- اقسام ایمان در قرآن 1
- اقرار زبانی 1
- هرچه میخواهی در قرآن بجوی 1
- اشاره 1
- اهل بیت ترجمان قرآن 1
- اشاره 2
- تصدیق قلبی 2
- تایید و حمایت 2
- اقسام کفر در قرآن 2
- انجام واجبات 2
- انکار (که خود بر دوقسم است) 3
- ترک فرمان خدا 3
- کفران نعمت 3
- بیزاری 3
- از روی آگاهی 3
- از روی نادانی 3
- معنای خشم و غضب خدا 4
- چرا دعاهای ما مستجاب نمیشود؟ 4
- رنگ خدایی 4
- بهره هر کس از قرآن، به اندازه خویش 4
- کمترین اهانتبه پدر و مادر، ممنوع 4
- هشدار به مدعیان دانش قرآن 5
- پاورقی 5
اهل بیت ترجمان قرآن
مرحوم شیخ کلینی در اصول کافی بخشی را به مسائل حجت و دلیل شیعیان اختصاص داده و در یکی از اخبار آن بخش چنین نقل کرده: منصوربن حازم گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: خداوند بالاتر از آن است که به وسیله مخلوقاتش شناخته شود بلکه این مخلوقاتند که به وسیله خدا شناخته میگردند. امام صادق (ع) فرمود: راست گفتی. گفتم: کسی که دانست برای او پروردگاری است، پس سزاوار است کهبداند برای آن پروردگار رضا و سخطی است که جز از راه وحی و رسول شناخته نمیگردند، پس اگر به کسی وحی نشد سزاوار است که دست به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات کرد، خواهد دید که آنها حجت هستند و پیروی از ایشان واجب. آنگاه به امام صادق (ع) میگوید که از مردم در مورد حجت بعد از رسول خدا (ص) پرسیدم. آنها گفتند: قرآن، ولی من به آنها تذکر دادم که قرآن بدون سرپرست و قیم کفایت نمیکند، چرا که گروههای مختلف از جمله مرجئه، قدریه و حتی زنادقه که به قرآن ایمان هم ندارند برای سخن خویش به قرآن استدلال میکنند و روی همین جهات است که گفتم قرآن نیاز به سرپرستی دارد که هر چه در مورد آن بفرماید حق باشد و در این میان کسانی چون ابن مسعود و عمر و حذیفه به عنوان سرپرست معرفی شدند اما من سوال کردم که آیا تمام قرآن را میدانستند؟ در جواب گفتند: خیر، تنها علی بود که آگاه به تمام قرآن بود. من گفتم: پس شهادت میدهم که علی (ع) قیم و سرپرست قرآن است و پیروی از او واجب و پس از رسول خدا (ص) حجت بر مردم است و آنچه در مورد قرآن ابراز عقیده کند حق است. امام صادق (ع) پس از شنیدن سخنان او و استدلال زیبا و محکم وی او را با گفتن «رحمک الله ستود و دعایش کرد. [1] . سخنان جناب منصور را ضمیمه کنید به فرمایش حضرت امیرالمومنین که میفرماید: (ع) «این قرآن جز خطوطی که میان دو جلد نگاشته شده، چیزی نیست، به زبان سخن نمیگوید، ناچار باید ترجمانی داشته باشد.» [2] . در همین زمینه یکی از اصحاب امام صادق (ع) میگوید: شنیدم که امام صادق (ع) میفرمود: «نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عیبة وحی الله.» (ما ولی امر «امامت و خلافت خدا و گنجینه علم خدا و صندوق وحی خدائیم) [3] . پدر گرامی آن حضرت، امام باقر نیز (ع) میفرماید: نحن تراجمة وحی الله (ما مترجمان وحی خدائیم.) [4] .
هرچه میخواهی در قرآن بجوی
اشاره
در قرآن میخوانیم: «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکلشیء...» [5] . امام صادق (ع) میفرماید: «خداوند در قرآن هر چیزی را بیان کرده است، به خدا سوگند آنچه که مورد احتیاج مردم بوده را کم نگذارده، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود در قرآن نازل میشد، آگاه باشید همه نیازمندیهای بشر را خدا در آن نازل کرده است.» [6] آری، قرآن کتاب تربیت و آدم سازی است. تمام آنچه برای رسیدن به تکامل و قرب الهی لازم است در قرآن آمده، باطن قرآن نیز ژرفائی دارد که برای رسیدن بدان علم اهلبیت لازم دارد و همچنین جزئیات احکام و مطالب مختلف در قرآن است که همان علم خاندان وحی را میطلبد. امام صادق (ع) میفرماید: «ما من امر یختلف فیه اثنان الا و له اصل فی کتاب الله عزوجل و لکن لا تبلغه عقول الرجال (هیچ امری نیست که دو نفر در آن اختلاف پیدا کنند مگر آنکه اصل و ضابطهای در قرآن دارد و لیکن عقول مردم بدان نمیرسد.) [7] . در جای دیگر امام فرمود: معنای این روایت که «هیچ آیهای از قرآن نیست مگر آنکه ظهر و بطنی دارد» این است که: ظهر قرآن تنزیل آن و بطن آن تاویلش میباشد که بخشی از آن سپری گشته و بخش دیگر هنوز نیامده ومانند خورشید جریان دارد، آنچه از تاویل آمده همان گونه که شامل مردگان میگردد، زندگان را نیز شامل میشود و خداوند میفرماید: «تاویل آن را جز راسخان در علم نمیدانند» و ما از تاویل آن آگاهیم. [8] . آن امام (ع) همچنین میفرماید: من به کتاب خداوند آگاهم و گوئی در کف دستم قرار دارد، در آن خبر آسمان و زمین و خبرهای آینده و کنونی موجود است، خداوند میفرماید: «نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء» [9] .
اقسام ایمان در قرآن
اشاره
امام صادق (ع) میفرماید: «ایمان در قرآن چهارگونه مطرح گشتهاست: