صوفیگری از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 81

صفحه 81

2 ـ خود را در وسط چاه معلق ساخت!

در حالات شيخ «ابوسعيد» كه از صوفيان معروف و به عقيده متصوفه داراي مقــامات بسيار عالـي است چنين مي‌خوانيم:


1. تــاريـــخ تصــوف، دكتــر غنـــي، صفحـــه 361 .

نمونه‌هايي از رياضات عجيب صوفي‌ها (173)

«در جواني شب‌ها پس از آن كه اهل خانه به خواب مي‌رفتند آهسته برخاسته به مسجد مي‌آمد. در گوشه مسجد چاه آبي بود، طنابي را به وسط چوبي بسته و سر ديگر طناب را به پاي خود مي‌بست و سپس چوب را روي دهانه چاه گذارده، و خود را در وسط چاه تا نزديك طلوع صبح معلق مي‌ساخت و قرآن مي‌خواند، آخر شب از چاه بيرون آمده و آهسته به خانه برمي‌گشت تا پدر و مادرش نفهمند» !(1)

ديني كه مي‌گويد: «جان خود را به هلاكت نيندازيد» و حتي عبادات و وظايف مهم ديني را مانند «روزه» در صورتي كه زيان‌بخش باشد قدغن و ممنوع كرده است، هرگز اجازه مي‌دهد كسي دست به چنين اقدام جاهلانه و خطرناكي بزند؟ آيا راه تحصيــل كمــال اين اعمــال بي‌رويــه است؟ هيــچ عقلــي بـاور مي‌كند ؟


1. نقل از كتاب اسرارالتوحيد في مقامات أبي سعيد، صفحه 22.

(174) صوفي‌گري

3 ـ هفت من نمك در چشم خود كرد!

درباره «ابوبكر شبلي» كه در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري مي‌زيست، چنين مي‌خوانيم: «به اول كه مجاهده بر دست گرفت سالهاي دراز شب نمــك در چشم كشيــدي تا در خواب نشــود و گوينــد كه هفــت من نمك در چشــم كــرده بــود!»... (1) و راستــي عجـــب چشـــم بـادوامـــي داشتـــه !

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه