- اَلاِْهْداءِ 1
- متن تأييديه مرجع عاليقدر حضرت «آية اللّه العظمي مكارم شيرازي» در 2
- پيش گفتار 3
- هشدار به جوانان 4
- در اينجا يادآوري دو نكته لازم است 6
- روش ما 7
- عرفــان اسلامي و عرفــان التقاطي 8
- تصـوف در گذشتـه و امروز 10
- تضادهاي دروني ناشي از التقاط 15
- خلاصه و نتيجهگيري 20
- انگيزههاي چهارگانه گرايش به «تصوف» 26
- 1 ـ گرايشهـاي شديـد مـادّي 27
- 2 ـ اسـلام منهـــاي روحانيــت 27
- 3 ـ آزادي عمل 28
- جنـــب و جــوش اخيــر صوفيـــــان 29
- 4 ـ تلاشهاي استعمار 29
- عوامل رواني و اجتماعي توجه به تصوّف 30
- شاهكار صوفيان! 34
- امروز روز خانقاه سازي و دسته بندي نيست 37
- علل هفتگانه مخالفت عالمان با صوفيان 41
- رئـوس پنجگانه مطالب صوفيه 43
- تاريخچه تصوف 45
- ورود تصـــوف در اســـــلام 46
- ديدگاه رسول اكرم صلياللهعليهوآله درباره صوفيه 47
- ديدگــاه امام رضـا عليهالسلام دربـاره صوفيه 48
- ديدگاه امام صادق عليهالسلام درباره صوفيه 48
- ديدگاه امام هادي عليهالسلام درباره صوفيه 49
- انحطاط تصوف 52
- اصــول چهارگانه عقايـد صوفيه 55
- راه وصــــول بــه اســرار ناگفتنـــي! 56
- مبارزه با علوم و دانشها! 60
- قرآن را هم به گوشهاي گذارد 64
- كشـــــف و شهــــود و رؤيــا 66
- 1 ـ خواب مغناطيسي با چه وسايلي توليد ميشود؟ 68
- 2 ـ اثر تلقيــن از نظر روانشنـاسي 69
- 3 ـ تجسم اوهام! 70
- نمونهاي از مكاشفات صوفيه 75
- رياضتهاي عجيب صوفيان 77
- نمونههايي از رياضات عجيب صوفيها 79
- يك نمونه از منطق اسلام درباره رياضت 83
- لــذات و هوسرانيهــاي خانقــــاه! 86
- رقص ابوسعيد! 88
- رقص مقدم بر همه چيز بود حتي بر نماز 89
- فـراز ديگري از رسواييهاي خانقاه 92
- شيخ و قطب و مرشد 93
- حدود اختيارات 10 مادّهاي اَقطاب 96
- راهشناسي قطب و مرشد! 99
- شمـس من و خـداي مــن 99
- خطــرات صوفـي گري 102
- عقيده دانشمندان اسلام در اين باب 105
- تفسير به رأي و قانون شكني! 107
عقيده دانشمندان اسلام در اين باب (223)
قديم، اميبود.(1) شمس تبريزي چنانكه از كتب تراجم احوال عرفا برميآيد از اهل علم نبوده (نفحاتالانس جامي) و در روش و گفتار بسيار تلخ و خشن بوده با وجود اينها، جلال الدين او را مظهر تام و كامل «خدا» ميشمرد و به مقام پرستش به او ارادت ميورزيد. و ديوان مولانا جلالالدين رومي معروف به «كليات شمس تبريزي» كه مركب از چندين هزار بيت است پر از مدح و ستايش شمس تبريزي است كه استاد نمونهاي از آن را نقل كردهاست. همچنين شيخصلاحالدينزركوب قونويكهازاجلّه اصحاب جلال الدين رومي بوده و از طرف او مقام شيخي و پيشوايي داشته، مردي امّي و عامي بود.
به عبارت ديگر: هر عملي كه نام طريقت بر آن گذارده شود (اعم از ذكر و فكر
1. تــذكـــرة الاوليــــاء، جلــد 1، صفحــه 5 .
(224) صوفيگري
و عبادات و...) در شرع حكمي دارد، آنچه به حال بشر مفيد است، يا به عنوان واجب يا مستحب دستور داده شده و از آنچه مضر بوده، به عنوان حرام يا مكروه منــع شده، در اين صــورت جايــي براي اظهــار نظر ديگــري باقـي نميمانــد.
اسلام با اين وضع، سدّ محكمي در اطراف احكام و دستورات آسماني خود كشيده و پاسداراني براي آن تعيين كرده و آن را از دستبرد دشمنان دانا و دوستان نادان محفوظ داشته است و به هيچ وجه اجازه نميدهد كسي كوركورانه سر به ديگري بسپارد و مطابق خيالات و هوا و هوسهاي او قدمي برميدارد، آنچه را غير از دستوراتي است كه از كتاب و سنت رسيده، بدعت و گمراهي است و پيروان آن را بر باطل ميشمارد.
بنابراين در فرهنگ اسلام جايي براي «قطب» و «مرشد» و «پير» نيست، اگر راستي مجتهـد و اهـل استنبـاط هستنـد، در سلـك فقها خواهند بود و اگر نيستند
عقيده دانشمندان اسلام در اين باب (225)
ـ همان گونــه كه غالبـا چنيــن است ـ پيـروي از آنها گناه و خطا و انحراف است.