخ زند به شرق و غرب از تو نشان كي آورد، شمس من و خداي من!

(214) صوفي‌گري

نعره هوي و هاي من، از در روم تا به بلخ اصل كجا خطا كند، شمس من و خداي من!

از در مصر تا به چين گفته و هاي و هوي من گفته شمس دين بخوان شمس من و خداي من! (1)

محتواي اين اشعار بي نياز از بيان است، زيرا غلو و بي‌حساب گويي در آن به انــدازه‌اي اســت كــه هــر آدم مؤمنــي را شديــدا مشمئــز و متنفــر مي‌كنــد.

مولــوي در كتـــاب مثنــوي نيــز دربــاره مرشــد يــا ولــي مــي‌گــويــد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه