فرهنگ فرزانگی صفحه 7

صفحه 7

يا هشام! ان الله جل‌وعز حكي عن قوم صالحين أنهم قالوا: «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك أنت الوهاب» [آل عمران / 7] حين علموا أن القلوب تزيغ و تعود الي عماها و رداها. انه لم يخف الله من لم يعقل عن الله و من لم يعقل عن الله لم يعقد قلبه علي معرفة ثابتة يبصرها و يجد حقيقتها في قلبه. و لا يكون أحد كذلك الا من كان قوله لفعله مصدقا و سره لعلانيته موافقا، لأن الله لم يدل علي الباطن الخفي من العقل الا بظاهر منه و ناطق عنه. اي هشام! خداوند - آن باشكوه‌ترين و تواناترين - از نيكوكار مردماني چنين حكايت كرده است كه گفته‌اند: «خداوندا! دلهاي ما را از پس آن كه ما را راه نموده‌اي، منحرف نگردان، و ما را از نزد خويش رحمتي بخش، تويي، تويي خداوند فراخ بخش نيكودار.»، كه آنان مي‌دانستند كه دلها و جانها گمراهي مي‌گيرد و كژي مي‌پذيرد و به نابينايي و پستي باز مي‌گردد. آن كه از خداوند انديشه نكند، بيم او در دل راه نمي‌دهد و آن كه از خداوند انديشه نكند، دل به شناخت و معرفتي استوار، كه ببيند و راستي و حقيقت آن را در جان خويش بيابد، نمي‌بندد. و هيچ كس چنين [صاحب معرفت] نمي‌شود، مگر آن كه گفتار و كردارش يكسان باشد و آشكار و نهانش يكسو. چرا كه خداوند آدميان را به خرد پوشيده و پنهان راهنما نشده است و آنان را خردي بخشيده است پيدا و گويا.

تمام العقل (كمال خرد)

يا هشام! كان أميرالمؤمنين (عليه‌السلام) يقول: ما من شي‌ء عبدالله به أفضل من العقل. و ما تم عقل امري‌ء حتي يكون فيه خصال شتي، الكفر و الشر منه مأمونان، و الرشد و الخير منه مأمولان. و فضل ماله مبذول. و فضل قوله مكفوف. نصيبه من الدنيا القوت، و لا يشبع من العلم دهره. الذل أحب اليه مع الله من العز مع غيره. والتواضع أحب اليه من الشرف. يستكثر قليل المعروف من غيره و يستقل كثير المعروف من نفسه و يري الناس كلهم خيرا منه و أنه شرهم في نفسه و هو تمام الأمر. اي هشام! اميرمؤمنان - درود بر او باد - مي‌فرمود: هيچ كس خداوند را با چيزي كه برتر و بهتر از خرد باشد نپرستيده است. [خداوند با چيزي برتر از خرد پرستيده نشده است] خرد هيچ آدمي بار نگيرد و كمال نپذيرد، جز آن كه اين چند صفت و ويژگي در او باشد: كفر نورزد و به هيچ كس شر نرساند، از او بالندگي و نيكويي برآيد، زياده‌ي دارايي خويش را ببخشد، سخنان بيهوده را بس كند، بهره‌ي او از جهان [تنها] كفاف زندگي باشد، در همه‌ي عمر از دانش سير و آكنده نگردد، خواري با خدا را از بزرگواري بي خدا دوست‌تر بدارد، نيكويي اندك ديگران را فراوان شمارد، و نيكويي بسيار خويش را اندك پندارد، همه‌ي مردمان را نيكوتر و بهتر از خود بداند و خويشتن را - پيش خود - بدترين آنان بينگارد. و اين همه‌ي سخن در كمال خرد است.

ثمرة الصدق و الاحسان (ميوه‌ي راستي و نيكويي)

يا هشام! من صدق لسانه زكا عمله. و من حسنت نيته زيد في رزقه. و من حسن بره باخوانه و أهله مد في عمره. اي هشام! هر كس زبانش راست گويد، كردارش پاك شود، هر كس نيت و پندار نيكو آورد، روزي‌اش افزون گردد، و هر كس با برادران [و ياران] و خاندانش نيكويي [و مهرباني] كند، عمر بلند و روزگار دراز يابد.

تعليم الحكمة (آموزش حكمت)

يا هشام! لا تمنحوا الجهال الحكمة فتظلموها، و لا تمنعوها أهلها فتظلموهم. اي هشام! حكمت و فرزانگي را به نادانان و نابخردان نياموزيد كه [اگر چنين كنيد] به حكمت ستم خواهيد كرد، و آن را از مشتاقان و سزاواران دريغ نداريد، كه [اگر چنين كنيد] به آنان ستم روا داشته‌ايد.

ترك التعلق بالدنيا (ترك تعلق)

يا هشام! كما تركوا لكم الحكمة فاتركوا لهم الدنيا اي هشام! چنان كه نابخردان خرد و فرزانگي را به شما وانهاده‌اند، شما نيز اين جهان را به آنان وانهيد.

ثمن الجنة (بهاي بهشت)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه