صوفیگری از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 76

صفحه 76

2 ـ در صفحه 331 از همان كتاب مي‌نويسد: جبرئيل گيلاني نقل كرد از برادر خود پير محمد، گفت: اوّل مرتبه‌اي كه به خدمت شيخ صفي رسيدم (حالت مكاشفه‌اي بر من دست داد) ديدم پاي شيخ به تحت الثري و سرش به عليين و

(162) صوفي‌گري

دوش‌راست‌اوبه‌كنار كوه قاف و دوش چپش هم به‌كنار كوه‌قاف‌است!نعره‌اي زدم و از خود برفتم، بعد از ساعتي شيخ از من سؤال كرد چرا نعره زدي؟! آن صورت كه ديده بودم عرض كردم... .

آيا محملي براي اين گونه سخنان جز فعاليت قوه توهّم پيدا مي‌كنيد هر قدر هم حســن ظن داشتـه باشيــد؟

3 ـ بـاز در همان كتاب در صفحه 330 نقل مي‌كند: از خواجه محمد «سراوي» كه از پيرمحمود، خادم خواجه افضل سراوي شنيدم: وقتي خواجه افضل از اردبيل از خدمت شيخ صفي، قصد «سراو» كرد، شيخ به او گفت: در برابر من سوار شو، خواجه افضل سوار شد و حركت كرديم. چون به نيم فرسنگي اردبيل رسيديم نگاه كردم ديدم شيخ بزرگ مي‌شد، بزرگ مي‌شد! به

نمونه‌اي از مكاشفات صوفيه (163)

اندازه‌اي كه تمام ولايت اردبيل از او پر شد! نعره‌اي زدم و بي‌خود گرديدم و از اسب درافتادم. خواجه افضل از مشاهده اين حالت خوشش نيامد و متحيرانه به من نگاه كرد، من آنچه را ديده بودم بازگفتم. گفــت: اي كور بصــر، يعنــي شيــخ بــه آن انــدازه اسـت كـه در ولايـت اردبيــل بگنجــد؟ آنچــه را ديـدي به قدر خودت ديدي!

نگــارنــــــده گــويـــــد: ايــــن اســـت معنـــــي تجســــــم اوهــــــام!

4 ـ محي الدين عربي يكي از سلسله جنبانان اين طريقت در كتاب «مسامرةُ الابرار» مي‌نويسد: رجبيون كساني هستند كه داراي يك نوع رياضت مي‌باشند و از آثار آن اين است كه در حالت مكاشفه «رافضي‌ها» (شيعه‌ها) را به صورت خــوك مي‌بيننـد!

(164) صوفي‌گري

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه