صوفیگری از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 104

صفحه 104

بيشتر اقطاب و مرشدها، سواد و معلومات درستي ندارند خطرناك بودن اين موقعيت محسوس‌تر مي‌شود و بايد گفت اعتقاد مريدان به چنين مقامات موهوم و خيالــي براي بسيــاري از اقطـاب مصداق «تيغ دادن در كف زنگي مست» است.

ثالثا ـ صوفيان براي اين همه مقامات و اختيارات بي حد و حساب كه براي اقطاب قائلند هيچ گونه دليل قابل اعتمادي ندارند، گاهي به آيه شريفه «كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ : با راستگويان باشيد»(1) و گاهي به آيه «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوةِ وَالْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ» : با كساني باش كه صبح و شام خدا را مي‌خوانند و او را مي‌طلبند»(2) و گاهي به حديثي كه از امام صادق عليه‌السلام نقل شده: «مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ واعِظٌ مِنْ قَلْبِه وَ زاجِرٌ عَنْ نَفْسِه وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرينٌ مُرْشِدٌ يَتَمَكَّنُ عَدُوُهُ مِنْ


1. 119 / توبه.
2. 28 / كهف.

خطرات صوفي‌گري (219)

عُنُقِه: كسي كه واعظ قلبي و مانع دروني و رفيق راهنمايي نداشته باشد شيطان بر او مسلط مي‌شود».

واضح است كه هيچ يك از اين دو آيه و روايت دلالتي بر مقصود آنها ندارد، زيرا با صادقين و راستگويان بودن، ابدا ارتباطي با مسأله سرسپردن نزد مرشد و او را نافذ الامر و واجب الاطاعه دانستن ندارد، همچنانكه معاشرت با نيكان و مــردان خدا داشتن، ربطي به مسألــه مريد و مــراد و خرقــه و خانقاه و... ندارد.

روايت هم اتفاقا دليل بر ضد آنهاست، زيرا عبارت «مِنْ نِفْسِه» دليــل روشنــي اسـت بر اينكـه منظور داشتـن يك حالــت خداترســي باطنــي اســت.

به عبارت ديگر: روايت مزبور دستور مي‌دهد كه هركس بايد داراي وجدان بيدار و ايمان قوي و ملكات فاضله و همچنين همنشين خوب باشد كه او را از انحرافات باز دارد، همواره او را به خير و صلاح دعوت كند، اين چه ارتباطي به سرسپردن و اطاعت بي چون و چرا از مرشد و قطب دارد؟ گويا منشأ اشتباه آن‌ها استعمال كلمه «مرشد» در روايت است، ولي گويا آنها نمي‌خواهند بدانند كه ايــن كلمــه به همــان معنــي لغــوي يعنــي «راهنمــا» استعمــال شــده، نه بــه معنــي اصطلاحــي صوفيــــان.

(220) صوفي‌گري

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه