صوفیگری از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 98

صفحه 98

حتي اينكه بسياري از صوفيان معتقدند كه سالك بايد صورت مرشد خود را در همه حال در نظر داشته باشد و كمتر از او غفلت كند، چنانكه حاج زين العابدين شيرواني كه از حاميان سرسخت اين طايفه است در كتاب خود «رياض السياحة» در صفحـــه 155 مي‌نـــويســــد:

حدود اختيارات اقطاب (205)

«پس در اين حال سالك بايد در جميع احوال و افعال و اقوال، از مراقبت صورت "مرشد" غافل نشود! و در هنگام ذكر و ورد و طاعت و خدمت از وجه شيخ خود غافل نگردد، تا آنكه سالك را از كشمكش خيال و اضطراب بازدارد و در نتيجه خطرات نفساني و وساوس شيطاني نگذارد»!

و بر اثر همين اختيارات عجيب كه براي خود قائل هستند ممكن است بعضي از دستورات شرع مقدس را براي عموم يا براي بعضي علنا نقض كنند، به طوري كه يكي از دوستان مورداعتماد من نقل مي‌كرد كه يكي از فرقه‌هاي صوفيان قرائت نماز مغرب يا عشاء را (ترديد از نويسنده) است رسما آهسته مي‌خوانند، وقتي تحقيق كردم گفتند: فقيري، در حالت توجه و جذبه معنوي بوده، ديگري در كنار او به نماز مغرب يا عشاء مشغول شده و قرائت را بلند خوانده، فقير از آن حال خوش بدر آمده، مرشد را چون اين قضيه مسموع افتادي، دستور دادي كه

(206) صوفي‌گري

همگـان نماز خود آهستـه خواننــد، نكند فقير ديگري را از حال خوشي بازدارند!

خلاصه اينكه: در دستگاه صوفيان يك انضباط بسيار شديد، شديدتر از انضباط‌هاي نظامي و حزبي حكومت مي‌كند، با اين تفاوت كه در انضباط‌هاي حزبي (مانند انضباط شديد احزاب كمونيست) فقط اعمال و رفتار كنترل مي‌شود اما در اينجا عقايد و افكار هم به گمان اينكه نزد مرشد آشكار است كنترل مي‌گردد، منتها گاه سران صوفيان خودشان آزادي‌هاي وسيعي به افراد مي‌دهند، چنانكه در اوايل كتاب هم اشاره شد. در حالات ملاي رومي نوشته‌اند: روزي شمس تبريزي از ملاي رومي شاهدي (پسري) خواست مولانا «حرم» (عيال) خود را دست گرفت در ميان آورد و فرمود او خواهر جاني منست، گفت: «نازنين پسري» مي‌خواهم! في الحال فرزند خود «سلطان ولد» را پيش آورد،

حدود اختيارات اقطاب (207)

فرمود كه وي فرزند من است! حاليا اگر قدري «شراب» دست مي‌داد ذوقي مي‌كردم «مولانا» بيرون آمد و سبويي از محله «جهودان» پر كرده بر گردن خود بياورد! مولانا شمس الدين فرمود كه من قوت مطاوعت و سعت مشرب مولانا را امتحــان مي‌كردم و از چه گويند زيادت است! (جامي، نفحات الانس، صفحه 466).

از اين داستان و امثال آن در كتاب‌هاي بزرگان صوفيه به فراواني مي‌توان يافت به ميزان تمكين و سرسپردگي مريد سالك در برابر پيرو مراد و «قطب» پي برد و تا كسي به اصطلاح زير خرقه نرود، هفت شهر عشق را نپيمايد، مراحل تصوف را طي نكند در برابر «قطب» فروتني و تمكين، تا مرحله تسليم و فناي خويش، نجويد وي هرگز به برخورداري از امتيازات ويژه مقامات تصوف نايل نخواهـد آمد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه